سلام
برخی شبهه میکنند اگر استعداد ذاتی و لطف الهی خداوند بجای امام زمان که در 5 سالگی به امامت رسید بمن هم میرسید منم مشدم امام.پس امام اولا چه شد مستحق آن شد؟ دوما چه برتری نسبت به ما دارد دارد در حالیکه کمالاتش اکتسابی نبوده است؟
اینکه چرا ما و افرادی چون ما امام نشدیم، سوالی است که تفاوتی با این سوالات ندارد؛ مثلا چرا من زن نشدم؟ یا چرا در قرن اول هجری به دنیا نیامدم؟ چرا در اروپا متولد نشدم ؟ و...
همه این سوالات از یک سنخ اند و تفاوت ماهوی با هم ندارند؛ جالب آن که حتی اگر ما پیامبر یا امام می شدیم، باز همین سوال مطرح بود که: چرا فردی عادی و به دور از مسئولیت نبوت آفریده نشدم؟ پس سوالات در هیچ شرایطی پایان پذیر نیست و در تحت هر شرایطی، قابل طرح می باشد.
پیامبر یا امام شدن همانند رسیدن به هر مسئولیت و جایگاه دیگری، نیازمند اقتضائات و پیش شرط های زمانی و مکانی و روحی و جسمی است که هر فردی از آن ها برخوردار نیست؛ همه این مزایا معلول علت های مختلف و خاص خودند، چنان که زن یا مرد، زیبا یا نازیبا، تندرست یا بیمار خلق شدن ما هم معلول علت های خاص خود است . در دائره ساختار علی و معلولی عالم تعریف می شود.
يقينا بشر در طول تاريخ و در فواصل معين و در مكان هاي خاصي، نيازمند ظهور افرادي بزرگ و لايق براي انتقال معارف و هدايت هاي الهي به توده جامعه بوده ، در اين موقعيت ها، هر فردي كه داراي شرايط لازم و لياقت هاي خاص و در موقعيت مناسب خود بر اساس ساختار علي و معلولي خود متولد مي شد، به اين مقام مي رسيد.
در واقع خدا برای رسانیدن پیام خویش، پیامبرانی را از بین مردم برگزیده است . در هر زمان شخص برگزیده، دارای بالاترین فضائل اخلاقی است . بین مردم زمان خویش شایستهترین انسان برای رساندن پیام الهی و به دست گرفتن این مسئولیت بزرگ محسوب مي شده؛ هرچند در اقتضائات بشري تفاوتي با ديگر افراد نداشته است؛ چنان كه در قرآن آمده:«قل انما أنا بشر مثلکم؛ ای پیامبر ما، به مردم بگو: من انسانی همانند شما هستم». (1)
پس پیامبر در خصوصيات طبيعي بشري، هیچ تفاوتی با انسان های دیگر ندارد؛ مثلاً پیامبر گرامی اسلام (ص) بسان سایر انسانها، دارای زندگی عادی و طبیعی بود، اما در عین زندگی عادی، با مجاهدت و کوشش فراوان، مقام بندگی و شایستگی خود را برای دریافت وحی به اثبات رساند . چون در اين موقعيت خاص نيازمندي به پيامبر و بر اساس شرايط و ضوابط خاص قرار داشت، به اين مقام رسيد.
حال از آن جا كه درك اين شرايط و كمالات، تنها در توان خداوند و مبتني بر علم بي نهايت اوست، گاهي انتخاب ها براي ديگران سخت مي آيد؛ اما حقيقت آن است كه: خداوند بهترين فرد را در هر زمان براي اين مقام بر مي گزيند . اين يعني حقيقت تعبير قرآن : «الله یعلم حیث یجعل رسالته»؛ (2) خداوند آگاه تر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد! با همین معیار برخی را در کودکی امام و یا نبی قرار می دهد .
ممکن است تصور شود در پیامبر شدن، مزیتی است که در نشدن آن نیست که در این صورت تبعیضی بر ما روا داشته شده است؛ اما با توضیح روشن می شود که اصلا این گونه نیست؛ در واقع میزان مسئولیت و شدت آزمایش الهی و سطح توقعات خداوند از یک بنده با مقام و موقعیتی که خداوند به او اعطا می کند، رابطه ای مستقیم دارد . هر چه مقام بالا رود، مسئولیت سنگین تر میشود و تلاش و مجاهدت بیش تری میطلبد.
