باعرض سلام و خسته نباشید:
چگون و چه پاسخی به کسانی که عقاید غلط و خرافاتی در مورد دین اسلام دارند بدهیم تا باعث زدگی از دین و مذهب اسلامی و دینی نشوند و بهتر بتوانند با مشکلاتی سیاسی و دینی کنار بیایند . یک پاسخ منطقی و قوی که هیچ جوابی برای آن نباشد .مثلا بعضی از جوانان امروزه دین زرتشت را به دین اسلام (که دینی کامل است) ترجیح می دهند. خواهشمندم که در این مورد کمک کنید تا بتوانم راهنمای خوبی باشم.
پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با اين مرکز و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز
پیش از هر چیز دغدغه مثبت شما را در این زمینه می ستاییم و برای شما آرزوی موفقیت می کنیم؛ مستحضر هستید که در این موضوعات مهم اعتقادی یافتن جوابی صد درصد و قطعی مانند جواب های ریاضی بی معناست و در برابر دقیق ترین و کامل ترین جواب های فکری هم طرح شبهه و تردید ممکن است، اما در هر حال ارائه یک پاسخ کامل و جامع برای این قبیل سوالات امری کاملا صحیح و ممکن به حساب می آید.
به نظر می رسد بهترین راهکار در برابر این افراد همان چیزی است که قرآن سفارش کرده یعنی معیار و داور قرار دادن عقل و خرد بشری؛ قرآن به صراحت به همه توصیه می کند بهترین شیوه در برابر دیدگاه های گوناگون شنیدن همه حرف ها و برگزیدن بهترین است :
« فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب (1) پس بندگان مرا بشارت ده! * همان كسانى كه سخنان را مىشنوند و از نيكوترين آنها پيروى مىكنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.»
در نتیجه باید از این افراد خواست که به جای هر بحث و گفتگویی، داوری عقلانی و منصفانه در برابر آموزه های دین اسلام و سایر ادیان را بپذیرند؛ البته شما به نوع اشکالات و شبهات احتمالی این افراد اشاره ای نکردید، تا به آن ها پاسخ گفته شود، اما در هر حال در تبیین واقعیت های دین اسلام باید به چند نکته مهم توجه داشت:
1- حتما باید ماهیت آموزه های اصیل اسلامی را از نوع عملکرد و رفتار مسلمانان جدا کرد.
2- اسلام دارای دستورزات سیاسی روشنی است و با آموزه های آن نیز می توان یک حکومت دینی را اداره نمود ؛ در جمهوری اسلامی هم تلاش می شود که همین کار صورت بپذیرد، اما وضعیت کنونی با وضعیت مطلوب فاصله بسیار دارد، در نتیجه نباید وضعیت فعلی کشور و رفتار برخی مسئولان را به حساب دین و آموزه های دینی گذاشت.
3- در مورد اموزه های دین اسلام محور و معیار منابع معتبر و قابل قبول از منظر شیعه است و ما اصراری بر دفاع از منابع غیر معتبر و یا منابع مورد قبول اهل سنت نداریم و به علاوه حتی در منابع روایی معتبر شیعه، آنچه با عقل و یا قرآن در تعارض صریح باشد هم قابل قبول نخواهد بود.
4- معیار و مبنا در تشخیص حقیقت در مورد ادیان عقل و استدلال های عقلی است نه تمایلات شخصی و خواست و میل درونی در موارد گوناگون، در نتیجه فردی که در مقام داوری قرار می گیرد. باید بدون هرگونه پیش داوری به این امر اقدام نماید. چنان که تجربه نشان داده اکثریت افرادی که به ادیان بی شریعت چون زرتشت روی می آورند، در مقام گریز از دستورها و امر و نهی های شریعت اسلام و یافتن راه گریزی برای انجام خواسته های درونی خود هستند، در نتیجه قبل از هر بحث باید این تمایلات و خواسته ها را از معیار درستی و نادرستی و تاثیر گذاری در مقام نتیجه گیری خارج ساخت.
