بسم الله الرحمن الرحیم
اگر اجازه بدهید میخواهم کمی مبسوط سوال خودم را مطرح کنم،من به دین اسلام،الله و قرآن نه تنها ایمان دارم بلکه از ته دل به اسلام عشق میورزم.شما من را نمیشناسید پس ریا نمیشود:من واجبات دینم را به جا آورده و علاقه زیادی به قرآن دارم و سعی میکنم هممیشه با قرآن زندگی کنم.اما در قرآنی که مبنای شناخت شناسی انسان مسلما محسوب میشودهیچ جا به طور بارز به ایشان اشاره نشده است.ببینید من با آیاتی که در این باره اشاره میکنند مثل:بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین-ان الارض یرثها عبادی الصالحون و غیره آشنا هستم.اما شما قرآن را مطالعه کنید بعد متوجه میشوید اصولا زمینه ای که این آیات بیان شده اند چقدر متفاوت است.ثانیا گفته میشود امام زمان می آیند که جهان عدل را بر قرار کرده و اصولا دنیایی همه خوبی را برقرار کنند.و بدین ترتیب انسانها همهخوب وجامعه انسانسی نیز همه خوبی میشود.آیا این با ارزش انسان که اختیار و انتخاب بین بدی و خوبی است منافات ندارد؟اگر بدی و شیطان نباشد خوبی و انسان چگونه است؟باید ظلمات باشد تا نور را بشناسیم.ثالثا آیا تفکر امام زمانی به این معنا نیست که تا ایشان ظهور نکنند قیامت نمیشود؟اگر بله آیا این تفکر با قرآن در تضاد نیست که در پاسخ به زمان قیامت میفرماید شاید نزدیک باشد؟چرا نمیگوید پی از قیام امام زمان؟رابعا من فکر میکنم با توجه به این نکات شور و شوق و انتظار برای وقوع قیامت برای یک انسان مومن مشتاق رسیدن به لقائ الله با شوق فرج عوض میشود، آیا این نوعی بدعت نیست؟لطفا من را راهنمایی کنید.متشکرم
پرسش: امام زمان
بسم الله الرحمن الرحيم
اگر اجازه بدهيد ميخواهم كمي مبسوط سوال خودم را مطرح كنم،من به دين اسلام،الله و قرآن نه تنها ايمان دارم بلكه از ته دل به اسلام عشق ميورزم.شما من را نميشناسيد پس ريا نميشود:من واجبات دينم را به جا آورده و علاقه زيادي به قرآن دارم و سعي ميكنم همميشه با قرآن زندگي كنم.اما در قرآني كه مبناي شناخت شناسي انسان مسلما محسوب ميشودهيچ جا به طور بارز به ايشان اشاره نشده است.ببينيد من با آياتي كه در اين باره اشاره ميكنند مثل:بقيه الله خير لكم ان كنتم مومنين-ان الارض يرثها عبادي الصالحون و غيره آشنا هستم.اما شما قرآن را مطالعه كنيد بعد متوجه ميشويد اصولا زمينه اي كه اين آيات بيان شده اند چقدر متفاوت است.
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با سلام و عرض پوزش از تاخيري كه در ارسال پاسخ ايجاد شد؛
قرآن كريم، كتابي است آسماني كه در آن كليّات اموري كه متكفّل سعادت بشر در دنيا و آخرت است بيان گرديده، و شرح اسرار و دقايق و حقايق و جزئيات آن به نبّي اكرم اسلام(ص) واگذار شده است. خداوند در قرآن سخنان پيامبر(ص) را همان وحي الهي دانسته(1) و گفتار وي را به صورت مطلق امضاء كرده است. لذا اراده خداوند بر اين تعلق گرفته كه كليات امور در قرآن بيان و تفصيل آن بواسطه پيامبر اكرم (ص) و جانشينان وي صورت گيرد " ....وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون "(2)... و ما اين ذكر [قرآن] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند!"
