ترك معصيت دراعتقاد يعني چه؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
تا جایی که تحقیق کردیم، در روایات عنوانی به نام معصیت اعتقادی نداریم. البته این جمله از توصیه های معروف حضرت آیت الله بهجت است. ایشان می فرماید:
کوچک و بزرگ باید بدانیم راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی، خدای بزرگ است و بندگی در ترک معصیت است؛ در اعتقادیات و عملیات. (1)
ایشان در توضیح ترک معصیت در اعتقاد فرموده اند:
ترک معصیت در اعتقاد، عمل قلب است و ترک معصیت در عمل، مربوط به جوارح (اعضای بدن). (2)
توضیح مطلب این که:
از آن جا كه تصميم و قصد بر هر كارى، از قلب آغاز مى‏شود و بعضی گناهان مثل کتمان شهادت و یا بدبینی به دیگران، در دل انجام مى‏شود، از اين رو، این اعمال گناه به قلب نسبت داده می شود. (3) خداوند در قرآن می فرماید: «لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُه؛ (4) شهادت را كتمان نكنيد! و هر كس آن را كتمان كند، قلبش گناهكار است». بر این اساس، انسان باید از هرگونه عملی که قلب او را آلوده می کند و گاهی در عمل خود را بروز می دهد، نظیر گمان بد به دیگران و... پرهیز کند.
همان گونه که خداوند براى تمجيد ايمان، آن را به قلب نسبت داده است، آن جا كه مى‏فرمايد: «أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ؛ (5) ايمان در دل آن ها ثابت گشته است»، در اين جا نيز براى اين كه كاملاً نكوهش از كتمان شهادت را بفهماند، گناه آن را به قلب نسبت داده است.
مرحوم حضرت آیت الله بهجت - رحمه الله علیه - در توصیه ای می فرماید:
کسی که به خالق و مخلوق، معتقد باشد و با انبیا و اوصیا مرتبط و معقتد باشد و توسل اعتقادی به آن ها داشته باشد و مطابق دستور آن ها حرکت و سکون نماید و در عبادات، «قلب» را از غیر خدا خالی نماید و فارق القلب، نماز را - که همه چیز تابع آن است - انجام دهد و در مشکوک ها تابع امام عصر باشد و هر که را امام، مخالف خود می داند، با او مخالف باشد و... (چنین فردی) هیچ کمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وزر و بالی را واجد نخواهد بود. (6)

پی نوشت ها:
1. بهجة القلوب، ویژه نامه اربعین رحلت حضرت آیه الله بهجت، مؤسسة البهجة، ص 39.
2. همان، ص 34.
3. مترجمان، ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج 3، ص 210، انتشارات فراهانى، چاپ اول، تهران،1360 ش.
4. بقره (2)، آیه 283.
5. مجادله (58)، آیه 22.
6. بهجة القلوب، ویژه نامه اربعین رحلت حضرت آیه الله بهجت، ص 34.