باسلام
تاآنجا كه اطلاعات دارم در قرآن هميشه صحبت از ادبار وعدم پذيرش كامل وهمه جانبه ي دين خدا وپيامبرانش(به جز اقبال نسبي دين اسلام) وسپس تحريف وسوءاستفاده از دين خدا،بوده كه درنهايت منجر به عذاب ونيستي پيروان آن دين گرديده،واز طرفي باتوجه به هماهنگي دين خدا بافطرت پاك الهي انسان،دليل اين كجروي ها وانحرافات چيست؟

پدیده «دین‏گریزی» یکی از مشکلات اساسی جوامع انسانی است که همواره دغدغه‏هایی را برای رهبران دینی، دینداران محسوب می‏شود. این پدیده نامیمون، سابقه دیرینه دارد و همواره جوامع بشری با آن دست به گریبان بوده‏اند. بدون تردید در ذات دین، هیچ عنصر دین‏گریزانه وجود ندارد. اگر انسان‏ها به دریافت معارف دینی نایل آیند، در هیچ رتبه‏ای از دین نمی‏گریزند،بنابراین، پدیده دین‏گریزی به عنوان یک پدیده اجتماعی، عینی و رفتاری، معلول ماهیت و ذات خود دین نیست، بلکه علت و یا علل دین‏گریزی را در خارج از قلمرو دین و آموزه‏های دینی باید جست‏وجو کرد.
عوامل متعددی مانند ناهنجاری‏های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و روانی زمینه گریز انسانها را از دین فراهم می‏نمایند.
علل روان‏شناختی گریز از دین :
1. ضعف معرفتی: قرآن نیز به این حقیقت اشاره می‏کند و گرایش به کفر و بی‏ایمانی را ناشی از جهل و ضعف معرفتی انسان‏ها می‏داند. حضرت نوح(ع) با صراحت، یکی از عوامل بی‏ایمانی قوم خود را جهل و یا عدم معرفت صحیح به آموزه‏های دینی معرفی می‏کند و در این‏باره، به قوم خود می‏فرماید: (... ولکنّی اَراکُم قوما تجهلون.) (1) ریشه بیشتر بی دینی ها جهل و بى‏خبرى است،آن هم جهلى که همراه با لجاجت و کبر و غرور می باشد.در روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
حضرت علی(ع) درباره علت کفر می‏فرماید: «لو اَنّ العباد حین جهلوا وقفوا، لم یَکفُروا و لم یَضلّوا»؛ اگر افراد هنگام برخورد با مسائلی که نمی‏دانند، درنگ می‏کردند و عجولانه تصمیم نمی‏گرفتند، کفر نمی‏ورزند و گمراه نمی‏شدند. (2)
بنابراین کسانى که پرده جهالت و نادانى بر عقل و چشم آنان سنگینى کند، همیشه از دین و پذیرش حق گریزان خواهند بود.
2. برداشت‏های غلط از دین یا سطحی‏نگری :علاوه بر اینکه جهل و ضعف معرفتی موجب دین‏گریزی می‏شود، برداشت‏های غلط و ناصواب از معارف دینی نیز در دین‏گریزی جوانان مؤثرند. بسیاری از اوقات دین مساوی با «معنویت» در نظر گرفته می‏شود و دین را در حد یک نیاز معنوی کاهش می‏دهند و این‏گونه نتیجه می‏گیرند که نیاز به معنویت فقط در مواقع سختی‏ها وبحران‏های شدید مفید است و در سایر مواقع، نیازی به دین نیست و برای دین نقشی در زندگی روزمرّه خود قایل نیستند. قرآن به این مطلب اشاره می‏کند و می‏فرماید: « او كسى است كه شما را در خشكى و دريا سير مى‏دهد زمانى كه در كشتى قرار مى‏گيريد، و بادهاى موافق آنان را (بسوى مقصد) حركت ميدهد و خوشحال مى‏شوند، ناگهان طوفان شديدى مى‏وزد و امواج از هر سو به سراغ آنها مى‏آيد و گمان مى‏كنند هلاك خواهند شد در آن هنگام، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند كه: «اگر ما را از اين گرفتارى نجات دهى، حتماً از سپاسگزاران خواهيم بود * چون خدا آنها را برهاند، بينى كه در زمين به ناحق سركشى كنند. اى مردم، اين سركشى به زيان خودتان است. تمتعى است در اين زندگى دنيوى...» (3) این دیدگاه ساده‏انگارانه و کاهش‏گرایانه نسبت به معارف دینی به تدریج، موجب حذف دین از زندگی انسان می‏شود.
