اگر ما میگوییم که اسلام کاملترین دین است و تشیع کاملتر از اهل سنت است از علمای همین دین شنیده ایم این یک امر واضح است که هیچ کس نمیگوید دین من ناقص است.
اگر بگوییم که از قرآن و معجزات آن متوجه میشویم از کجا معلوم که قرآن تحریف نشده؟ مگر مسیحی ها قبول دارند که انجیل تحریف شده است؟
پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با اين مرکز و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز
اشتباه نکنید ادعای کامل ترین بودن دین اسلام یک گزاره خبری و نقل قول از دیگران نیست، بلکه یک ادعا و امر مورد اعتقاد و باور گویندگان آن است؛ البته ممکن است افراد دیگری بگویند ما به خلاف آن اعتقاد و باور داریم و دینی دیگر را کامل ترین می دانیم؛ در اینجا معیار و داور یافتن حق تنها و تنها عقل است؛ در واقع این عقل بشر است که می تواند در میان این ادعاها داوری کند و درستی یا نادرستی این ادعاها را روشن نماید.
معیار و داور قرار دادن عقل و خرد بشری همان چیزی است که قرآن به ما سفارش کرده؛ قرآن به صراحت به همه توصیه می کند بهترین شیوه در برابر دیدگاه های گوناگون شنیدن همه حرف ها و برگزیدن بهترین است:
« فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب (1) پس بندگان مرا بشارت ده! * همان كسانى كه سخنان را مىشنوند و از نيكوترين آنها پيروى مىكنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.»
به نظر ما با اندکی تامل می توان دریافت که در ابعاد مختلف دین اسلام نسبت به دیگر ادیان از برتری برخوردار است و در نگاهی مقایسه ای نمی توان دینی برتر از اسلام برای این زمان یافت. روشن ترین نکته در این خصوص آن است که کتابهای آسمانی پیامبران صاحب شریعت که در بردارنده قوانین الهی بودند و محتوای دین آنان محسوب می شدند، به مرور زمان به کلی محو شدند و یا دستخوش تحریفات جدی قرار گرفتند.
هر شخص بی غرضی که نظری بر عهدین (تورات و انجیل فعلی) بیفکند، خواهد دانست که هیچ کدام از آن ها کتابی که بر موسی(ع) یا عیسی(ع) نازل شده، نیست. به عنوان مثال تورات خدا را به صورت انسانی ترسیم میکند که نسبت به بسیاری از امور آگاهی ندارد(2) و بارها از کار خود پشیمان میشود،(3) با حضرت یعقوب کشتی می گیرد و نمی تواند بر او غالب شود و سرانجام التماس می کند که از او دست بردارد تا مردم خدا را در چنین حالی نبینند. (4)
وضع انجیل از تورات مشکل تر است، زیرا اوّلاً چیزی به نام کتابی که بر حضرت عیسی(ع) نازل شده، در دست نیست. مسیحیان هم چنین ادعایی ندارند که انجیل فعلی کتابی است که خدا بر حضرت عیسی(ع) نازل کرده، بلکه محتوای آن گزارش هایی است منسوب به چند تن از پیروان حضرت. علاوه بر تجویز شرب خمر، ساختن آن را به عنوان معجزه عیسی قلمداد میکند.(5)
از کتاب مقدس زرتشتیان هم جز مقداری دعا و مناجات باقی نمانده است، در حالی که منابع اصیل دین اسلام یعنی کتاب آسمانی و وحیانی به دلایل گوناگون - که هر عاقلی می تواند آن ها را مورد نقد و بررسی قرار دهد- کاملا دست نخورده و سالم باقی مانده؛ به علاوه گزارش های روشنی از سنت و سیره پیامبر و جانشینان او در دست است که هدایتگر پیروان اسلام به سعادت و رستگاری است.
روشن ترین دلیل بر عدم تحریف در کتاب آسمانی ما مطابقت همه نسخه های عتیق قرآن در مناطق گوناگون اسلامی از آفریقا و اروپا گرفته تا ایران و حجاز و چین و ... با هم است که قدمت برخی از آن ها به عصر صحابه پیغمبر می رسد ؛ این خود روشن ترین دلیل بر عدم تحریف قرآن است در حالی که در بین مسیحیان لااقل 4 انجیل معتبر وجود دارد علاوه بر ده ها انجیل که متروک شد و از بین برده و سوزانده شد.