بر اين اساس خداوند در قرآن كريم براي معرفي افراد از روشهاي مختلفي مانند معرفي با نام " ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليماً "(3) معرفي با عدد""وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَآئِيلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا"(4) و...استفاده نموده است و در برخي از موارد تنها به اشاره مختصر و معرفي اجمالي اكتفاء كرده است و همانگونه كه تفصيل آيات مختلف عبادي و... به عهدة آن حضرت و جانشينان وي محوّل شده، تشريح آيات امامت نيز به آنها واگذار شده است و مهم آن است كه اصل مسأله امامت در قرآن مورد تاكيد قرار گرفته(5) و مواردي مانند امكان غيبت ولي خدا(6) و... بيان شده است و ذكر نام امامي كه در عصر خاصي امامت را به عهده مي گيرد ، ضرورت ندارد.
بنابراين بنا نيست كه تفصيل و جزئيات همه احكام الهي در قرآن بيان شود و مطابق آنچه بيان شد بسياري از آنها به اهل بيت(ع) به عنوان ثقل قرآن واگذار شده است و اين امر انحصار در معرفي وجود مبارك حضرت مهدي (ع) ندارد. بلكه جزئيات بسياري از امور مانند نماز، روزه و يا حتي ولايت و امامت حضرت علي (ع) به عنوان اولين امام و جانشين پيامبر(ع) در قرآن بيان نشده و بيان آنها به پيامبر(ص) و اهل بيت (ع) واگذار شده است.
در قرآن آيات متعددي وجود دارد كه از طريق اهل بيت(ع) به وجود حضرت مهدي (ع) تفسير شده است. آن چنانكه از امام صادق (ع) در همان آيه وارده در سوال، روايتي بيان شده است كه حضرت فرمود" َ أَوَّلُ مَا يَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآيَةُ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ثُمَّ يَقُولُ أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ خَلِيفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَيْكُمْ فَلَا يُسَلِّمُ عَلَيْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه"(7) نخستين سخنى كه مهدى (ع) پس از قيام خود مىگويد اين آيه است" بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ" سپس مىگويد منم بقية اللَّه و حجت و خليفه او در ميان شما، سپس هيچكس بر او سلام نمىكند مگر اينكه مىگويد: السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه"
به علاوه آنكه فارغ از آنچه بيان شد، عدم ذكر نام امام در قرآن همانند سائر ائمه به دلائل و حكمتهاي مختلفي بوده است؛ از جمله موجبات اين ابهام و عدم تصريح به نام مقدس امام عصر (ع) اميرالمؤمنين(ع) و.... به عنوان ولي امر مسلمين در متن قرآن موضوع صيانت قرآن از تحريف بوده است، زيرا منافقان خطرناكي كه با پنهان داشتن كفر دروني خود، دست ايمان به پيغمبر اكرم (ص) داده و خود را به طمع رسيدن به اهداف شيطاني در اعداد امت اسلامي جا زده بودند، در راه رسيدن به اهداف از اقدام به هر نوع جنايت و جور و ستم، حتّي به خاندان پيامبر در فجيع ترين صورت خودداري نمي كردند!
كساني كه به وجود نازنين اهل بيت رحم نكردند، اگر نام اهل بيت (ع) در قرآن ذكر مي شد با تمام قوا عليه قرآن قيام كرده و به مقابله با اصل قرأن مي پرداختنند. همانطور كه با احاديث رسول الله (ص) بدليل ذكر مناقب علي (ع) جنگيده و خواندن احاديث را ممنوع كردند.
در پايان از ارتباط شما با اين مركز تشكر كرده و براي كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه مي توانيد به كتاب سيماي امام مهدي (ع) در قرآن، اثر حسيني بحراني، سيدهاشم ، ترجمه حائري قزويني ، سيدمهدي چ آفاق مراجعه نمائيد.
پي نوشت ها:
1. ر.ك نجم (53)آيه 3.
2. نحل (16)آيه 44.
3. احزاب (33)آيه 40.
4. مائده (5)آيه 12.
5. ر.ك انبياء(21)آيه 73، مائده (5)آيه 55و...
6. ر.ك بقره(2)آيه 51، انبياء(21)آيه 87 و...
7. شيخ صدوق،كمال الدين و تمام النعمه، چ اسلاميه، تهران 1395ق، ج 1 ص 331.
پرسش: امام زمان
ثانيا گفته ميشود امام زمان مي آيند كه جهان عدل را بر قرار كرده و اصولا دنيايي همه خوبي را برقرار كنند.و بدين ترتيب انسانها همهخوب وجامعه انسانسي نيز همه خوبي ميشود.آيا اين با ارزش انسان كه اختيار و انتخاب بين بدي و خوبي است منافات ندارد؟اگر بدي و شيطان نباشد خوبي و انسان چگونه است؟بايد ظلمات باشد تا نور را بشناسيم.
