سلام
من پسری 14 ساله هستم که مدتی است مشکل اساسی برایم پیش آمده
من هر روز چند بار یه حسی به من می گوید تو به خدا اعتقاد نداری و من هم برای دقایقی باورم می شود
سوال های من
1- چی کار کنم که دیگر از این حس ها به طرفمم نیاید؟
2- بعد از اون چند دقیقه که باورم می شود من به خدا اعتقادی ندارم چی کار کنم؟
تشهد بخوانم؟ چی کار کنم؟
با عرض سلام و احترام؛ وتشکر از ارتباطتان با مرکزپاسخگویی به سوالات دینی.
دوست عزیز! اعتقاد به خدا، بازدارنده مؤثری برای انسان است تا او را از بدیها وگناهان دور نگه دارد. همچنین توجه به عزت و حکمت خدا و رجوع امور به ذات اقدس او، میتواند باعث تقویت روح عبد در مقاومت و مبارزه با شیطان باشد. علاوه بر اینکه تقویت ایمان و توکل و تقوا در خود؛ و استمرار یاد خدا و انجام امور آزار دهنده و طرد کننده شیطان و در نهایت استعاذه حقیقی به هنگام رسیدن شر و فساد از سوی شیطان، گامهای مؤثّر و مفیدی برای پیشگیری از نفوذ او است. گفتنی است که این همه بدون توسّل به اهلبیت و عنایت آن بزرگواران امکانپذیر نیست.
افکار بدی که بدون اختیار به ذهن انسان می آید، اگرچه مربوط به خدا باشد، گناه و پلیدی برای انسان ندارد و نباید با آن ها درگیر شد. از طریق ذکر هم به دنبال حل آن نباشید؛ زیرا قاعدتاً به تشدید آن ها می انجامد. نسبت به آن ها حساسیت نداشته باشید. اگر به ذهن تان آمد، نگران نباشید؛ چون این افکار در اختیار شما نیست. در اسلام آنچه غیر اختیاری باشد، تکلیف و عذاب ندارد.
زندگی خود را با حرکت در مسیر استعدادتان هدفمند و با نشاط نمایید. تفریح سالم، ارتباط فامیلی و صله رحم و نیز ورزش را در زندگی خود تقویت کنید. به نیازهای طبیعی خود توجه کنید و برای ارضای مشروع آن ها اقدام کنید. از درگیری درونی بپرهیزید تا آهسته آهسته کاهش یافته و از بین بروند. در صورتی که از نظر عبادی بر خود فشار آورده اید، به صورت متعادل و محدود عمل کنید.
خدای دانا و مهربان می داند که این افکار در اختیار شما نیست و آن ها را دوست ندارید. حساسیت نسبت به این افکار و جنگیدن با آن ها یا ترسیدن از آن ها، سبب تداوم و تقویت آن ها می گردد.
شما چرا با ذهنت مي خواهي خدا رو بخوني. اصلا چرا به ذهنت اينقدر اجازه مي دهي آزارت بده. شما در گير يك وسواس ذهني شده ايد! البته شيطان هم بيكار نمي نشينه!
یادآوری چند نکته برای حل مشکل:
1. باورتون رو نسبت به خودتون و خدا اصلاح كنيد!
2. شكِ ابتدایی نه تنها مذموم نیست بلکه می تواند شروع مباركی برای رسیدن به علم و یقین باشد. آدمی تا چیزی را مسلّم می پندارد و هیچ زاویه پنهان و مجهولی نمی یابد، در پی كنكاش بیشتر بر نمی آید. بسا حقایق گرانسنگی كه تنها پس از یك شك و تردید اولیه به دست آمده اند. بنابراین، شكْ گذرگاهی ارزشمند و گاه بی دلیل به سوی علم و یقین و در نهایت ایمان است و در این شكل خود نامطلوب و رذیلت اخلاقی نیست. ولی شك و تردید هیچ گاه نمی تواند منزلگاه شایسته ای باشد. شك به عنوان مقصد و منزل (حالتی که شما قبل و حین و بعد عبادت) دارید قطعاً یك رذیلت اخلاقی و از آفات بزرگ یقین و ایمان است و مفهوم آن این است كه نفس آدمی ناتوان از تمییز حق از باطل و در میان حق و باطل سرگردان است. بر همین اساس است كه امام علی (ع) به شدت از شك و حیرت نهی می كند و آن را نافی ایمان و موجب كفر می داند:" لاترتابوا فتشكّوا، و لاتشكّوا فتكفروا."(1)«تردید و دودلی به خود راه ندهید تا به شك افتید و شك نكنید تا كافر شوید.»
