تجلي محبت به حضرت امير المومنين در قلب / با زبان / و در عمل چگونه است؟ بيشتر منظورم در عمل است. مي خواهم جز عاملين اين فرمايش باشم لطفا راهنمايي فرماييد.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
راه های به دست آوردن و ابراز نمودن محبت به ائمه اطهار، همان گونه که نوشته ای، از طریق قلب و زبان و عمل است.
اساساً محبت، ملازم با معرفت است. تا شناخت و معرفت به کمال و جمال یا به خوبی ها و زیبایی های کسی یا چیزی نداشته باشیم، مجذوب آن نمی شویم و عشق و محبتش در دل ما نمی نشیند. از این رو، گفته می شود: میزان عشق و محبت به هر چیزی یا کسی، به دو عامل بستگی دارد.
اول، به میزان کمال و جلال و جمال محبوب؛
دوم، به مراتب آگاهی و شناخت محبّ یا دوستدار.
بنابراین، مهم ترین راه کسب محبت قلبی نسبت به امیر مؤمنان و سایر ائمه - علیهم السلام -، معرفت پیدا کردن به کمال و جمال آن ها، به خوبی ها و صفات عالی پسندیده آن ها در عرصه عبادت خدا و مقام قرب آ ن ها در نزد خدا و در انفاق، ایثار، سخاوت، مردمداری، شجاعت، عدالت، دستگیری از ضعیف و مانند آن است. همچنین آشنا شدن با موقعیت آنان در نظام آفرینش و رسالت و نقشی است که خدا به آنان در امور دنیا و آخرت و در مورد انسان و غیر انسان بخشیده است.
اگرچه شناخت کامل ائمه (ع) برای ما مقدور نیست، زیرا آنان آیینه تمام نمای جمال و جلال خداوند جهان آفرین اند، ولی روشن است که هر چه گستره شناخت انسان نسبت به ائمه (ع) وسعت بیش تری داشته باشد و از ژرفای عمیق تری برخوردار گردد، به همان میزان بر دامنه و عمق عشق و محبت قلبی او نیز افزوده می گردد. انسان وقتی عاشق کسی یا چیزی شد و قصه عشق در درونش نهادینه شد، محبت معشوق همچون پیچک دور قلبش پیچید و او را در احاطه خود قرار داد، همه جا با زبانش از خوبی ها و فضایل او می گوید. کسی که «یار» خود را حضرت علی و اولاد طاهرینش - علیهم السلام - انتخاب کرده، اگر کسی قصد اهانت یا تضعیف او را داشته باشد، با زبانش تا پای جان از او دفاع خواهد کرد؛ چون عشق به امیر مؤمنان - علیه السلام - عشق به همه خوبی ها و عشق به خدا است. آن را هر گز با عشق شیرین و فرهاد یا لیلی و مجنون نمی توان مقایسه کرد.
گر قصه عشق من و یارم بنگارم صد لیلی و مجنون همه بیرون رود از دل
نشانه های عملی محبان و شیعیان
محبت واقعی، نشانه هایی دارد که از مهم ترین آن ها تسلیم و تبعیت مطلق از محبوب است. در روایت آمده است:
«مَنْ کَانَ لِلَّهِ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِیٌّ وَ مَنْ کَانَ لِلَّهِ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَایَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ؛ (1) هر که از خدا اطاعت و بندگی کند، دوست ما است. کسی که از خدا نا فرمانی کند، دشمن ما است؛ زیرا به مقام دوستی و ولایت ما بدون عمل صالح و ورع و دوری از گناه نمی توان رسید».
پس اگر شخص ادعای محبت داشته باشد، ولی در عمل پیرو محبوب نباشد، محب (دوستدار) نیست؛ بلکه دروغ می گوید. به فرموده امام صادق(ع):
«تَعْصِی الْإِلَهَ وَ أَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ هَذَا مُحَالٌ فِی الْفِعَالِ بَدِیعُ
لَوْ کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِبُّ مُطِیع‏؛ (2)
خدا را معصیت می کنی و در همان حال، مدعی محبت و دوستی ما هستی؟! به جان خودم سوگند که این کار شگفت آوری است. اگر محبت تو راستین می بود، او را اطاعت می کردی؛ زیرا هر دوستی، مطیع دوست خویش است».
قرآن کریم می‌فرماید: «قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله...؛ (5) ای پیامبر! ‌بگو (به مردم) اگر خدا را دوست دارید، از من (پیامبر) پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد». بنابراین، محبت تنها یک علاقه قلبی و یا اظهار زبانی نیست، بلکه باید آثار آن در عمل انسان منعکس باشد.
کسی که می خواهد محبوب خدا شود و در زمره دوستان اولیای خدا که در قله اولیای خدا چهارده معصوم - علیهم السلام - قرار دارند در آید، باید بررسی نماید چه اموری باعث خشنودی خدا و آنان می­گردد تا به آن کار مبادرت ورزد و از هر کاری که موجبات ناخشنودی آنان را فراهم می سازد، ‌اجتناب کند.
فقیه عارف، فیض کاشانى ابیات زیر را در مورد دوستان عملی امام زمان - علیه السلام - سروده است:
«اگر چو نسیم سحر، پاک و مهذب و خالص گردى خورشید جان ها نقاب بگشاید
گل مراد تو آن گه نقاب بگشاید که خدمتش چو نسیم سحر توانى کرد
ز مخلصان حقیقى نهفته نیست رُخَش غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد
جهت آگاهی بیش تر، کتاب های زیر را تهیه و مطالعه کنید:
1. صفات الشیعه، تألیف شیخ صدوق، ترجمه توحیدی.
2. فضائل الشیعه، تألیف شیخ صدوق، ترجمه توحیدی.

پی‌نوشت‌ها:
1. ثقه الاسلام كليني، الكافي، ج 2، ص 74، دار الكتب الاسلاميه، طهران، 1365 ه.ش.
2. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج 15، ص 308، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
3. آل عمران (3) آیه 31.