5- فضای بحث و گفتگو در این زمینه ها باید عارص از تندی و تکفیر و تهدید باشد، بلکه باید فضایی کاملا منصفانه و ایده آل و آزاد برای گفتگو محسوب شود و طرف مقابل آزادی عمل در طرح دیدگاه های خود را بیابد و در دو طرف خود را ملزم به حفظ حرمت اعتقادات طرف مقابل بدانند و از هر گونه تحقیر و توهین عقاید دیگران حتی عقاید کاملا خرافی باید پرهیز کرد.
6- باید این مطلب در حرکات و سکنات ما تداعی شود که ما اصراری بر مسلمان کردن مجدد این افراد یا باقی داشتن آن ها در درون دین اسلام نداریم، بلکه همه تلاش ما در مقام بیان حقیقت و روشن کردن ماهیت آموزه های دین اسلام از شبهات و اشکالات نادرستی است که بر آن وارد می شود ، در عین حال باید جانب انصاف را رعایت نمودو از دفاع بی معنا در برابر اشکاات روشن و بدیهی مانند عملکردهای نادرست برخی مسلمانان پرهیز نمود.
بر مبنای این اصول روشن و شناخته شده می توان از افراد مختلف درخواست نمود که در مورد اسلام و آموزه های آن به داوری بنشینند و منصفانه این دین را با ادیان دیگر مقایسه نمایند و ببینند مصداق دین حق در زمان کنونی کدام دین است .
به نظر ما با اندکی تامل می توان دریافت که در ابعاد مختلف دین اسلام نسبت به دیگر ادیان از برتری برخوردار است و در نگاهی مقایسه ای نمی توان دینی برتر از اسلام برای این زمان یافت. روشن ترین نکته در این خصوص آن است که کتابهای آسمانی پیامبران صاحب شریعت که در بردارنده قوانین الهی بودند و محتوای دین آنان محسوب می شدند، به مرور زمان به کلی محو شدند و یا دستخوش تحریفات جدی قرار گرفتند.
هر شخص بی غرضی که نظری بر عهدین (تورات و انجیل فعلی) بیفکند، خواهد دانست که هیچ کدام از آن ها کتابی که بر موسی(ع) یا عیسی(ع) نازل شده، نیست. به عنوان مثال تورات خدا را به صورت انسانی ترسیم میکند که نسبت به بسیاری از امور آگاهی ندارد(2) و بارها از کار خود پشیمان میشود،(3) با حضرت یعقوب کشتی می گیرد و نمی تواند بر او غالب شود و سرانجام التماس می کند که از او دست بردارد تا مردم خدا را در چنین حالی نبینند. (4)
وضع انجیل از تورات مشکل تر است، زیرا اوّلاً چیزی به نام کتابی که بر حضرت عیسی(ع) نازل شده، در دست نیست. مسیحیان چنین ادعایی ندارند که انجیل فعلی کتابی است که خدا بر حضرت عیسی(ع) نازل کرده، بلکه محتوای آن گزارش هایی است منسوب به چند تن از پیروان حضرت علاوه بر تجویز شرب خمر، ساختن آن را به عنوان معجزه عیسی قلمداد میکند.(5)
از کتاب مقدس زرتشتیان هم جز مقداری دعا و مناجات باقی نمانده است، در حالی که منابع اصیل دین اسلام یعنی کتاب آسمانی و وحیانی به دلایل گوناگون کاملا دست نخورده و سالم باقی مانده؛ به علاوه گزارش های روشنی از سنت و سیره پیامبر و جانشینان او در دست است که هدایتگر پیروان اسلام به سعادت و رستگاری است.