3. دنیازدگى، ثروت‏طلبى و رفاه‏طلبى: این از دیگر گرایش‏هایى است که انسان را به دین‏گریزى مى‏کشاند. مرورى کوتاه بر برخى از آیات قرآن حاکى از آن است که قوم نوح، فرعونیان و حتى مشرکان حجاز به دلیل وجود روحیه، دنیازدگى، ثروت‏طلبى و رفاه‏طلبى در برابر انبیا علیهم‏السلام صف‏آرایى کردند و از دستورات الهى سرپیچى نمودند.امروزه نیز این عامل بیشتر مصداق دارد. «بدون شک، خداجویى و دین خواهى در فطرت انسان جاى دارد. ولى مى‏بینیم بیشتر مردم چه در گذشته و چه در حال کمتر به سراغ دین و ارزش‏هاى معنوى روى مى‏آوردند، علّت این دین گریزى این است که با التزام به دین باید بسیارى از لذّت‏ها و کامجویى‏ها را کنار بگذارند و تحت تکلیف زندگى کنند. این جاست که شیطان به سراغ آنها مى‏رود و این کارها را در نظر آنان مى‏آراید و آنها به دام شیطان گرفتار مى‏شوند و دین را کنار مى‏گذارند و به سراغ کامجویى‏هاى خود مى‏روند و بدین گونه میان آنان و شیطان دوستى برقرار مى‏شود.»(4)
عوامل جامعه‏شناختى دین‏گریزى:
1. خانواده: خانواده ها با تربیت نادرست وناقص خود اغلب زمینه های دین گریزی را فراهم می کنند.روایتى از رسول‏اکرم (ص)نقل شده است: «کلُّ مولودٍ یُولَد على الفطرهِ فاَبواهُ یَهوّدانهِ او یُمجّسانه»؛(5) هر انسانى که به دنیا مى‏آید، در ذاتش به خداپرستى گرایش دارد. اما پدر و مادر او را از خالق هستى دور کرده، باعث انحراف وى از دین‏مى‏شوند.
2. دوستان ورفیقان ناباب: دوستان نقش مهمی در زندگی انسانها دارند. در همین باره، مى‏توان به روایتى از امام صادق (ع)تمسّک جست: «المرءُ على دینِ خلیله.»(6) به همین دلیل است که گاهى یک فرد فاسق در مدتى کوتاه گروه زیادى را از دین بى‏زار مى‏کند.
در تأیید مطلب مزبور مى‏توان به برخى از آیات، که بیانگر شِکوه و شکایت اهل دوزخ از دوستان و اطرافیان خود مى‏باشند، اشاره کرد: «... یَا لَیْتَنى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً * یَا وَیْلَتَا لَیْتَنى لَمْ أَتَّخِذْ فُلانا خَلیلاً * لَقَدْ أَضَلَّنی عَنِ الذِّکْر بَعْدَ إذْ جَاءَنی...» " «اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم * واى بر من، كاش فلان را دوست نمى‏گرفتم * با آنكه قرآن براى من نازل شده بود، مرا از پيرويش بازمى‏داشت ... "(7) این آیات با صراحت تمام، به نقش گروه‏هاى صمیمى (دوستان و اطرافیان) فاسد در گم‏راهى و دین‏گریزى اشاره مى‏کند.
3. قدرتهای شیطانی ،مطبوعات و رسانه های جمعی تحت قدرت مستکبرین: مستکبران در هر زمانى با شیوه‏هاى گوناگون تبلیغاتى، شایعه و تهمت، و زدن برچسب‏هایى مثل مخالف آزادى، مرتجع و عقب مانده و یا با ترویج شک و شبهه، تحقیر و استهزاى باورهاى دینى مردم، موجبات دین‏گریزى را فراهم کرده‏اند. مردم را از دین گریزان مى‏کنند. براى نمونه، هنگامى که شعیب (ع) مردم را به ترک بت‏پرستى و پرهیز از کم‏فروشى دعوت مى‏کرد، به او مى‏گفتند: این دعوت تو مخالف با آزادى انسان‏هاست. آزادى انسان حکم مى‏کند هر که را خواست، بپرستد و هرگونه که خواست در اموالش تصرف کند. (8)
وپایان سخن از استاد مطهری که : « یکی از چیزهائی که موجب اعراض و تنفر مردم از خدا و دین و همه‏ معنویات می‏شود آلوده بودن محیط و غرق شدن افراد در شهوت پرستی و هوا پرستی است، محیط آلوده همواره موجبات و تحریک شهوات و تن پروری و حیوان صفتی را فراهم می‏کند. بدیهی است که غرق شدن در شهوات پست‏ حیوانی با هرگونه احساس تعالی اعم از تعالی مذهبی یا اخلاقی یا علمی یا هنری منافات دارد . همه آنها را می میراند. آدم شهوت پرست نه تنها نمی‏تواند احساسات عالی مذهبی را در خود بپروراند، احساس عزت و شرافت‏ و سیادت را نیز از دست می‏دهد، احساس شهامت و شجاعت و فداکاری را نیز فراموش می‏کند، آنکه اسیر شهوات است جاذبه‏های معنوی اعم از دینی و اخلاقی و علمی و هنری کمتر در او تأثیر دارد...»(9)
براي مطالعه بيشتر به اين كتابها مراجعه كنيد :
1- عوامل و ریشه های دین گریزی از منظر قرآن و حدیث ،علی اجزاء شکوهی
2- نگاهى به عوامل جامعه‏شناختى و روان‏شناختى دین‏گریزى ؛ابراهیم اصفهانى.

پي نوشت:
1.هود (11) ، آيه 29.
2.شيخ كليني ، كافي ، تهران ، دارالكتب الاسلامي ، 1365 ،( چاپ هشت جلدي ) ،ج 2، ص 388.
3.يونس (10) ،‌آيات 22و23.
4.يعقوب جعفري، تفسير كوثر ، بي تا ،‌بي جا ،‌ج 6،‌ص 167.
5. علامه مجلسي ، بحار الانوار ، بيروت ، موسسه الوفاء ، 1404 هـ.ق ، ج 3 ، ص 281.
6.شيخ كليني ، پيشين ، ج 2 ،‌ ص 375.
7.فرقان(25)،آيات 27و28و29.
8.موسوى همدانى سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ پنجم، 1374 ش ، ج 10، ص 369.
9.مرتضی مطهری ،‌امدادهای غیبی ، قم ، صدرا ،‌بيتا ، ص41-47.