با عرض سلام و خسته نباشید
فرا رسیدن ماه میهمانی خدا بر تمام شیعیان امام زمان (عج) مبارک باد.
من سوالم درباره ی کنیز و غلام است می خواهم اطلاعات بیشتری درباره ی این ها بدونم که آیا امروزه غلام و کنیز وجود دارد و آیا می شود با این ها نزدیکی کرد؟
ممکن است جوابم را به ایمیلم بفرستید
خیلی فوری است.
دستتان درد نکنه
با تشکر
یا علی

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

در ابتدا بايد اشاره شود ؛اسلام برده داري را با محدوديت هاي متعدد، به مصالحي به رسميت شناخت. براي اين كه موضع اسلام در برابر برده داري و حقانيت آن، روشن شود، لازم است نگاهي به تاريخ برده داري بيندازيم:
در قديم از سه راه انسان ها به بردگي گرفته مي شدند:
1. زور و قلدري: مثلاً رئيس قبيله به زور مي توانست ديگران را به بردگي بگيرد يا يك قبيله بدون دليل به قبيله ديگري شبيخون زده و هجوم برده و افراد قبيله ديگر از زن و مرد و كودك را به اسيري بگيرد.
2. داشتن ولايت ارث و شوهري، و غيره؛ به عنوان مثال: پدر مي توانست فرزند خود را بفروشد؛
3. جنگ ؛ برده گيري در جنگ هاي دفاعي حتي در بين ملل داراي تمدن نظير روم، هند، يونانو ايران نيز معمول بوده است. ابتدا قبيلة پيروز در جنگ خواه مهاجم يا مدافع، تا آخرين نفر از طرف مغلوب را مي كشت؛ امّا در طول زمان، و نيز از باب نوع دوستي، بنا را بر اين گذاشتند كه اسيران جنگي را به عنوان غنيمت تملك كنند، هر چند در آن دوران هم روش ها فرق مي كرد و رومي ها و يوناني ها سختگيرتر بودند.(1)
دين اسلام قانوني به نام برده داري تأسيس نكرد؛ بلكه از سه روش فوق؛ دو روش زور و ارث را ردّ و روش سوم يعني جنگ دفاعي را تحت شرايطي امضا كرد تا به مرور زمان و با شرايطي كه قرار داده است، زمينه هاي آن نوع برده داري را هم از بين ببرد.
اما اينكه چرا اسلام راه سوم برده گيري را مردود ندانست؛ بلكه محدوديت هايي در آن ايجاد كرد؟ بدان خاطر بود كه:
1. اصلاح عادات غلط به زمان نيازمند است؛
2. در آن زمان بردگان فراواني وجود داشتند و گاهي بخش عظيمي از جامعه را بردگان تشكيل مي دادند، و اگر از ابتدا بردگي به طور كلّي ملغا مي شد، رهايي بردگان باعث نابودي آنان و خانواده هاي شان مي شد؛ زيرا بردگان در آن زمان نه كسب و كار مستقلي داشتند و نه زندگي مستقلي.(2)
حداقل اثر سوء آزاد كردن اين جمعيت انبوه، مختل كردن امنيت جامعه بود. بررسي اين نكته نشان مي دهد كه برخورد ضربتي و يكباره با برده داري، امري غير حكيمانه، بلكه غير ممكن است؛ از اين رو اسلام، در برخورد با اين مسأله ـ چنان كه در مورد "شراب" عمل كرد ـ به اصلاح تدريجي پرداخت.
3. بندگان در آغاز اسلام منبع اقتصادي و نيروي نظامي نيرومندي براي مشركان و حتي مسلمانان بودند. مشركان آنان را در مزرعه ها، نخلستان ها و ميدان هاي جنگ به كار مي گرفتند؛ چنانچه اسلام در همان ابتدا دستور آزادي بردگان را مي داد، بديهي بود كه تنها مسلمانان به آن عمل كنند؛ چرا كه مشركان به آن اعتقادي نداشتند.
اين شيوه، پيامدهاي بسيار ناخوشايند و ضربه مهلكي براي جامعه اسلامي نوپا در پي داشت. از جمله:
الف: مسلمانان به يكباره از نيروي اقتصادي و نظامي عظيمي محروم مي شدند و اين ضربه مهلك اقتصادي به آنان بود.
ب: بندگاني كه به اسيري گرفته مي شدند، چنانچه آزاد مي شدند، چون جا و مكان و درآمد مناسبي نداشتند، به ناچار پيش مشركان باز مي گشتند و آنان دوباره، از اينان براي تقويت بنيه اقتصادي و نيروي نظامي استفاده مي كردند.
