می خواهم ضعف دین زرتشت.مسیحیت.بودا.وهابیت.سنی را بدانم خیلی مختصر ومفید تا بتوانم جواب گو باشم در مقابل عقائد سست.تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به جهت طولاني شدن پاسخ در هر مورد به يك گزينه اكتفا مي كنيم:
مسيحيت:
اولين موردي كه مي توان در اين زمينه مثال زد عقل گريزي مسيحيت است. مثلا بحث توحيد در مسيحيت؛ مؤلف قاموس كتاب مقدس (مستر هاكس آمريكايى) در معناي آن مي گويد:
«طبيعت خدايى متشكل از سه« اقنوم » متساوى الجوهر مى باشد ،يعنى خداى پدر و خداى پسر و خداى روح القدس. خداى پدر خالق جميع كائنات است به واسطه پسر، و پسر فادى( فدا شونده)، و روح القدس پاك كننده مى باشد. امّا بايد دانست كه اين هر سه اقنوم را يك رتبه و عمل است ».(1)
«اقنوم» در لغت به معنى «اصله» و شخص است. آنان براى هر يك از اين سه خدا، يك رتبه و يك درجه و يك عمل معتقدند و هر فردى را خداى مستقلى مي دانند.
اشكال كاملاً واضح در اين تعريف تناقضي است كه درون خود دارد. تناقض اين است كه يك در عين يك بودن سه باشد. چون در توضيح گفته اين سه مستقل از هم هستند، يعني سه تا بودن حقيقي است، اما در ابتدا بيان مي كند كه خدا يگانه است و در درون اين يك، سه تا وجود دارد. پس نتيجه اين كه در عين حال كه يكي است، يكي نيست و (سه تا) است. دلايل توحيد و يگانگى خداوند، هرنوع شرك و دوئيتى را براى خدا ابطال كرده است. به حكم دلايل متعدد توحيد، ممكن نيست كه بتوان براى خدا نظير و شريكى تصور نمود.
آيين زردشت:
وجود گرايش چندگانه پرستي به دليل نبود يك نگرش خالص و درست.(2)
اين مذهب، مذهب دوگانه پرستي است؛ مذهب «اهورا» و «اهريمن»؛ «خير» و «شرّ». هر كه و هر چه خوب باشد، جزء «سپنتامئي نو» و اهورا است. اما اگر بد باشد، جزء «انگرمئي نو» و اهريمن است. اين هر دو همواره در حال نبردند.
البته نويسندگان جديد زردشتي كه مي بينند ذهن امروز جهان، توحيد را مي ستايد و مي پرستد، تلاش مي كنند از آن چهره توحيدي بسازند.
آيين بودا:
اصولا مقايسه آيين بودا با اديان ابراهيمي قياسي ظالمانه است. در اين دين موجودي به عنوان خدا و خالق انسان و جهان وجود ندارد. خدا در آيين بودا جايگاه خاصي ندارد و انديشمندان بودايي در برابر خالق جهان موضع لاادري اختيار نموده اند، به قول خودشان، آن ها در فكر نجات بشر از بدبختي و نكبت مي باشند و مي خواهند با روش هايي كه بودا بر اثر رياضت به آ ن ها دست يافت، از آلام انسان بكاهد. به نظر مي رسد كه بهترين مطلب دربارة اين آيين كلام استاد شهيد مطهري باشد كه فرمود: آيين بودايي يك فلسفه است نه اينكه دين باشد.(3)
اهل سنت:
مشكل اصلي اهل سنت تبعيت از انسانهايي است كه به شهادت تاريخ و آموزه هاي ديني دست به تحريف دين زدند. خلفاي راشدين ـ ابوبكر، عمر، عثمان ـ به لحاظ ضعف علمي در تمام زمينه ها و نيز به لحاظ اجتهاد به مصلحت و نه به حقيقت و واقعيت دين و در نظر داشتن حبّ و بغضهاي قومي و سياسي در بيان و اجراي احكام دين، دچار انحراف از قرآن و سنت و روش رسول خدا (ص) گرديدند، در نتيجه بدعتهايي را در دين خدا وارد كردند كه مخالف نص صريح قرآن و سنت نبوي بود. از اين رو هم خودگمراه گرديدند و هم پيروان آنان اسير اين گمراهي شدند.(4)
وهابيت:
البته توجه داشته باشيد كه وهابيت يك مذهب جدا نيست و زير مجموعه اهل سنت مي باشد. راجع به وهابيت كافي است به اين نوشته سيد مصطفي رضوي در كتاب "اطلاعات سياسي و مذهبي پاكستان" بسنده كنيم كه وهابيان، تمام فرق اسلامي از شيعه و سني را در زمره مشركان و كفار و بت پرستان مي شمارند، حاجت و زيارت و احترام و تعظيم قبور حضرت پيامبر و ائمه اطهار را نوعي بدعت و بت پرستي قلمداد مي كنند و حرام مي دانند. آنها سلام و تكريم و احترام به پيامبر را جز در نماز جايز نمي دانند، و پايان زندگي دنيوي او را، پاياني بر بزرگداشت و گرامي داشت او مي دانند. هرگونه آثار، گنبد و بارگاه بر قبور ائمه و بزرگان را بدعت مي دانند و معتقدند كه حضرت رسول (ص) يك بشر با همه ناتواني ها و ضعف هاي بشري بوده و مرده است و هيچ خبري از ما و جهان امروز ندارد، لذا زيارت قبرش حرام است.(5)
پي نوشت ها:
1. هاكس، جيمز، قاموس كتاب مقدس، اساطير، تهران، 1383ه.ش، ص344.
2. هيوم، رابرت، اديان زنده جهان، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، بي تا، ص 291.
3. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، صدرا، 1375ش، ج14، ص178.
4. اميني، ابراهيم، مسائل كلي امامت، بوستان كتاب، قم، 1385ش، ص 55 الي 60.
5. رضوي، سيد مصطفي، اطلاعات سياسي و مذهبي پاكستان، ناشر مولف، بي جا، 1377ش، ص 63- 64.
موفق و موید باشید






