با سلام و عرض خسته نباشيد
اينجانب واجبات خود را انجام ميدهم اما در مورد چرايي انجام آنها برايم سوال پيش آمده لطفا براي من توضيح دهيد كه :
چرا و به چه دلیل بايد نماز خوند؟
چرا بايد حضرت محمد (ص) را قبول کرد؟ دليلش چيست؟
چرا قران رو بايد قبول کنم؟
لطفا بصورت خيلي ساده و روان توضيح دهيد
با تشكر
پرسش: دليل قبول كردن قرآن و حضرت محمد(ص)
با سلام و عرض خسته نباشيد
اينجانب واجبات خود را انجام ميدهم اما در مورد چرايي انجام آنها برايم سوال پيش آمده لطفا براي من توضيح دهيد كه :
چرا و به چه دليل بايد نماز خوند؟ لطفا بصورت خيلي ساده و روان توضيح دهيد ؛ با تشكر
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در صورتي كه سوال شما از دليل قبول اسلام و نبوت پيامبر يا حقانيت قرآن است در نوبت هاي بعد به طور دقيق تر سوال خود را مطرح نماييد تا پاسخ لازم ارائه گردد؛ اما در مورد دليل خواندن نماز بايد گفت:
علت اصلي نماز خواندن ما تنها و تنها واجب بودن آن است؛ يعني ما نماز را به جهت اين كه دستور خداوند و تكليفي شرعي بر عهده ما است، به جا مي آوريم؛ هرچند به روشني مي دانيم كه نماز آثار و بركات متعدد جسمي و روحي و فردي و اجتماعي براي ما دارد؛ با همه اين ها بايد پرسيد: چرا نماز واجب است و چرا اين تكليف براي ما در نظر گرفته شده؟
در پاسخ مي گوييم وجوب، يكي از احكام پنج گانه شرعي است كه در شريعت و از جانب شارع مقدس كه خداوند متعال باشد، براي نظام دادن به ساختار بندگي بندگان تنظيم شده است. در نتيجه، از آن جا كه پذيرش شريعت و عمل به آن، در مرتبه اي بعد از پذيرش اصل دين و اثبات نبوت و پذيرش خداوند از راه عقل و برهان است، در مورد شريعت چرايي و چگونگي عقلي معنا ندارد. بهترين پاسخ در مورد چرايي وجوب عبادات و ديگر وظايف آن است كه خداوند فرموده است.
اما اگر منظور از چرايي، يافتن حكمت هاي وجوب عملي مشخص و مستمر به نام نماز است، مي توان گفت:
اصولا حكمت هاي عبادتي چون نماز را بايد در فلسفه كلي عبادات و مناسك عبادي جستجو نمود. ما معتقديم كه عبوديت و پرستش، يكي از نيازهاي انسان است. تمامي انسان ها از ابتدا تاكنون به شكلي پرستش داشتهاند. روح انسان، نياز به عبادت و پرستش دارد و هيچ چيزي جاي آن را پر نمي كند؛ امّا سخن در نحوه پرستش است.
در فرهنگ اسلامي تعيين كردن و مشخص نمودن شكل عبادت، با شارع مقدس است. كسي نمي تواند عبادتي اختراع كند. اگر كسي ذكر و دعايي را به عنوان عبادت پديد آورد، از مصاديق روشن بدعت و تشريع است كه كار حرامي است؛ زيرا امور عبادي را همان گونه كه از طرف شارع مقدّس بيان شده است، بايد انجام داد؛ نه كم تر و نه بيش تر. در نتيجه، خداوند نماز را واجب فرموده و مقررات و شرايطي هم براي آن وضع نموده است.
اگر در ماهيت و شكل نماز دقت شود، مي بينيم كه نماز بهترين شيوه اظهار بندگي است. مجموعه اجزا و حركات آن، تجلي تواضع و تسليم در برابر خداوند است. در عين حال، گراميداشت و جايگاه انسان و قدرت و توان او نيز در اين تكليف مورد توجه قرار گرفته است.
به علاوه، نوع چيدمان اوقات نماز به گونه اي است كه نه به انسان فشار طاقت فرسايي وارد شود و نه آدمي تا مدت زيادي از انجام آن و توجه به خداوند و حقايق عالم غافل گردد؛ بلكه به طور منظم و مستمر، اين عمل عبادي زيبا و آسان در زندگي تكرار مي گردد.