به علاوه امتیاز محتوایی تعالیم اسلام بر دیگر ادیان موارد عدیده ای است که از آن میان به چند مورد اشاره می کنیم:
1- جامعیت:
یکی از دلائل کامل بودن دین اسلام، جامعیت آن است. جامعیت بدان معنا است که در اسلام همه قوانین و مقرّرات مورد نیاز انسانها پیش بینی شده است. در اسلام، احکام و قوانین منحصر در زندگی فردی انسانها نیست، بلکه تمام ابعاد زندگی اجتماعی را نیز در بر دارد، چرا که زندگی فردی و اجتماعی انسان از هم جدا نبوده و بسیاری از امور فردی، در زندگی اجتماعی و برعکس تأثیر دارند . در حالی که ادیان موجود تنها به برخی از ابعاد فردی و یا اجتماعی انسان توجه داشته، در بسیاری از امور هیچ دستور و هدایتی برای پیروان خود ندارند.
2- هماهنگی با مقتضیات زمان:
یکی از ویژگیهای بسیار مهم اسلام همسویی آن با شرایط زمان است؛ یعنی قوانین اسلام علاوه بر جامعیت به گونهای تشریع شده که پاسخگوی نیازهای انسانها در همه زمانها است؛ از این رو اسلام بعد از گذشت چندین قرن بالنده و پویا ظاهر شده و در مقام پاسخ گویی نیازهای مردم اظهار عجز نکرده است.
محقق مشهور «مارسل بوازار» مینویسد: «احکام و قوانین اسلام به پرسشهای معاصر پاسخ داده است...».(6) یکی از امتیازات اسلام نسبت به ادیان دیگر همین است که ادیان دیگر پاسخگوی نیازهای زمان خود بودند، حال آن که اسلام پاسخگوی نیازهای انسانها در طول تاریخ میباشد. یکی از علل خاتمیت اسلام را در همین ویژگی باید جستجو نمود.
همسویی اسلام با شرایط زمان بدان معنا نیست که قوانین اسلام با شرایط زمانی تغییر یابد، بلکه معنایش این است که هر گاه احتیاجات و حوادث و مقتضیات زمان به اسلام عرضه میشود، می توان پاسخ پرسش ها را از منابع و مبانی آن دریافت و اسلام پاسخگوی جدیدترین پرسش هاست.
3- تلفیق دنیا و آخرت:
یکی از دلایل مهم کامل بودن دین اسلام در آمیختگی دنیا و آخرت ظهور میکند. اسلام با اصل دنیا و مواهب آن مبارزه نکرده و رهبانیت را نپذیرفته، بلکه دین اسلام دنیا را پل ارتباطی آخرت دانسته است. از این رو نخست تعریف دقیق از دنیا ارائه داده و به زندگی انسانها سمت و سو داده و همگان را به فعالیت در دنیا فرا خوانده است. از سوی دیگر اسلام مردم را به آخرت گرایی فرا خوانده و از دنیا گرایی بر حذر داشته، این در حالی است که برخی از ادیان نیز دنیا گریزی را مطرح کردهاند، چنان که برخی دیگر آخرت گریزی را مطرح کردهاند.
شهید مطهری در این خصوص مینویسد: «در جامعههای کهن همیشه یکی دو چیز وجود داشت: یا آخرتگرایی و زندگی گریزی و یا زندگی گرایی و آخرت گریزی. اسلام آخرت گرایی را در متن زندگی گرایی قرار داد. از نظر اسلام راه آخرت از متن زندگی و مسئولیتهای زندگی دنیا میگذرد».(7)
پىنوشتها:
1. زمر (39)، آیات 17-18.
2. تورات، سفر پیدایش، باب سوم، شماره 8 - 12.
3. همان، باب 6، شماره 6.
4. همان، باب 32، شماره 24 - 32.
5. انجیل یوحنا، باب دوم.
6. مارسل بوازار، اسلام در جهان امروز، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1361ش، ص 259.
7. مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص 165، مجموعه آثار انتشارات صدرا ،تهران، 1374 ش، ج 2، ص 242.






