بنام خدا و عرض سلام
در مورد آیه 240 سورهء مبارکه بقره:
وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكمْ وَ يَذَرُونَ أَزْوَجاً وَصِيَّةً لاَزْوَجِهِم مَّتَعاً إِلى الْحَوْلِ غَيرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكمْ فى مَا فَعَلْنَ فى أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكيمٌ(240)

و كسانى از شما كه مرگشان فرا مى‏رسد و همسرانى بر جاى مى‏گذارند [بايد] براى همسران خويش وصيت كنند كه آنان را تا يك سال بهره‏مند سازند و [از خانه شوهر] بيرون نكنند پس اگر بيرون بروند در آنچه آنان به طور پسنديده در باره خود انجام دهند گناهى بر شما نيست و خداوند توانا و حكيم است (۲۴۰) ترجمه فولادوند در پارس قرآن.

این آیه برای من مبهم است و در آن نوعی بی عدالتی می بینم زیرا ظاهر آیه بر این دلالت دارد که وقتی مردی فوت می کند وارث اصلی آن مرد خانواده پیشین او یعنی پدرو مادر یا خواهران و برادرانش و یا فرزندانش هستند و زن او که مثلآ 30-40 سال با او زندگی کرده و زندگی ساخته و رنج برده و با این زندگی و محیط و خانواده پیوند عاطفی پیدا کرده، حقی جز سهم کوچکی از ارث ندارد و مطابق آیه بعد از گرفتن این سهم کوچک، فقط حداکثر یک سال می تواند در خانه و محیطی که عمر و جوانی اش را درآن صرف و سپری کرده باقی بماند و وارثین اصلی حق دارند به راحتی و بدون در نظر گرفتن عواطف او و شرایط روحی و سنی او بعد از یک سال از آنجا بیرونش کنند.
در مراجعه به تفسیر نمونه هم چیزی دستگیرم نشد. احتیاج به جواب مفصل و دقیق دارم. با تشکر فراوان و خدا نگهدارتان

زن و مرد دو انسانی هستند که با پیمان ازدواج شریک زندگی هم می شوند و با هم خویشاوند می گردند و اگر این پیمان تا زمان مرگ یکی از آنها ادامه داشته باشد، از هم ارث می برند.
ارث بردن قانونی است که از دیر هنگام بین خویشاوندان وجود داشته، گر چه در بعضی جامعه ها زن را ارث بر از شوهر نمی شمردند. ولی شوهر را از زن ارث بر می شمردند.
قرآن ضمن امضای اصل کلی و طبیعی ارث بری در تعیین وارثان دخالت کرد و خویشاوندان را درجه بندی کرد و برای آنها بر حسب درجه و جایگاهشان ارث وضع نمود. در این زمینه زن و مرد را از خویشاوندان سببی شمرد که همیشه از هم ارث می برند. گرچه در شرایط مختلف این ارث تفاوت دارد که بحث مفصل آن در باب ارث آمده است و خلاصه این که ارث زن از شوهر یا شوهر از زن همیشه ثابت است و در هیچ شرایطی منتفی نمی گردد.
اما آیه بالا ناظر به بحث ارث نیست. بلکه ناظر به عادتی بود که وجود داشت. زمانی که این آیه نازل شد، هنوز عده وفات و قانون ارث تشریع نشده بود و رسم زنان عرب بود که یک سال بعد از مرگ شوهر خود عده نگه می داشتند و خداوند در این آیه مسلمانان را مامور می کند هنگام وفات برای این عده یک ساله فکر کنند و وصیت نمایند که متاعی به زنانشان داده شود تا هزینه این سال باشد و ورثه هم حق ندارند در این مدت آنان را از خانه هایشان اخراج کنند گر چه خودشان حق دارند خانه را ترک کنند. (1)
بعد این دستور از دو جهت نسخ شد:
از جهت مدت با نزول آیه عده وفات (2)، یک سال نسخ شد و به چهار ماه و ده روز کاهش یافت.
دوم این متاع و هزینه یک ساله نسخ شد و سهم ارث زن معین گردید. (3)
با توجه به آیات ارث و عده وفات اگر زنی شوهرش بمیرد، با مرگ شوهر، وارثان می توانند حق ارث خود را طلب کنند و زن هم یکی از وارثان است که با گرفتن سهم خو ، به دنبال زندگی اش می رود. البته طبیعی است که اگر زن فرزند داشته باشد، با فرزندانش که بقیه ورثه شوهرش می باشند، در همان خانه زندگی اش را ادامه می دهد.
دیگر این که زن باید چهار ماه و ده روز عده وفات نگه می داشت و بعد از این مدت برای خودش تصمیم می گرفت.
بنا بر این ، آیه بالا که در مراحل ابتدایی تشکیل جامعه اسلامی و ناظر به رسوم جاهلیت بود، در صدد حفظ کرامت زن بود و بعد با تعیین حقوق او و با تعیین مدت عده، نسخ شد و این آیه به هیچ وجه با حرمت و کرامت زن منافاتی ندارد.
زن هم یکی از اعضای خانواده است و مثل بقیه اعضای خانواده و وارثان حق و حقوقی دارد. نه باید حق او انکار شود و نه حق دیگر وارثان که مثل او با میت ارتباط روحی و عاطفی داشته اند. آیات ارث رعایت حقوق همه وارثان است و آیه بالا که قبل از آیات ارث نازل شده و بعد نسخ گردیده رعایت ، حقوق زن قبل از تشریع حکم ارث و عده وفات است.
پی نوشت ها:
1. طباطبایی، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، قم، انتشارات اسلامی، 1374 ش، ج 2، ص 370 .
2. بقره (2)، آیه 234.
3. فیض کاشانی، الاصفی، قم، دفتر تبلیغات، 1418 ق، ج 1، ص 114.