سلام.در کتاب فرهنگ الفبایی مهدویت یا موعود نامه نوشته شده که مختار ادعای مهدویت کرده وهمچنین محمد حنفیه را امام میدانسته. آیا این ادعای مهدویت وامام دانستن محمد حنفیه از جانب مختار صحت دارد؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
مطالبی که نقل کرده اید صحت ندارد وشاید توسط مخالفان اهل بیت (ع) جعل شده باشد ، تا قیام مختار را مخدوش کرده در ان تشکیک نمایند .برای اگاهی بیشتر به گفتار زیر توجه نمائید :
درباره مختار و انگیزه او در این قیام قضاوتهای گوناگون شده است؛ تا آنجا که بعضی دانشمندان طبقه اوّل و دوم شیعه در باره او نظر مساعدی ندارند. اما متأخران او را به نیکویی ستودهاند.
مختار پس از قیام نافرجام سلیمان بن صرد (رهبر نهضت توابین) شیعیان را آماده ساخت. او میدانست. اگر بخواهد جنبش شیعه به نتیجه برسد، باید یکی از اعضای خاندان پیامبر آن را رهبری کند یا لااقل جنبش به نام او آغاز شود. چه کسی برای این کار مناسب است؟ علی بن الحسین ـ (ع) فرزند شهید آل محمد ـ و اگر او نپذیرد؟ محمد فرزند علی بن ابی طالب عموی علی بن الحسین (ع).
مختار به هر دو نامه نوشت.امام علی بن الحسین (ع) که بی وفائی عراقیان و رنگ پذیری آنان را دیده بود و میدانست به گفته پدر بزرگوارش این مردم «دین را تا آن جا میخواهند که زندگانی خود را بدان سرو سامان دهند و هنگام آزمایش پای پس مینهند» به مختار پاسخ مساعد نداد . تنها تا آن جا که کار او با کیفر قاتلان پدرش مربوط میشد ، کردار او را تصویب نمود؛ چون مختار سر عبید الله بن زیاد و عمر بن سعد را نزد او فرستاد، امام به سجده رفت و گفت: «الحمد لله الذی ادرک لی ثاری من أعدائی و جزی الله المختار خیراً».(1)در این جمله امام سجاد (ع)بعد حمد ازخدا از اینکه دشمنان او کشته شدند در باره مختار دعای خیر می کند واگر مختار دارای چنین عقائدی بود هر کز امام در باره وی چنین دعائی نمی کرد .
یعقوبی مینویسد: مختار سر عبیدالله بن زیاد را نزد علی بن الحسین (ع) به مدینه فرستاد . فرستاده خود را گفت: بر در خانه او بنشین، همین که دیدی در خانه گشوده شد و مردم به درون خانه رفتند، بدان که هنگام غذا خوردن اوست، تو هم به درون خانه برو!
فرستاده چنان کرد، و چون داخل خانه شد بانگ برداشت: ای خانواده نبوت و معدن رسالت و فرود آمدنگاه فرشتگان و منزل وحی! من فرستاده مختار پسر ابو عبیده هستم و این سر پسر زیاد است، برای شما آوردهام. با شنیدن این بانگ، فریاد از زنان بنی هاشم برخاست و چون امام سر عبید الله را دید، گفت دوزخ جای او باد! بعضی گفتهاند: علی بن الحسین (ع) را پس از مرگ پدرش جز آن روز خندان ندیدند.(2)
در روایتی که از منهال بن عمرو است گوید: سالی به حج رفتم و علی بن الحسین (ع) را دیدم .پرسید:
ـ حرمله بن کاهل چگونه به سر میبرد؟
ـ او را در کوفه زنده دیدم. امام دستهای خود را بالا برد و گفت:
خدایا گرمی آهن را بدو بچشان! خدایا گرمی آتش را بدو بچشان! چون به کوفه رسیدم حرمله را نزد مختار آوردند. وی فرمود تا دست و پای او را بریدند، سپس او را با آتش سوزاندند.(3)(4)
پینوشتها:
1. اختیار معرفة الرجال - شیخ طوسی ، ج 1 ، ص 341 تحقیق : السید مهدی الرجائی ، 1404،مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث ؛ المختار الثقفی، ص 124 .
2. تاریخ الیعقوبی،یعقوبی ، ج 2 ،ص 259دار صادر - بیروت.
3. مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب ،ج 3 ، ص 276 ،1376 - 1956 م ،مطبعة الحیدریة،نجف الأشرف.
4. سید جعفر شهیدی، زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص 92،دفتر نشر وفرهنگ اسلامی.






