ببخشید راجع به حدیثی که گفتین از پیامبر(ص)«از امت من هر چه كه در ذهنشان خطور مى‏كند، عفو شده است، تا وقتى كه آن را به زبان جارى نكرده و عملى انجام نداده باشند»
من هم ازاین افکار به ذهنم میرسه ولی من از زبونم هم استفاده میکنم و تو ذهنم با خودم حرف میزنم و این افکار رو میگم اما نه با صدای بلند و فقط در درون خودم. از عضله زبان هم استفاده می کنم.. آیا برای من هم گناهی نداره؟ ممنون اگه فوری جواب بدین چون اذیت میشم.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسش گر گرامي، سابقه از شما با اين مطلب نداريم احتمالا اين روايت را در آرشيو پاسخ سايت خوانده ايد. در هر صورت خوب است بدانيد:
اين افكار تا حدي طبيعي است كه نبايد از بابت آن ها نگران باشيد. در برخي از روايات ديني اشاراتي به اين نوع فكرها شده كه حالت وسواس گونه مي يابد. براي رها شدن از آن ها ذكر هايي دستور داده شده است، مثلاً شخصي از امام صادق(ع) در مورد وسواس و شك سؤال كرد، فرمود: «لا شي فيها، تقول لا اله الا الله؛ اين وسواس مشكلي ندارد. هر گاه به وسواس فكري مبتلا شدي، لا اله الا الله بگو».(1)
اما چنانچه اين افكار صورت تكرار و وسواس گونه به خود بگيرد و گاه و بيگاه ناخواسته به ذهن وارد شود، نشان نوعي اختلال است كه بايد درمان شود در اين مورد توجه شما را به مطالب ذيل جلب مي كنيم:
1ـ افكار مزاحم تكرار شونده كه معمولاً داراي محتواي ناخوشايند هستند، وسواس فكري محسوب مي‌شوند. وسواس فكري ريشه در اضطراب بالا دارد. هر چيزي كه اضطراب شما را پايين بيا‌ورد، در كاهش اين افكار مؤثر است.
2ـ ورزش منظم و روزانه، تفريحات سالم و اشتغال شبانه روزي به امور مثبت سهم بسزايي در بهبود اين افكار دارد.
3ـ افكار زشت گذشته چون به ذهن آيد، بايد شما را نگران كند. نگراني به گونه اي باشد كه بايد بر خود بترسيد كه دوباره دچار شويد كه مطمئناً بيرون آمدن از آن ديگر به راحتي گذشته نخواهد بود يا براي هميشه از رحمت خدا دور شويد.
4ـ از نزاع بي‌ثمر و جنگ فرسايشي با افكارتان برحذر باشيد. بر خلاف تصور اوليه، نزاع بيش تر با اين افكار مزاحم به تشديد آن ها در شما مي‌انجامد. مثل همه انسان‌ها از نعمت دروازه‌بان فكري محروميد،‌ پس بيهوده به دنبال دروازه‌بان فكري نگرديد. با پذيرفتن اين افكار و به نوعي خود را مالك اين افكار دانستن كم كم مقدمات ساده‌سازي(ونه بغرنج سازي)، خنثى سازي و بي‌اعتنايي به اين افكار را فراهم آوريد. اين گونه افكار بايد مانند نسيمي كه از توري مشبك مي‌گذرد، از ذهن شما بگذرد. نبايد مانند ديوار در مقابل اين نسيم فكري ايستاد. ورود و خروج آزادانه اين افكار بدون مقاومت ذهني شما به درگيري كم تر ذهني‌تان و تقليل اين افكار مي‌انجامد.
5ـ با گذشته خود مثل كلاس درس برخورد نماييد. از لابه‌لاي رفتارهاي مثبت و منفي گذشته خود به استخراج تكنيك‌هاي شناختي- رفتاري براي مقابله با اين افكار و رفتارهاي ناشايست بپردازيد. چه بسا در گذشته براي دفع اين امور به تكنيك‌هاي خود ساخته كارآمدي دست مي‌يازيديد.
6ـ در صورت مشاهده اضطراب بالا و مداوم براي يك دارو درماني سبك به متخصصين روانپزشكي مراجعه نماييد.
7ـ به فرائض ديني خود اهميت دهيد. در عين حال كه آن ها را در مقابل عظمت الهي بسيار ناچيز مي دانيد.
مراد از روايت نبوي كه در سوال نيز مطرح كرده ايد اين است كه فكر گناه، گناه نيست. تا وقتي كه انسان خود را به گناه آلوده نكند، حتي اگر مقدمات آن را فراهم كرده باشد، گناهي در نامه او ثبت نمي‏شود اما فكر و انديشه گناه، پاكي و صفاي قلب را از بين مي‌برد و انسان را به ارتكاب آن وا مي‌دارد.
موفق باشيد.
پي‌نوشت‏:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش، ج‏2، ص 424.
موفق و موید باشید