برادر محترم! با تحقیقاتی که انجام دادیم، علاوه بر مذاهب آسمانی(به صورت مستقل)، به مذاهب انسانی هم اشاره ای کردیم.
در ابتدا باید گفت که ادیان و مذاهب الهی با ارتباط نامشروع و بدون قید و بند مخالفند و ممنوعيت روابط نامشروع در اسلام و در اديان آسماني، به خاطر جهات متعدد است، از جمله:
1ـ حفظ کانون گرم خانواده و برقراري پيوندهاي خانوادگي و حفظ نسل و پيوندهاي خوني و فاميلي.
2ـ نگه داشتن حرمت و احترام زن و ممنوعيت نگاه ابزاري و جنسي به زن.
3ـ کنترل و محدوديت شهوات براي شکوفايي استعدادها و ارزش‌هاي عالي انسان.
4ـ جلوگيري از آسيب‌هاي اجتماعي و رواني افراد جامعه و به خصوص دختران.
اما اگر نگاه کلی بخواهیم به مساله داشته باشیم، در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي بین ادیان و مذاهب مختلف سه ديدگاه مطرح است:
1. ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويكرد ليبراليستي) به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاكم است.
فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد.
راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم».(1)
2. ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش مي‏باشد.
اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است.
برتراندراسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند.
در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.»(2)
راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمرده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است.
3. ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است.
ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است.
اما با توجه به کلمات بزرگان مذاهب دیگر به این نتیجه می رسیم که رفته رفته بعضی از مبانی اسلام (که در ابتدا مطرود
دیگر اندیشمندان غیر اسلامی بوده)، به تصویر کشیده می شود؛ مثلا ويل دورانت مي گويد: «زنان بي شرم جز در لحظاتي
زودگذر، براي مردان جذّاب نيستند... مردان جوان به دنبال چشمان پر از حيا می باشند و بدون آن كه بدانند، حس
مي كنند كه اين خودداري ظريفانه (حيا و عفاف) از يك لطف و دقّت عالي خبر مي دهد».(4)
همچنین «ريموند بيچ» مي گويد:
«يكي از ويژگي هاي جوانان اين است كه هر وقت هر چه دلشان مي خواهد مي كنند، بدون آن كه نگران نتايج كار خود باشند؛ اما قوانين اخلاقي انعطاف ناپذيرند. قراردادهاي اجتماعي براساس تمييز خوب از بد ايجاد شده اند، نه از روي هوس و دلخواه، و به همين دليل زمان هم قادر نيست آنها را تغيير دهد؛ رعايت اين قراردادها موفقيت و خوشبختي افراد را تضمين می كند.
كساني كه به هواداري از تمايلات آني خود از اين راه، منحرف مي شوند، بعدها ـ هنگامي كه خيلي دير است ـ پي می برند كه از منبع خوشبختي خود برداشت بيهوده اي كرده اند و متوجه مي شوند كه زندگي آنها هرگز نيازمندي هاي عميق قلبشان را بر نياورده است؟ در حالي كه دسته ي ديگر كه همواره پايه ي زندگي را محكم مي كنند، نه تنها از شادي هاي قلبي لذت سرشاري مي برند؛ بلكه از دوران جواني كه مقدّمه ي زندگي حقيقي است، نشاط و حظّ وافري مي گيرند».(5) برای توضیحات بیشتر با شماره (09640) تماس بگیرید.
پی نوشت ها:
1. برتراند راسل، جهاني که من مي‏شناسم، ص 68.
2. برتراند راسل، زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25.
3. همان، ص 30.
4. ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زرياب، چاپ 8 نشر دانشجوئي تهران 1373 ص129.
5. ريموند بيچ، ما و فرزندان ما ص83، ر،ك: همت سهراب پور، جوانان در طوفان غرايز، چاپ دوم، دفتر تبليغات قم 1379، ص25