این گونه نیست که این مقام را به کسی بدهند و او دیگر خیالش راحت و آسوده باشد، بلکه هر چه مقام بالاتر رود، مسئولیتها بیش تر، تکالیف سنگین تر، هجمههای شیطانی بیش تر و تلاش و سختی و مصیبت و امتحان افزایش مییابد؛ بلکه رسیدن به مقام نبوت و یا مقامات بعد از آن هم تنها با گذراندن سختیها و تلاشها و امتحاناتی سخت امکان پذیر است، مانند داستان حضرت ابراهیم (ع) و ذبح فرزند و...!
در هر حال هر انسانی در هر موقعیت و وضعیتی که قرار دارد، اگر به وظایف و تکالیف خود عمل کند و از آزمون های خود نمره عالی کسب نماید، به موفقیت و سعادت کامل رسیده است. وضعیت انسانی عادی که از هوش و درک و معرفت و ایمانی متوسط برخوردار است، اما به همه وظایف خود عمل کرده،همانند وضعیت پیامبری است که با سطع بالای معرفت و عنایات الهی و امدادهای غیبی به وظایف سنگین خود عمل کرده، در آزمون های خود، نمره عالی گرفته است.
وضعیت این دو فرد همانند سطح دانش آموز ابتدایی و دانشجوی دکترا است که اگر هر دو تلاش کنند، قادرند نمره بیست بگیرند؛ اگر هر دو بیست گرفتند - از یک جهت- وضعیتی مساوی داشته به یک اندازه قابل تقدیرند.شاید بتوان گفت روایاتی که اشاره به همجواری پیامبران با برخی افراد عادی در بهشت دارد(3)، بیانی از این مطلب و صورتی از همین حقیقت باشد.
در نتیجه ائمه نیز مانند دیگران باید با عمل به دستورات خدا لائق مقام بهشت و سعادت اخروی گردند ، بلکه در مورد آن ها معتقدیم تکالیف بسیار سنگین تر از افراد عادی است ،چنان که در مورد پیغمبر (ص)آمده است:
هان اى جامه به خود پيچيده!پارهاى از شب به جز اندكى از آن را برخيز و زنده بدار،يا نصف آن را و يا كمى كم تر از نصف را و يا اندكى بر نصف بيفزا و قرآن را شمرده شمرده بخوان .آماده باش كه به زودى كلامى سنگين بر تو نازل مىكنيم.(4)
مطابق این آیه انجام نماز شب بر پیامبر(ص) واجب شده و حال آن که بر انسان های عادی مستحب است .
اما در مورد غیر اکتسابی بودن این کمالات باید گفت :
اعطای این قبیل مقامات به برخی از افراد، دلیل بر غیر اختیاری و يا دور از استحقاق بودن آن نیست؛ زیرا برای خداوند تحقق زمان برای درک لیاقت بندگان نسبت به نعمات، ضرورت ندارد. خداوند از علم ذاتی خود می داند که هر بنده ای در شرایط عادی زندگی، چه مقام و مرتبتی را در مسیر بندگی احراز می نماید. ممکن است خداوند به جهت علم ازلی به کیفیت رفتار آینده امامان، از کودکی مقام امامت و لوازم آن را به ایشان اعطا نموده باشد. خداوند میدانسته که آنان جدای از عصمت، با دیگران در مراتب اخلاص و فداکاری نیز فرق داشته اند. از این رو، این موهبت را به آن ها بخشیده است. بنابراین، معصومین شایستگی و ویژگیهای ذاتی برای قبول مقام عصمت داشتهاند و افاضه و موهبت الهی، بیحساب و بدون جهت نبوده است. به علاوه، وقتی فردی لیاقت و توان و قابلیت برخورداری از مقام نبوت و امامت را از خود نشان داد، طبعا برای موفقیت در این مقام و مسئولیت، نیازمند برخی ابزار و لوازم است و بدون آن ها امکان موفقیت ندارد. عصمت هم در رأس این ابزارها و نعمات است که در درجات کامل از طرف خداوند به فردی که لیاقت داشتن چنین مقامی را از خود نشان داده، اعطا می شود.
البته بايد توجه داشت كه نفس انتخاب شدن این افراد از جانب خداوند ولو به دلایلی باشد که بر ما روشن نیست به خودی خود بهترین دلیل بر مقام والای این بزرگواران است و همین که خداوند خواسته برخی از انسان ها در مرتبه و جایگاه برتری نسبت به دیگران باشند و ایشان را برای چنین جایگاهی برگزیده خود بهترین دلیل برتری آنان محسوب می گردد ..
پینوشتها:
1. کهف (18) آیه 110.
2. انعام (6) آيه 124.
3. شيخ صدوق ، أمالي، انتشارات اعلمى، بيروت، 1400 ق، ص 298.
4.مزمل(73)آیات 2 الی 5.






