چرا در اسلام برده داری نهی نشده و در قران از کنیز(ماملکت ایمانهم)و برده صحبت شده؟ مقتضیات زمان را نفرمایید چراکه اسلام قرارنیست در زمان محصور باشد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در جهان آن روز برده گيري و برده داري واقعيتي بود كه نه اسلام آن را ايجاد كرد و نه بدان راضي بود. ولي اسلام به عنوان يك دين نوپا هنوز قدرتي نداشت تا اين مساله را براندازد و چاره اي نبود جز اين كه براي اين واقعيت موجود، احكام عادلانه و مناسب داشته باشد.
در آن زمان از راه هاي شبيخون و غارت و زور و جنگ ظالمانه و تهاجمي و غدر و نيرنگ افراد اعم از زن و مرد را به بردگي مي گرفتند و خريد و فروش برده ، تجارتي معمول و پرسود بود.
اسلام همه راه هاي غلط و ظالمانه برده گيري را بست. به حكم قرآن در جنگ دفاعي، حاكم مسلمانان حق داشت افراد دشمن مهاجم و ظالم را كه بعد از شكست دشمن به اسارت در آمده اند را به منت يا در قبال گرفتن فديه آزاد كند (1) و چون غير مسلمانان افراد اسير از مسلمانان را به بردگي مي گرفتند، پيامبر به عنوان حاكم جامعه اسلامي براي رعايت مصلحت جامعه اسلامي و براي مقابله به مثل تا دشمن به فكر تجاوز به جامعه اسلامي نيفتد اجازه داد اسيران را در صورت مصلحت بيني حاكم عادل اسلام، به بردگي بگيرند.
كافران و مشركاني كه براي به نابود كردن اسلام و كشتن و به بردگي گرفتن مسلمانان هجوم كرده اند را بايد كشت و اسير كرد و اسيران را اگر حاكم اسلام مصلحت ببيند و اجازه دهد، مي توان به بردگي گرفت. در آن زمان برده گيري اسيران طبيعي بود و پيامبر هم به جهت مصلحت مسلمانان و از باب مقابله به مثل و براي اين كه دشمنان جرات حمله به حوزه اسلام را نيابند، اسير گيري مهاجمان ظالم را اجازه داد.
اين تنها موردي بود كه از سر ضرورت و براي رعايت مصلحت جامعه اسلامي و از باب مقابله به مثل و به عنوان يك حكم حكومتي و با مصلحت بيني حاكم عادل، اجازه برده گيري افراد متجاوز اعم از زن و مرد، داده شد .
اما خريد و فروش بردگاني كه در جاهاي ديگر به ظلم يا غير ظلم به بردگي گرفته شده بودند را به مسلمانان داد تا اين بردگان از اين راه به جامعه اسلامي وارد شده و در معرض ايمان آوردن به حق و آزاد شدن قرار بگيرند. زيرا در اسلام راه هاي زياد الزامي و استحبابي براي آزاد شدن برده ها قرار داده شده بود.
با اين كه اسلام راه هاي برده گيري را به شدت محدود كرد، ولي براي از بين بردگي طبيعي بردگي هم وارد صحنه شد و با قرار دادن راه هاي قهري، وجوبي و استحبابي فراوان براي آزاد شدن بردگان زمينه را به گونه اي سامان داد كه در گذر زمان با تنگ شدن راه برده گيري و كم شدن ورودي ها و با باز كردن راه هاي آزاد سازي و زياد شدن خروجي ها، بردگي در مدت كوتاهي به طور طبيعي ريشه كن شود. در ضمن به مسلمانان دستور داد با بردگان خود رفتار انساني داشته باشند و آنان را هم انسان هايي مانند خود بدانند و ...
پي نوشت ها:
1. محمد (47) آيه 4.