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد اشاره شود: طبق ظاهر روايات و دلايل عقلي، نه همه انسان ها در عصر ظهور اصلاح مي شوند و نه همه مجرمان از بين مي روند. بلكه در آن عصر مشوق هاي هدايت فراوان است و انسان ها با اختيار خود هدايت مي شوند.
طبيعي است كه برخي راه هدايت را نپذيرند. در اين ميان كسانى پيدا مىشوند كه با ايدههاى مختلف انقلاب امام را برنمىتابند و با حضرت مخالفت مىكنند و در انقلاب ايشان كارشكنى مىنمايند.
طبيعى است كه بايد با آنان با قاطعيت برخورد شود تا جامعه براى هميشه از شر آنان مصون بماند؛ مفاد روايات اين است كه سياست و استراتژى امام در برابر مخالفان و گناهكاران اين است كه نخست به هدايت و ارشاد آنان پرداخته و با ايشان مدارا مىكند. اما در صورت عدم تأثير با آنان با قاطعيت برخورد مىكند. (1)
امام باقر (ع) فرمود: «هنگامى كه قائم (ع) قيام كند، ايمان را بر تمام ناصبيان عرضه مىكند. اگر ايمان را در حقيقت و واقع بپذيرند، آنان را رها مىسازد و گرنه گردن آنان را مىزند. (2)
امام صادق(ع) فرمود: «حضرت قائم (ع) در وقت ظهور درباره بيشتر منافقان حد خدا را جارى مىكند».(3) از اينگونه روايات بدست مي آيد كه شرايط در آن زمان عادي است و نه غير عادي تا موجب جبر شود. البته امام زمان حساب و كتاب و ميزاني را كه در قيامت بر پا مىشود، در دنيا بر پا نمىكند، يعنى اين گونه نيست كه اگر كسى در خانه خود گناه كند يا عبادت خدا را به جا نياورد، در دنيا به مجازات برساند. هم چنين اين گونه نيست كه هيچ كس دچار گناه و معصيت نشود و هيچ گناهكارى وجود نداشته باشد، بلكه مقصود اين است كه تمام حدود و مقررات و احكام الهى را در جامعه پياده مىكند.
پي نوشت ها:
1. نجم الدين طبسى،چشم اندازى به حكومت مهدى (عج)، بوستان كتاب، قم، ص 148، 137.)
2. صدوق، كمالالدين و تمام النعمه، نشر دار الكتب الاسلاميه تهران، بي تا، جزء 1، ص 327، ح 7.
3. محمد بن الحسن الطوسى، تهذيب الأحكام، نشر دار الكتب الاسلاميه تهران، ج 6، ص 172، ح 335.
پرسش: امام زمان
ثالثا آيا تفكر امام زماني به اين معنا نيست كه تا ايشان ظهور نكنند قيامت نميشود؟اگر بله آيا اين تفكر با قرآن در تضاد نيست كه در پاسخ به زمان قيامت ميفرمايد شايد نزديك باشد؟چرا نميگويد پي از قيام امام زمان؟ من فكر ميكنم با توجه به اين نكات شور و شوق و انتظار براي وقوع قيامت براي يك انسان مومن مشتاق رسيدن به لقائ الله با شوق فرج عوض ميشود، آيا اين نوعي بدعت نيست؟لطفا من را راهنمايي كنيد.متشكرم
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
انتظار فرج جزو دستورات ديني و مذهبي است و با نزديك دانستن قيامت و منتظر آن بودن منافاتي ندارد. اين عدم تنافي زماني روشن مي شود كه ما به نكاتي كه در پي مي آيد توجه داشته باشيم.
1- تحقق حكومت عدل جهاني و اعتلاي كلمه الله در عالم يكي از وعده هاي قرآني است و به مومنان بشارت تحقق چنين وعده اي داده شده است.
« وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين » " ما مىخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم."(1)
منتظر تحقق چنين وعده اي بودن، يكي از عبادات مهم و بلكه مهم ترين و با فضيلت ترين عبادات براي مومنين شمرده شده است. « افضل عبادات امتي انتظار الفرج » " با فضيلت ترين عبادات امت من انتظار فرج است."(2)
2- هر چند ما توصيه هاي زيادي براي شوق به لقاء الله داشتن در قرآن كريم و روايات معصومين داريم و اين شوق يكي از نمادهاي ايمان به حساب مي آيد. لكن اين مساله به اين معنا نيست كه به ما توصيه شده باشد انتظار قيامت را بكشيم. چرا كه وقوع قيامت با مساله لقاء الله متفاوت است. لقاء الله براي مومنين و بعد از رخداد عظيم و هول انگيز قيامت مي باشد و در بهشت تحقق و وقوع خواهد يافت. توصيفاتي كه در رابطه با قيامت آمده است وصف وقايع هول انگيز آن مي باشد كه حتي بزرگان دين را ذكر آنها به خوف و نگراني انداخته و وادار به پناه بردن به رحمت الهي مي كرده است. وقوع قيامت شوق انگيز و فرح افزا نيست تا براي انتظار آن بشارت و شادباش وعده شده باشد. بله توصيه هاي اكيد و فراوان شده است كه براي نيافتادن در مهالك و گرفتاريهاي روز قيامت، مراقب اعمال خود باشيم و سعي كنيم خود را از واقع شدن در آن وقايع وحشت آفرين دورتر كنيم.
زبان آيات و روايات در رابطه با قيامت زبان پرهيز و هشدار باش است نه زبان وعده و بشارت.
«الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُون»" همانان كه از پروردگارشان در نهان مىترسند، و از قيامت بيم دارند"(3)
اميرالمومنين (ع) در مناجات مسجد كوفه چنين ناله مي زند و به خدا از شر حوادث روز قيامت پناه مي برد كه:« اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ يَنْفَعُ مَالٌ وَ لاَ بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيم... وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لاَ مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَق ... »"پروردگارا من از تو درخواست ايمنى مىكنم آن روز سختى كه مال و فرزند هيچ نفع نبخشد و چيزى جز آنكه با قلب پاك و سالم حضور خدا آيد سود ندهد.... و از تو درخواست ايمنى مىكنم در روز سختى كه نه پدرى به جاى فرزند و نه فرزندى به جاى پدر جزا و كيفر شود و البته آن روز وعده خدا حق و حقيقت است."(4)
حال آنكه انتظار فرج ، انتظار براي امري است كه تحقق آرمان شهر و مدينه فاضله اي است كه تمام انبياء و اولياء و مومنين در طول تاريخ درك حضور حتي يك روز در آن را مي كنند چرا كه به اين وسيله خواهند ديد حق به پيروزي رسيده است و مومنين وارثان زمين و عزتمندان عالم خواهند بود در حالي كه كافران و ظالمان به خاك مذلت و بيچارگي خواهند افتاد.
3- به مساله واقع شدن امر فرج آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين قبل از وقوع قيامت در روايات متعددي اشاره و تصريح شده است.« ...اگر از دنيا باقي نماند مگر يك روز، خداي متعال آن يك روز را به قدري طولاني خواهد كرد كه او ( مهدي (عج) خروج كند و زمين را از قسط و عدل پر كند همانگونه كه از ظلم و جور پرشده است.»(5)
بنابراين وقوع قيامت را قبل از تحقق فرج غير ممكن به شمار آورده اند. بر اين اساس هركس آرزوي ديدن قيامت را دارد هم بايد قبل از آن شوق ديدار و تحقق امر فرج را داشته باشد چرا كه فرج مقدمه اي است براي وقوع قيامت.
با توجه به اين توضيحات انتظار فرج نه تنها بدعت نيست و با انتظار قيامت منافات ندارد. بلكه جزو برترين اعمال شمرده شده است و همسو و هم جهت با يكديگر بوده و يكي مقدمه ديگري است.
پي نوشت:
1. قصص (28 )، آيه 5.
2. علامه مجلسي، بحار الانوار، بيروت، موسسه الوفاء ، 1404 هـ.ق، ج 50 ، ص 317.
3. انبياء (21)، آيه 49.
4. ر.ك : شيخ عباس قمي ، مفاتيح الجنان، مناجات اميرالمومنين در مسجد كوفه.
5. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1413هـ.ق، ج 4، ص 177.
موفق و موید باشید