به علاوه امتیاز محتوایی تعالیم اسلام بر دیگر ادیان موارد عدیده ای است که از آن میان به چند مورد اشاره می کنیم:
1- جامعیت:
یکی از دلائل کامل بودن دین اسلام، جامعیت آن است. جامعیت بدان معنا است که در اسلام همه قوانین و مقرّرات مورد نیاز انسانها پیش بینی شده است. در اسلام، احکام و قوانین منحصر در زندگی فردی انسانها نیست، بلکه تمام ابعاد زندگی اجتماعی را نیز در بر دارد، چرا که زندگی فردی و اجتماعی انسان از هم جدا نبوده و بسیاری از امور فردی، در زندگی اجتماعی وبرعکس تأثیر دارند. در حالی که ادیان موجود تنها به برخی از ابعاد فردی و یا اجتماعی انسان توجه داشته، در بسیاری از امور هیچ دستور و هدایتی برای پیروان خود ندارند.
2- هماهنگی با مقتضیات زمان:
یکی از ویژگیهای بسیار مهم اسلام همسویی آن با شرایط زمان است؛ یعنی قوانین اسلام علاوه بر جامعیت به گونهای تشریع شده که پاسخگوی نیازهای انسانها در همه زمانها است؛ از این رو اسلام بعد از گذشت چندین قرن بالنده و پویا ظاهر شده و در مقام پاسخ گویی نیازهای مردم اظهار عجز نکرده است.
محقق مشهور «مارسل بوازار» مینویسد: «احکام و قوانین اسلام به پرسشهای معاصر پاسخ داده است...».(6) یکی از امتیازات اسلام نسبت به ادیان دیگر همین است که ادیان دیگر پاسخگوی نیازهای زمان خود بودند، حال آن که اسلام پاسخگوی نیازهای انسانها در طول تاریخ میباشد. یکی از علل خاتمیت اسلام را در همین ویژگی باید جستجو نمود.
همسویی اسلام با شرایط زمان بدان معنا نیست که قوانین اسلام با شرایط زمانی تغییر یابد، بلکه معنایش این است که هر گاه احتیاجات و حوادث و مقتضیات زمان به اسلام عرضه میشود، می توان پاسخ پرسش ها را از منابع و مبانی آن دریافت و اسلام پاسخگوی جدیدترین پرسش هاست.
3- تلفیق دنیا و آخرت:
یکی از دلایل مهم کامل بودن دین اسلام در آمیختگی دنیا و آخرت ظهور میکند. اسلام با اصل دنیا و مواهب آن مبارزه نکرده و رهبانیت را نپذیرفته، بلکه دین اسلام دنیا را پل ارتباطی آخرت دانسته است. از این رو نخست تعریف دقیق از دنیا ارائه داده و به زندگی انسانها سمت و سو داده و همگان را به فعالیت در دنیا فرا خوانده است. از سوی دیگر اسلام مردم را به آخرت گرایی فرا خوانده و از دنیا گرایی بر حذر داشته، این در حالی است که برخی از ادیان نیز دنیا گریزی را مطرح کردهاند، چنان که برخی دیگر آخرت گریزی را مطرح کردهاند.
شهید مطهری در این خصوص مینویسد: «در جامعههای کهن همیشه یکی دو چیز وجود داشت: یا آخرتگرایی و زندگی گریزی و یا زندگی گرایی و آخرت گریزی. اسلام آخرت گرایی را در متن زندگی گرایی قرار داد. از نظر اسلام راه آخرت از متن زندگی و مسئولیتهای زندگی دنیا میگذرد».(7)
پىنوشتها:
1. زمر (39)، آیات 17-18.
2. تورات، سفر پیدایش، باب سوم، شماره 8 - 12.
3. همان، باب 6، شماره 6.
4. همان، باب 32، شماره 24 - 32.
5. انجیل یوحنا، باب دوم.
6. مارسل بوازار، اسلام در جهان امروز، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1361ش، ص 259.
7. مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص 165، مجموعه آثار انتشارات صدرا، تهران، 1374 ش، ج 2، ص 242.