3. حقیقت وجود خدا آشکارترین حقایق عالم هستی است، مگر می شود انسان با اندک تأمل در زیبائی های نظام خلقت و بیکران هستی به وجود خالق توانا که واجد صفات کمالی علم و قدرت و تدبیر و اراده است پی نبرد؟ مگر می شود انسان، پیچیدگی ها و نظم حاکم بر عالم هستی را ببیند، و خالق و ناظم آن را نبیند (البته نه با چشم سر بلکه با چشم دل)، از آنطرف، برای ساده ترین و ابتدائی ترین سیستم های ساخت بشر قائل به سازنده باشد اما نظام هستی و آنهمه پیچیدگی و نظم و استواری آن را اتفاقی و در اثر یک حادثه بشمارد؟
اینها ساده ترین بیان استدلالی است که در اثبات وجود خدا مطرح است، بگونه ای که هر کسی در هر سطح اندیشه می تواند براحتی آن را بفهمد، و درک کند، حتی انسان با اندک رجوع به فطرت و درون خودش،(سیر أنفسی) می تواند وجود خدا را احساس کند. مگر می شود انسان، خود را ببیند و به اینهمه ظرافت و دقت و نیز اوج نیازمندی اش پی ببرد و به تدبیر و ناظم و عالم و قادر بودن خدا و غنی و بی نیازی اش پی نبرد؟ آیا این رؤیت و دیدن خدا به گواهی قلب و جان نیست؟ پس چرا می گویید خداوند را ندیده اید و چرا باید خدای ندیده را بپرستید؟
4. علاوه بر اینکه تلاش کنید با مطالعه و تحقیق در حقایق و اصول دین، اعتقادات تان را استحکام ببخشید، بکوشید در کنار مطالعه که تلاشی علمی است، به سیر آفاقی و انفسی هم اهتمام ورزید (تلاش عملی) یعنی فرصت هایی در طول شبانه روز را برای توجه به نفس خودتان و قدرت های درونی و بیرونی که خداوند در نهاد شما به ودیعه گذاشته تنظیم کنید، بهترین اوقات برای این تأمل و تدبر و سیر معنوی، أوقات عبادت و بندگی است که خداوند برای ارتباط بندگان با خودش مقرر فرموده است.
5. برای خلاصی از وسواس شیطان لعین، به فرموده قرآن کریم بسیار استعاذه کنید:"وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ."(2)و هرگاه از شیطان بر تو رنج و فسادی رسید به خدا پناه ببرکه او شنوای داناست.
ببینید تا چه حد مسأله پناه بردن به خدا، اهمیت دارد که حتی خداوند دستور داده(فعل امر استعذ) قبل از قرائت قرآن نیز، باید از شیطان و وساوسش به خدا پناه برد. آنجا که می فرماید: "فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ." (3)هنگامى كه قرآن مى خوانى از شر شيطان مطرود شده به خدا پناه ببر.
6. بر اساس توصیه بزرگان، خواندن سوره "قل اعوذ برب الناس" و "آیةالکرسی" و ذکر "لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم" نیز مجرب و در آرامش روحی و معنوی و دریافت توفیق و توجهات الهی مؤثر است.
نکته پایانی:
برادر گرامی! شاید این قبیل افکار در برخی سن ها طبیعی باشد. مدتی فرد را آزار می دهند و سپس میروند. البته نباید به امید رفع آنها در آینده، بیکار نشست. بلکه مطالعه کتابهای اعتقادی (که از نویسندگان شناخته شده و علمای طراز اول باشد)، شرکت در مجالس علما و منابر آنها، مفید است. نکته خیلی مهم دیگر، پرهیز از تماس داشتن (ولو لحظه ای ) با مظاهر خلاف دین (افراد کم ایمان، رادیو ها و رسانه های بیگانه، رسانه داخلی کم ایمان، و ... ) است. امام علی(ع)می فرماید:"و احذر صحابه من یفیل رایه وینکر عمله فان الصاحب معتبر بصاحبه."(4)از دوستی با کسانی که افکارشان نادرست و اعمالشان ناپسند است، دوری گزین زیراانسان از دوستش، متاثر میشود.
در سخنان معصومین(ع)می خوانیم که: ایمانی که بر اساس علم و آگاهی باشه تثبیت می شه و به انسان نفع می رسونه و ایمانی که بدون علم باشه می یاد و میره؛ لذا برای تثبیت ایمان خود به علم دانش روی بیاوردید و خدا را با علم به او باور کنید و بپرستید.
در صورتی که توصیه های فوق را عمل کنید، ان شاء الله این مسئله برطرف می گردد. در صورتی که این افکار از بین نرفتند، اگر چه بودن آن ها مشکلی از نظر دینی برای شما ندارد و سبب خللی در ایمان شما نمی گردد، ولی چنانچه دوست ندارید این حالات وجود داشته باشند، با پیگیری و مشاوره، این وضع به یاری خداوند بر طرف می گردد. در این صورت، بهتر است به صورت حضوری از یک مشاور مجرب استفاده نمایید یا با مشاوران مرکز ما تماس تلفنی بگیرید. (09640 بدون کُد)
پی نوشت ها:
1.کلینی،محمدبن یعقوب بن اسحاق؛کافی(ط-دارالحدیث) ؛ج4ص168؛ ناشر:دارالحدیث؛چاپ اول؛قم1429ق.
2.أعراف(7)آیه200.
3.نحل(16)آیه98.
4. تميمى آمدى،عبدالواحدبن محمد؛تصنيف غررالحكم ودررالكلم؛ص433؛ناشر:دفترتبليغات؛چاپ اول؛قم؛1366ش.






