با سلام دختری 22 ساله ام خیلی دوست دارم وسعی دارم نماز هایم را بخوانم اما نمی دانم چرا نمی شود هر بار سعی می کنم بخوانم اما گاهی اصلا فراموش می کنم اما در ماه رمضان نماز می خوانم وسعی می کنم تا جایی که امکان دارد روز ههایم را بگیرم یعنی تا به حال حتی نتوانستم یکسال نمازم را کامل بخوانم هروقت به این موضوع فکر می کنم به خودم می گویم این همه نخوانده ام حالا دیگر چه فایده که بخوانم یا نه ؟اصلا تکلیف این همه نماز نخوانده ام چیست؟
اما همیشه یاد خدا میکنم (منظورم نماز خواندن نیست ) شکر زبانی !
لطفا راهنمایی ام کنید چگونه میتوانم نماز خوان شوم ونمازخوان بمانم ؟
ممنون میشوم سریعتر به من پاسخ بدهید ؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در پاسخ شما خواهر گرامی توجه شما را به چند موضوع جلب می کنیم:
أ) باید بدانیم , فلسفه خلقت انسان این است که به کمال برسد, کمال نهایی او نزدیک شدن به خدا وبندگی است , برای رسیدن به خدا وسیله لازم است و بهترین وسیله نماز است. حضرت علی علیه السلام فرمود:«الصلاةُقربان کل تقى ّ؛ نماز وسیله نزدیکى به خداوند براى همه پرهیزگاران است». (1)
ب- سپاس گزاری از ولیّ نعمت و کسی که به انسان احسان کرده و نعمت داده است امری شایسته و لازم است و این امر آن قدر لازم است که می بینیم حتی حیوانات هم در برابر نعمت دهندگان و صاحبان خود خاضع و خاشع اند و با حرکاتی از آن ها تشکر و سپاس گزاری می کنند. یکی از بهترین راه های سپاس گزاری از منعم نماز است.
ج- توجه به فلسفه وجوب نماز, رغبت انسان را نسبت به اقامه آن بیش تر می سازد. در روایات و آیات به فلسفه آن اشاره شده است از آن جمله:
1- یاد خدا:
قرآن مجید می فرماید:«اقم الصلوة لذکرى ؛ نماز را بر پادار تا به یاد من باشى ». (2)
روشن است که یاد خدا موجب آرامش روان و تسکین قلب می شود. الاّ بذکراللّه تطمئن القلوب ؛(3) آگاه باشیددل با یاد خدا آرام می شود.
2- کفاره گناهان :
نماز سبب می شود که گناهان قبلی از بین برود، در واقع نماز یک نوع استغفار است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: اگر کنار خانه کسی نهر آبی باشد و هر روز پنج مرتبه در آن بدن خود را شست و شو کند چرکی در بدنش نمی ماند. هم چنین نماز خواندن هم سبب می شود گناهان از بین برود. (4) به تعبیر دیگر آب , چرک و کثافت ظاهری را از بین می برد ونماز, آلودگی های روحی و باطنی را.
3- بازدارنده از گناه :
نماز سبب می شود که انسان از گناه و معصیت و فحشا و منکرات دوری کند و دامنش را آلوده نسازد.
قرآن کریم می فرماید: ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر؛ نماز انسان را از فحشا و منکرات باز می دارد. (5)
4- تقویت اراده :
اقامه نماز در اوقات معیّن و با شرایط و کیفیت خاص روح انضباط و تسلّط بر نفس را درانسان تقویت کرده و او را متوجه این امر می کند که در بعضی موارد نباید هر حرفی را زد, هر کاری را انجام داد و هر نوع لباسی را پوشید.
5- معیار قبولی اعمال دیگر:
یعنی قبولی همه اعمال انسان در گرو قبولی نماز است , برای مثال اگر انسان دانشگاه و مدرسه بسازد, مدرسه , مسجد بنا نهد, حج برود, امر به معروف و نهی از منکر کند و کارهای دیگر خیری انجام دهد تا نمازش مورد پذیرش الهی قرار نگیرد. هیچ کدام قبول نخواهد بود.
امام صادق علیه السلام فرمود: روز قیامت اولین چیزی که از انسان می پرسند و از او محاسبه می کنند نماز است , پس اگر قبول شود بقیه اعمال او نیز قبول خواهد بود و اگر رد شود دیگر اعمالش نیز رد خواهد شد. (6)
6- تارک الصلوة و عذاب الیم :
روز قیامت بهشتیان از دوزخیان می پرسند به چه جرم و گناهی به این روزگرفتار شدید و به عذاب الیم و دردناک و طاقت فرسا مبتلا هستید؟ در پاسخ به عواملی اشاره می کنند که اوّلش نماز نخواندن است. . . . یَتَساءَلوُن عن المُجرمین , ما سَلَکَکُمْ فی سَقَرٍ قالوا لم نَکُ من المُصَلّین. (7)
نکته:
توجه به این موضوع که انسان موجود دو بعدی است ، همانطور که بدنش نیازهایی دارد روح او هم که ، حقیقت انسان به اوست
نیازهایی دارد که این نیازها بمنزلۀ غذای روح اوست ؛تکالیف شرعی و در رأس آن نماز ، همه به منزلۀ غذای روح است که باعث تقویت اصل و حقیقت انسان می شود، لذا همانطور که در طی روز چند وعده غذای مادی می خوریم باید چند وعده هم از غذای معنوی استفاده نماییم تا بُعد حقیقی ما قوّت گرفته و در زندگی حقیقی خود که بعد از مردن شروع می شود بدون مشکل، شاد و خرم باشیم.
در این راه از خداوند کمک بخواهید حتماً یاریتان می کند،اینکه گفته اید زیاد یاد خدا هستید خیلی خوب است اما کافی نیست باید اعمالی را که خدا برای سعادت انسان مشخص نموده را نیز انجام بدهید.
بعد از اینکه به نماز عادت کردید، قضای نماز هایتان را هم کم کم،طوری که از نماز زده نشوید،شروع به خواندن نمایید.
موفق باشید.
---------------------------------
پی نوشت ها:
1. محمد باقر مجلسی , بحار الانوار, ج 10 ص 99. الوفاء، بیروت،1404ق.
2. طه (20) آیه 14.
3. الرعد (13) آیه 28.
4. محمد باقر مجلسی , بحارالانوار, ج 79 ، ص 236 ،حدیث 66. الوفاء،بیروت، 1404ق.
5. العنکبوت (29) آیه 45.
6. علامه مجلسی، بحارالانوار, ج 79 ، ص 236 حدیث 64. الوفاء، بیروت، 1404ق.
7. المدثر (74) آیه 40ـ 43.