اما آزادي بندگان به تدريج، مانع از خسارت اقتصادي و نظامي مسلمانان شد.
به طور كلي، دشمن محارب در صدد نابود ساختن است و فطرت بشر چنين فردي را محكوم به فنا دانسته و دست كم به بردگي گرفتن او را تجويز مي كند.
4. علاوه بر حكم فطري، تا آنجا كه تاريخ نشان داده است، انسان ها دشمنان خود را به عنوان غنيمت اسير مي گرفته اند.(3)
برده گيري كه اسلام معتبر دانسته حقي است كه با فطرت بشر مطابقت دارد كه همان برده گيري دشمنان دين و مجتمع اسلامي است، و چنين كساني به حكم اجبار به داخل جامعه جذب مي شوند و در لباس بردگي درمي آيند تا تربيت صالح ديني يافته و به تدريج آزاد شوند همانند مريضي كه پزشك، آزادي عمل او را تحت كنترل در مي آورد تا به سلامتي برسد.
جهان متمدن هر چند به ظاهر، نظام برده داري را ملغا اعلام كرد، امّا هنوز همان نظام به شكلي ديگر در جهان معمول است. (4)
اسلام نه تنها برده داري را تأسيس نكرد؛ بلكه براي حل تدريجي اما سريع آن راه حل هايي را ارائه داد كه در محورهاي زير آنها را مورد توجه قرار مي دهيم:
الف) بستن سرچشمه بردگي: اسلام از بين سه راه معمول برده گيري در آن زمان، دو راه را ردّ كرد و نپذيرفت (زور و قلدري، ولايت شوهر، ارث و غيره) و به عللي كه گذشت، براي از بين بردن راه سوم (راه برده گيري در جنگ) محدوديت هايي ايجاد كرد، حتي در صورت پيروزي در جنگ ،گرفتن برده الزامي نبود، بلكه دستور اسلام در اين مورد اين است كه بعد از پايان جنگ با كفار، افرادي كه اسير مي شوند، به چند صورت با آنان برخورد شود:
از آنان فديه گرفته شده، آزاد شوند؛
با اسيران مسلمان مبادله شوند؛
در مواردي كه دو راه قبلي صلاح نبود، به جاي اين كه آنها را بكشند، اسيرشان كرده و براي خدمت، به كار بگمارند و بين مردم تقسيم كنند.(5)
ب) گشودن دريچة آزادي: اسلام، تمهيداتي ديگر براي آزادي بردگان انديشيده است، از جمله:
ـ آزادي اسير را يكي از كفارات قرار داده است.(6)
ـ با ازدواج زني كه برده است با يك انسان آزاد و بچه دار شدن آن زن، فروش آن زن ممنوع مي شود تا از سهمية ارث فرزندش آزاد شود.(7)
ـ سهمي از زكات براي خريد برده و آزاد كردن آنان قرار داده شد كه بدين ترتيب بودجة دايمي براي اين كار از بيت المال در نظر گرفته شده و تا آزادي كامل همة بردگان ادامه خواهد يافت.(8)
ـ آزادي بردگان يكي از عبادات شمرده شده و بزرگان در اين زمينه پيش قدم بوده اند تا آنجا كه گفته شده حضرت علي بن ابي طالب با دسترنج خود هزار بنده را آزاد كرد.(9)
ـ هر كس سهم خود از بردة مشترك را آزاد كند، سهم شريك ديگر به طور قهري آزاد مي شود.(10)
ـ در برخي موارد، اگر صاحب بَرده نسبت به برده اش مجازات هاي سختي انجام دهد، برده خود به خود آزاد خواهد شد.(11) و...
