با سلام.مگر انسان نبايد غير از خدا به كس ديگري اميد نبندد و از غير از او هيچ نخواهد. پس چرا شيعيان تا اين حد به توسل به معصومين معتقدند؟اماماني كه هيچ كدامشان را نديده ايم وسهم ما از آنان يك قبر و چند روايت بيشتر نيست كه در درستي بيشترشان نيز ترديد است.

پرسشگر گرامی باسلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
در سوال خود به چند نكته اشاره كرديد كه ما به هر يك جداگانه مي پردازيم:
اول آنكه در سوال خود بيان فرموديد انسان نبايد غير خدا، به ديگري اميد داشته باشد، امري قابل قبول و مطابق با توحيد است؛ اما بايد روشن شود كه اساساً‌ دل بستن و اميد به غير را چگونه تفسير مي كنيد؟ چرا كه به اعتقاد ما منافات بین توسل و اميد به اولیای الهی با توحید، زمانی قابل طرح است که توجه به اولیاء الهی در عرض توجه به خدا قرار گیرد و حال آن که این توجه در طول توجه به خداست، و ما در روی آوردن و توجه به خدا دریچه هایی به روی خودمان باز می کنیم که اولیاء الهی هستند.
به عبارت ديگر: براي نوع درخواست از اهل بيت سه حالت مي توان فرض كرد:
1- اينكه شخص، بر آورده شدن حاجتي را از خداوند طلب كند و فقط از ائمه بخواهد در برابر دعا و طلب آنها از خدا ، آمین بگویند؛ همان گونه که در بسیاری از مواقع شخصی دعا می کند و از جمع می خواهد در برابر دعای ایشان آمین بگویند؛ حال در این مورد بحثی وجود ندارد؛ چرا که ما قطعاً در برآوردن نیاز، از خداوند طلب کمک کرده و فقط به او اميد داشته ايم ولي از دیگران خواسته ایم آن ها نیز براي برآورده شدن، این دعا را از خداوند طلب کنند و به تعبیر دیگر از آن جا که بزرگان دین به خصوص ائمه را از مقربان درگاه حق می دانیم، دعای آن ها را در حق خود دارای تاثیر بیشتری دانسته، در نتیجه از آن ها می خواهیم نزد خدا بر ایمان وساطت کنند. حال در این نوع طلب هیچ منع عقلي و شرعي وجود ندارد. آن چنان که خود رسول خدا (ص) در جریان مباهله وقتی که حسين (ع) را در آغوش و دست حسن (ع) را در دست گرفته، فاطمه (س) دنبالش و على (ع) به دنبال فاطمه (س) به راه افتادند، فرمود: هر گاه من دعائى كردم شما آمين بگوئيد (1) و يا خداوند در قرآن خطاب به پيغمبر (ص) می‏فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً ؛ (2) اگر به هنگام ستم برخویش نزد تو آیند "ای پیامبر" و استغفار کرده و تو نیز برای آنان استغفار کنی خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت"، حال همان گونه كه ملاحظه مي كنيد آنچه در مجموع از اين آيه و روايت استفاده مي شود آن است كه واسطه قرار دادن ديگري براي رسيدن به حاجت مانعي ندارد آن چنان كه ما در برخي از امورعادي و روزانه اين گونه بر خورد مي نماييم يعني براي رسيدن به يك امر دنيايي و سهل الوصول شدن امر،ديگري را واسطه قرار مي دهيم و حال آنكه در اين مورد به هيچ وجه كسي ادعا نمي كند اين كار شما با اميد داشتن محض به خداوند متعال منافات دارد.
