سلام علیکم
شما در این آدرس http://www.pasokhgoo.ir/node/34792به این سوال پاسخی دادید که من به آن جواب اشکالاتی داشتم:
ابتدا بگویم بحث من حجیت عقل در شرع نیست بلکه جیت عقل به طور کلی است مثلا وقتی عقل می گوید خدا هست چرا باید قبول کنم ؟
اولا شما حجیت عقل را باید ثابت کنید و با یک کلمه که بدیهی است اثبات نمی شود شما باید اثبات کنید که حجیت عقل بدیهی است نگویید چیز بدیهی اثبات نمی خواهد من چیز دیگر می گویم .میگویم من بدیهی بدیهی بودن حجیت عقل را قبول ندارم شما برایم اثبات کن که ادعای شما مبنی بر بدیهی بودن حجیت عقل صادق است.
و دلیل دیگری که گفتید که حجیت عقل مورد پذیرش عقلا است از کجا معلوم حرف عقلا درست است من سوالم از حجیت خود عقل است بعد شما می گویید آنهایی که عقل دارند ،عقل را حجت می دانند این که جواب نشد
بعد از قرآن دلیل آوردید من می گویم قبل از قبول قرآن و حتی خود خدا باید حجیت عقل برایم اثبات شود بعد شما براهینی بر اثبات اصول دین یا از نقل و قرآن آورید

پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در مورد پرسش اول شما لازم است که ابتدا در مورد تعریف و تبیین امور بدیهی اشاراتی داشته باشیم:
بديهي چيزي است كه در فهميدن آن نيازي به انديشه و استدلال و كسب نباشد، خواه به حدس و تجربه و مانند آن نياز داشته باشد يا به اين نيز نيازمند نباشد. بديهي بدين معنا، با كلمه ضروري مرادف است. معناي ديگر براي كلمه بديهي، اين است كه بديهي به چيزي گفته مي‌شود كه پس از توجه عقل، ديگر در درك آن به امر ديگري نياز نباشد. بديهي به اين معنا، خاص تر از امر ضروري است، مانند تصور گرمي و سردي، و تصديق اين كه نفي و اثبات با يكديگر جمع نمي‌شود.(1)
بر این اساس، بدیهیات اموری هستند که برای درک آن ها نیازی به استدلال و استنتاجات عقلی وجود ندارد؛ اما در مورد شناخت امور بدیهی باید به اقسام تعریف شده این امور مراجعه نمود. در منطق، بدیهیات به شش قسم: اوليات، فطريات، مشاهدات، متواترات، حدسيات و تجربيات (2) تقسیم می گردد.
حال باید دید که حجیت عقل در زمره کدام قسم از این بدیهیات قرار می گیرد؟ در پاسخ باید گفت: حجیت عقل را می توان در زمره اولیات دانست؛ زیرا در اولیات، تصور موضوع و محمول برای تصدیق به درستی آن کافی است و در موضوع حجیت عقل نیز تصور طرفین قضیه برای تصدیق به وجود چنین حجیتی کفایت می کند و این خود در نزد همه عقلا و افرادی که امکان تصور و تصدیق دارند، روشن است.
بشر همواره با عقل و ادراکات آن، معامله امور دارای حجیت کرده است و حتی در مقام انکار و ابطال این امر هم ناخواسته به حجیت آن اذعان نموده است؛ چنان که شما نیز در مقام اثبات بداهت حجیت عقل از ما خواسته اید که "شما برایم اثبات کن که ادعای شما مبنی بر بدیهی بودن حجیت عقل صادق است". روشن است که ماهیت این خواسته شما، یعنی اثبات حجیت عقل، چیزی جر اثبات عقلانی نیست که این امر، خود دلیلی بر مفروض بودن حجیت عقل نیست.
به عبارت روشن تر، اگر بنا بر انکار حجیت عقل باشد، مجالی برای هیچ تفکر و اندیشه ای نخواهد بود؛ حتی ادراک اصل وجود و حقیقت داشتن عالم واقع، زیر سؤال می رود و این انکار به نوعی تبدیل به سفسطه و هیچ انگاری منتهی می گردد.
اما در مورد بخش دوم پرسش شما باید عرض کنیم که ظاهراً تأمل چندانی در پاسخ قبلی نداشتید؛ زیرا در بحث پیش ما نگفته بودیم که "حجیت عقل، مورد پذیرش عقلا است"، بلکه از ملازمه بین حکم عقل و شرع سخن گفته بودیم و در نهایت، عرض کردیم که این ملازمه، خود مورد درک و تأیید عقلا است.
در نتیجه، سؤال کنونی جای طرح ندارد. به علاوه که اصولاً تصویر شما از عقلا ناردست است؛ زیرا مقصود از عقلا در تعابیر دقیق، عاقلان نیستند؛ بلکه منظور نوعی ادراک عمومی ناشی از زندگی خردورزانه جمعی است؛ وگرنه حکم عقلا تفاوتی با حکم عقل ندارد و در کنار حکم عقل، جایی برای طرح حکم عقلا نیست. تفصیل این امر را باید در منابع اصول فقه مانند کتاب «بحوث» شهید محمد باقر صدر بیابید.
اما در مورد بخش سوم سؤال شما باید عرض کنیم چنان که در ابتدای پاسخ قبل عنوان شد، شکل ورود و خروج در آن جواب بر اساس ابهامات و اجمال موجود در پرسش شما ارائه شد و در نتیجه، ایراد و تا حدودی تندی شما در این نامه منطقی نیست. در نامه پیش از اثبات حجیت عقل پرسیدید و این سؤال هم با اثبات حجیت ذاتی و عقلانی حجیت عقل و هم با اثبات این امر از منظر شرع همخوانی داشت و در نتیجه، در آن پاسخ بیش تر به حجیت مدرکات عقلی از منظر شرع پرداخته شده بود.
ناگفته نماند که هر نوع اثبات یا انکار حجیت عقل از منظر عقل، گرفتار نوعی پارادوکس و تناقض درونی است که با اندکی تأمل روشن می شود؛ اما در هر حال، در این نامه تلاش شد تنها با نگاه عقلانی و منطقی به سؤالات شما پاسخ داده شود.
پي نوشت ها:
1.ر.ک: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ج 11، ص 604، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول، 1381ش.
2. حکیم سبزوارى، ‏اسرار الحكم‏، ص 388، مطبوعات دينى، قم، 1383 ه ش‏.