ج) احياي شخصيت بردگان: در دوراني كه بناست بردگان به تدريج آزاد شوند، دين مبين اسلام براي اِحياي حقوق آنان اقدامات وسيعي كرده است؛ به طوري كه هيچ فرقي بين بردگان و آزادها قرار نمي دهد؛ جز به تقوا و پرهيزكاري؛ از اين رو به بردگان اجازه مي دهد همه گونه پُست هاي اجتماعي را عهده دار شوند، از فرماندهي گرفته تا پست هاي حساس ديگر كه به عنوان نمونه سلمان، بلال و قنبر را مي توان نام برد.(12)
د) رفتار انساني با بردگان، در اسلام دستورهاي زيادي در مورد مدارا با بردگان آمده است از جمله:
ـ پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل آن قدر براي آزادي برده سفارش كرد كه فكر كردم براي آزادي برده مهلت معيني مقرر گرديد.(13)
رواياتي داريم كه در مورد بردگان، مهلت هفت سال را مطرح كرده و فرموده اند: بعد از هفت سال برده را از كار معاف و او را آزاد كنيد.(14)
حضرت امام صادق مي فرمود: هرگاه پدرم به غلامش دستوري مي داد و ملاحظه مي كرد كه آن كار، سخت است خود بسم الله مي گفت و كمك مي كرد.(15)
خوشرفتاري نسبت به بردگان در دوران انتقالي، به حدي است كه حتي بيگانگان نيز از آن ستايش كرده اند؛ به عنوان نمونه، جرجي زيدان مي گويد: اسلام نسبت به بردگان فوق العاده مهربان است و پيامبر اين دين در مورد بردگان سفارش بسيار نموده است؛ به عنوان مثال: "كاري كه برده تاب آن را ندارد، به او واگذار نكنيد" يا "هرچه خودتان مي خوريد به او بدهيد"(16)
بنا بر اين اسلام در آن زمان كه برده داري وجود داشت وجود آن را تا حدودي تجويز كرد تا با برنامه حساب شده و موفق به مبارزه با آن پردازد و به هيچ وجه اسلام اين قانون را ايجاد نكرد. طريقي هم كه اسلام براي مبارزه برگزيد طريق تدريجي بود و با موفقيت قرين شد در حالي كه اگر طريق مبارزه يكباره را پيش مي گرفت، علاوه بر اينكه زيان بزرگي به جامعه نوپاي اسلامي مي زد، با موفقيت هم قرين نمي شد. اتفاقا در تاريخ مبارزه با بردگي توسط غربيان با مبارزه قاطع و يكباره مواجهيم كه به شكست انجاميد.
اما در جامعه اسلامي كنيزان از دو راه وارد مي شدند:
1-زناني كه در ميدان هاي جنگ شركت مي كردند و اسير مي شدند. در قديم در جنگ ها قبيله در جنگ در گير بود ؛يعني زنان و مردان و كودكان همگي اعضاي ميدان نبرد بودند و براي پيروزي بر طرف مقابل تلاش مي كردند . سهم زنان كمتر از مردان نبود و وقتي يك طرف شكست مي خورد، تمام مردان و زنان و كودكان و اموالي كه در ميدان بود ،به اسارت طرف مقابل در مي آمد.
2- زناني كه قبلا در جامعه غير اسلامي اسير و كنيز شده بودند، برده فروش ها آنها را به جامعه اسلامي مي آوردند و مي فروختند. در اسلام خريد و فروش اينان نيز جايز شمرده شد تا راهي براي ورود آنان به جامعه اسلامي و در معرض آزادي قرار گرفتن باشد.
در باره فراز دوم پرسش بايد اشاره شود كه امروز بردگي و غلام و كنيز به معناي قديم وجود ندارد . ولي اگر هم وجود داشته باشد كنيز و اسيري كه به ملكيت كسي در آمده باشد ( نه هر اسير ) جزء اموال او محسوب مي شود. در مواردي مي تواند كنيز يا غلامش را بفروشد ويا با او نزيكي كند . (17)

پي نوشت ها:
1. الميزان، علامه طباطبايي، نشر جامعه مدرسين قم، ترجمه موسوي همداني، ج 6، ص 544.
2. همان.
3. همان، ص 549.
4. همان، ص 561 ـ 566.
5. همان، ج 18، ص 337 ـ 341.
6. امام خميني،تحريرالوسيله، امام خميني، نشر جامعه مدرسين. بي تا . ج 2، ص 110 ـ 117.
7. شيخ انصاري، مكاسب،نشر دارالحكمة. بي تا، ص 175، سطر 14.
8. مكارم،تفسير نمونه، نشر دار الكتب اسلامية تهران: ج 12، ص 418.
10. مجلسي،بحارالانوار، نشر اسلاميه تهران: ج 41، ص 43.
11. شيخ محمدحسن،جواهرالكلام، نشر دار الاحيا التراث العربي بيروت: ج 34، ص 154 ـ 158.
12. حر عاملي . وسائل الشيعه، نشر دار الاحيا التراث العربي بيروت: بي تا . ج 16، ص 26(20 جلدي)
13. تفسير نمونه، ج 21، ص 421.
14. وسائل الشيعه، همان.
15. همان.
16. بحارالانوار ، ج 74، ص 142، ح 13.
17. شهيدي ثاني، لمعه دمشقيه، نشر دار الا حيا التراث العبي بيروت بي تا ، ج3 ، ص302.
موفق و موید باشید