اما دقت و تأمل در اين شكل و قالب و شروط و قيود اين عمل، به چه دليلي است؟
نماز، نماد تسليم و عبوديت در برابر خداوند است. اگر قرار باشد كه هر انساني طبق خواسته خود عمل نمايد و آن را به جا بياورد، نه آن چيزي كه خداوند از او خواسته، ديگر بندگي خداوند نمي شود؛ بلكه بندگي خود و عمل طبق خواسته خود است. اميرمؤمنان (ع) در روايتي پس از بيان اين كه معناي اسلام را تسليم شدن در مقابل پروردگار مي داند. كه نشان تسليم در عمل آشكار مي شود، مي فرمايد:
مؤمن، بناي دين خود را بر اساس رأي و نظر شخصي نمي گذارد؛ بلكه بر آنچه از پروردگارش رسيده، بنيان مي نهد.(1)
شايد يكي از رموز خواندن نماز به همان صورتي كه پيامبر فرمود،حفظ شكل و ساختار عمل بعد از قرن ها است كه در نتيجه آن، ماهيت و روح كلي و ساختار اساسي خود دين هم در پرتو آن زنده و پا برجا باقي مي ماند؛ در حالي در اديان ديگر ما چنين عمل معيني را نمي بينيم. به همين دليل، آن روح كلي اديان ديگر و ساختار اصلي به مرور زمان از دست رفته است.
هشام بن حكم از امام صادق (ع) پرسيد: چرا نماز واجب شد، در حالي كه هم وقت مي گيرد و هم انسان را به زحمت مي اندازد؟ امام فرمود: «پيامبراني آمدند و مردم را به آيين خود دعوت نمودند. عده اي هم دين آنان را پذيرفتند؛ امّا با مرگ آن پيامبران، نام و دين و ياد آنها از ميان رفت. خداوند اراده فرمود كه اسلام و نام پيامبر اسلام(ص) زنده بماند و اين، از طريق نماز امكان پذير است». (2)
يعني علاوه بر آن كه نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مكتب و احياي دين هم هست. در جمع بندي مي توان گفت هم شكل و ساختار ظاهري نماز، زيبا و جذاب و اثربخش است و هم معارف بلند اسلامي در آن وجود دارد، هم تسبيح و تقديس لفظي است و هم تقديس عملي؛ ركوع و سجود و تسبيح و ستايش و دعا و تكبير و سلام و خلاصه همه زيبايي ها در نماز موجود است.
با اين همه، اگر نماز به طور صحيح و كامل با حفظ شرايط و آداب و با توجه به روح اصلي و ماهيت حقيقي اش خوانده شود، هم انسان را منظم، مقيد، اجتماعي و دور از غفلت و دنيازدگي مي كند و هم جلوي بسياري از مفاسد اجتماعي را مي گيرد كه حصول همه اين نتايج، در فرض التزام و جديت و استمرار در نماز است؛ نه اختيار و حق انتخاب در انجام آن.
قرآن كريم به صراحت اعلام مي نمايد كه نماز، مانعي در برابر انجام فحشا و منكر است (3) و اين يعني حيات پاك و نوراني و سعادتي كه براي آينده انسان رقم مي خورد.
پس هر چند نماز داراي بركات و ثمرات بسياري نظير به ياد خدا افتادن، آرامش، دوري از زشتي هاو ... است. اما اگر در مورد خاصي چنين نتيجه و ثمره اي حاصل نشد يا بدون نماز هم برخي از اين ثمرات براي ما حاصل بود، نمي توان نماز را به كنار گذاشت و آن را بي فائده دانست. زيرا عين مخالفت با دستور خداوند و ضد تسليم و عبوديت كه حقيقت بندگي است مي باشد.
پي نوشت ها:
1. علامه مجلسي، بحار الانوار، نشر اسلاميه، تهران، بي تا، ج 65، ص 309.
2. شيخ صدوق، علل الشرائع، ج 2، ص 317، انتشارات داورى، چاپ اول ، ج 2، ص 317.
3. عنكبوت (29) آيه 45.
پرسش: چرا بايد حضرت محمد (ص) را قبول كرد؟ دليلش چيست؟
چرا قران رو بايد قبول كنم؟
چرا بايد حضرت محمد (ص) را قبول كرد؟ دليلش چيست؟
چرا قرآن رو بايد قبول كنم؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ سوال اول شما مي گوييم كه اگر مقصود شما اين است كه چه دليلي و برهاني بر نبوت حضرت محمد وجود دارد تا نبوت ايشان اثبات شود و ديگران بتوانند او را قبول كنند، در اين صورت مي گوييم كه متكلمان و دانشمندان مسلمان ادله عقلي زيادي بر نبوت آن حضرت اقامه كرده اند كه مستحكم ترين دليل عقلي بر نبوت آن حضرت دليل معجزه است كه معجزه عبارت است از ثبوت و يا نفي هر امر خارق عادتي كه مطابق دعوي پيامبري باشد.(1)
توضيح مطلب اين كه تاريخ قطعى گواهى مىدهد كه پيامبر اسلام دعوت خود را با معجزات گوناگون مطرح ساخته است و معجزاتي همچون سايه انداختن ابر بر آن حضرت، شكافته شدن ماه(شق القمر)، حركت كردن درخت به امر پيامبر، سلام كردن سنگ ها، جوشيدن آب از ميان انگشتان مبارك پيامبر و سير شدن سپاهيان و مركب هاى آنان و از همه مهمتر قرآن مجيد و...(2) را براي اثبات دعوي نبوت خود آورده است.