2- فرض دوم آن است که ما مستقیماً از آنها طلب کمک کرده و بخواهیم که فلان حاجت ما را بر آورده کنند یعنی از آنجا که آنها را از مقربان در گاه حق می دانیم، اعتقاد داریم خداوند به آن ها قدرتی عنایت کرده است که بواسطه آن قادرند فلان حاجت ما را برآورده کنند همچنانکه ما برای درمان بیماری علاوه بر دعا، نزد متخصصین امر رفته و از آن ها کمک می خواهیم که البته در این امر نیز اگر چه درخواستمان مستقیماً از ائمه و يا مثلاَ از پزشک متخصص است. اما در حقیقت تمام این امور را فقط وسیله ای دانسته که با اذن و اراده خداوند تاثیر گذارند حال در این مورد نیز هیچ منع عقلی و شرعی وجود ندارد آنچنان که در جنگ خیبر حضرت علی (ع) برای رهایی از درد چشم، مستقیماً خدمت رسول خدا (ص) رفت و حضرت با آب دهانش چشم علی (ع) را شفا داد (3) یا قرآن از قول حضرت عیسی (ع) نقل می کند که می فرمود" : فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيرَْا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْىِ الْمَوْتىَ‏ بِإِذْنِ الله" (4) از گل برايتان چيزى به شكل مرغ مى‏سازم، سپس در آن مى‏دمم بلادرنگ و به اذن خدا مرغى مى‏شود و نيز كور مادر زاد و برص را شفا مى‏دهم و مرده را به اذن خدا زنده مى‏كنم" حال دقت در این آیه روشن می شود که حضرت شفای کور مادرزاد و برص را مستقیماً به خود نسبت داده و می فرماید من شفا می دهم و ... بر این اساس هیچ مانعی ندارد که ما مستقیماً از آنها به خاطر قدرتی که خداوند عطاء فرموده (آن چنان که حضرت عیسی همه را منسوب به خدا می داند ) طلب حاجت کنیم
3- اين كه ما از آن ها مستقيماً و با اين اعتقاد كه آن ها بدون اذن و اراده خدا و مستقلاً قادر به برآوردن درخواست ما مي باشند؛ آنچه كه شرك در برابر خداوند محسوب شده و ما به شدت از آن نهي شده ايم. تنها اين مورد است و حال آن كه كسي، از ائمه با اين نيت طلب كمك نمي كند، خلاصه آنكه دو مورد قبلي، در حقيقت و با نگاه دقيق، تمام اميد انسان تنها به خداوند است و ديگران در حقيقت با اذن و اراده او قادر به انجام فعل هستنند و مورد اشكال تنها، شكل سوم آن است كه احدي بدان قائل نيست بر اين اساس چنین توسلي نه تنها نهي نشده، بلكه با توجه به دلائل مطرح شده، خداوند بسيار بدان سفارش كرده است حال كه چنين است، ما بندگان چه اصراري بر انكار و حذف آن داريم.
اما مطلب دوم شما يعني"اماماني كه هيچ كدامشان را نديده ايم و..."خيلي عجيب است چرا كه اگر براي باور و پذيرش چيزي، حتماً رويت شما شرط باشد، شما نيز بايد خيلي از مسلمات را انكار كنيد مثلاً جنابعالي به وجود افرادي مثل سعدي ، فردوسي، ابن سينا ،جد پدربزرگ خود وبسياري از افراد ديگر ، ايمان داريد و حال آنكه اصلاً آنها را نديده ،بلكه به نقل قول ديگران اعتماد و با توجه به برخي از آثار به جا مانده از آنها به وجودشان يقين كرده ايد آيا به راستي نقل قول عده اي در وجود شخصي مثل سعدي و... از اعتبار بيشتري بر خوردار است يا نقل قول ميليونها، بلكه ميلياردها انسان در طول تاريخ؟ به علاوه آنكه شما سهم ما از اهل بيت (ع) را يك قبر و چند روايت مي دانيد و حال آنكه نوع نگاه و معرفت ما به ائمه بسيار فراتر از آن است به اعتقاد ما جداي از قبور و روايات (كه در آثار و بركات آنها نيز جاي سخن بسيار است ) ائمه در زندگي ما حضور داشته و بر اعمال ما نظارت دارند و در مواردي خود برايمان دعا مي كنند لذا خدا در قرآن صريحاً فرموده است: " قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم و رسوله و المؤمنون و ستردون الى عالم الغيب و الشهادة فينبئكم بما كنتم تعملون؛ (5) بگو عمل كنيد خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را مى‏بينند و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار باز گردانده مى‏شويد و شما را به آنچه عمل كرديد خبر مى‏دهد"حال اگر كسي روايات اهل بيت در اين زمينه را قبول نداشته باشد حداقل ائمه به عنوان انسانهاي مومن و مصداقي از مصاديق مومنين در آيه را قبول دارد كه ناظر بر اعمالند يا در زيارتنامه امام رضا (ع) خطاب به ايشان مي خوانيم: "اشهد انک تسمع کلامی و ترد سلامی". (6)

پی‏نوشت‏ها:
1. موسوى همدانى، ترجمه المیزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه، قم‏ 1374 ش‏، ج‏3، ص 365.
2. نساء (4) آیه 64.
3. عطاردى، عزيز الله،‏ زندگانى چهارده معصوم (ع)، چ اسلاميه،تهران 1390ق، ص 145.
4. آل عمرن، (3 ) آيه 49 .
5. توبه(9)آيه 94.
6. مفاتيح الجنان،زيارتنامه امام رضا (ع).