و از طرف ديگر عقل حكم مي كند كه هر كسي كه بتواند معجزه اي بر اثبات ادعاي خود بياورد پيامبر و نبي خدا است. چرا كه معجزه به معناي تصديق خداوند نسبت به دعوي نبوت و رسالت است بنابر اين بر خداوند قبيح است كه آن را در اختيار انسان هاي دروغگو و كذاب و شياد قرار دهد چرا كه باعث گمراهي مردم و نقض غرض الهي مي شود از اين رو انجام آن از مدعيان دروغين نبوت برنميآيد.
در نتيجه معجزات پيامبر اسلام دليلي بر صدق نبوت ايشان است و ايشان به حكم عقل پيامبر خدا هستند.
پس پاسخ اين سوال كه چرا بايد حضرت محمد (ص) را قبول كرد؟ اين است كه چون او نبي و رسول خداست و نبوت و رسالت ايشان به حكم ادله عقلي ثابت شده است در نتيجه عقل حكم مي كند كه بايد از كسي كه نبي خداست اطاعت كرد.
و در پاسخ سوال دوم شما كه چرا قرآن را بايد قبول كنم؟ نيز مي گوييم كه قرآن را بايد به اين دليل قبول كرد كه وحي الهي و كتابي آسماني و معجزه جاويد نبوت حضرت محمد(ص) است و كتابي است كه تاكنون 15 قرن از زمان نزول آن مي گذرد. ولي با اين همه پيشرفت تكنولوژي ها و ابزار هاي حتي كسي نتوانسته است كه يك آيه اي شبيه آيات آن بياورد و قرآن همچنان تحدى (مبارز طلبي) خود را اعلان كرده و مىفرمايد:
« قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا (3)؛ بگو: گر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند».
در جاى ديگر به كم تر از اين حد تنزل فرموده و مى فرمايد: قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيات (4). بگو: «اگر راست مىگوييد، شما هم ده سوره ساختگى همانند اين قرآن بياوريد . وحتي به كمتر از اين هم تنزل مي كند و مي فرمايد: فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه (5). (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد.
و نيز قرآن را بايد قبول كرد. چون تنها كتابي آسماني است كه تحريف نشده است و خداوند آن را از دست برد دشمنان در امان نگه داشته است و حفاظت آن را بر عهده گرفته است. چنانچه مي فرمايد: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛(6) ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم. و قرآن تنها كتابي است كه سعادت دنيا و آخرت انسان را تضمين كرده است.
نا گفته نماند كه معجزه بودن قرآن از جهات مختلفى بررسي شده است مانند: آهنگ كلمات و شگفتى و تازگى تركيب و نظم معاني (فصاحت و بلاغت)، پيشگوئيها و اخبار از غيب، مطالب گوناگون علمي و امي بودن آورنده آن و نبود تناقض و تعارض در آيات و... كه بحث گسترده درباره يكايك آن ها از گنجايش اين پاسخ بيرون است و براي مطالعه بيشتر به كتاب هايي كه در اين زمينه نوشته شده است مراجعه شود.(7)
پي نوشت ها:
1. علامه حلي، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، مؤسسة النشر الإسلامي، قم، 1413ق، ص350.
2. ر.ك، علامه حلي، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، مؤسسة النشر الإسلامي،قم،1413ق، ص355 به بعد. و نيز تقتازاني، شرح المقاصد، الشريف الرضي، قم، 1409 ق، ج5، ص35-36.
3. اسراء(17)آيه88.
4. هود(11)آيه13.
5. بقره(2)آيه23.
6. حجر(15)آيه 9.
7. مانند تفسير نمونه آيت الله مكارم شيرازي، ج1و پيام قرآن آيت الله مكارم شيرازي، ج 8 و تفسير موضوعي آيت الله جوادي آملي، ج3.
موفق و موید باشید






