با عرض سلام و خسته نباشید
نمی دانم چگونه سوالم را مطرح کنم.در این عصر پیشرفت و تکنولوژی بجای اینکه بشر به آرامش بیشتر برسد مدام درگیر استرس و اضطراب می باشد.
من از خودم شروع می کنم با اینکه در خانواده ای مذهبی می باشم و در زندگی سعی کرده ام به دستورات الهی عمل کنم و از گناه دوری دوری کنم اما همیشه نوعی نگرانی سراسر وجودم را پر می کند نسبت به آینده،خطاهای زندگیم،کوتاهی هایی که کردم و ...
که برای گفتن آن وقت بسیار می خواهد.
با اینکه در مواجهه با ترسها و اضطرابهایم توجه بیشتری به خدا می کنم و به قرآن و گفتن ذکر پناه می برم اما تنها برای مدت کوتاهی در من اثر می کند شاید فقط به همان لحظه خلاصه شود می دانم که تمام مشکلات از ضعف ایمان است و الا چرا باید من اینگونه دچار وسواس فکری و خودخوری باشم؟و با کوچکترین مسایل به هم بریزم؟
خیلی دوست دارم به اندازه ای از ایمان برسم که دلم در مقابل هیچ چیز و هیچ کس جز خدا نلرزد و وقتی نام خدا را در دل بگویم در مقابل حوادث و افکار منفی کم نیاورم و بر آنها غلبه کنم.
سخن را کوتاه می کنم و از شما درخواست دارم مرا از این گرداب هراس و اضطراب نجات دهید خواهشا راهکارهای عملی تری به من بگویید که از کجا شروع کنم چگونه خود را تقویت کنم و در کدام مسیر گام بردارم،چه دعاها و نمازهایی در این خصوص وجود دارد تا اطمینان قلب بیشتری به دست بیاورم و در زندگی به آرامش واقعی برسم باور کنید از این وضع موجود بسیار خسته شده ام و این موضوع نیروی مرا بسیار کم کرده بطوری که گاه حتی به افکار منفی و شرم آوری چون به پایان بردن زندگیم می اندیشم.
این سوال را همیشه از خود می پرسم که چرا با وجود اینکه به فرایض دینی خود نسبت به خیلی از جوانان امروز کوشا هستم و حتی در باورهایم راسخ که در روبه رو شدن با گناهان بسیار دوری کردم اما با نگاه کردن به آنان و با مقایسه با خود می بینم آنها آرامش بیشتری دارند و شادتر هستند حتی اگر این مسله ظاهری هم باشد باز از من بهتر هستند.واقعا چرا در این دنیا هر چه بی خیال تر باشی و ساده تر بگیری اگر هم نسبت به اعمال دینی کوتاهی کنی راحتر زندگی می کنی؟

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط­تان با اين مركز
خواهر گرامی امیدوارم از صراحت بنده ناراحت نشوید؛ اما بنده به عنوان روانشناس، ناچار به بیان بعضی از واقعیات زندگی شما هستم. امید است با انجام توصیه های ذیل گام مؤثری در بهتر شدن وضعیت روحی و روانی خود بردارید.
1) تغییرات زندگی خود را تدریجی ایجاد کنید: نه یک رژیم سخت غذایی و نه یک برنامه شدید ورزشی و نه تغییر و اصلاح ناگهانی خود و دیگران. هر یک از این کارها شاید برای مدتی انجام پذیر باشد اما یقیقنا همیشگی نخواهد بود. تغییرات واقعی زندگی، همیشه با تصمیمات کوچک و دقیق شروع شده و با حوصله و اندیشه، به تدریج، به دگرگونی بزرگی تبدیل می شوند. قطعا تلاوت قرآن و اذکار هم با توجه این نکته مؤثرتر خواهد بود.
2) ترس از آینده و کوتاهی های احتمالی: آینده در گروی عمل امروز ماست؛ چنانچه با برنامه ریزی و تلاش فراوان از زمان موجود (حال) استفاده نماییم، بیشترین توان را برای ساختن آینده در اختیار خواهیم داشت. خداوند در آیه آخر سوه عنکبوت می فرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ؛ و آنان كه در راه ما تلاش كنند یقینا هدايتشان خواهيم كرد و خدا هميشه با نيكوكاران است».
3) احساس گناه به طور مطلق مذموم نیست؛ بکله تا حدی که منجر به ترک عمل و جبران نارسایی ها شود لازم و ضروری است. احساس گناه باید نیروی محرکه ای برای گام های بلند و جهش به سوی آینده سالم به وجود آورد.
4) مسایل و مشکلات روحی چنانچه بیان نشود و به نحوی بروز نیابد، پیچیده تر می گردد. بنده به عنوان روانشناس، با توجه به افکار منفی و خطاهای شناختی موجود در حرف هایتان تشخیص می دهم که در شرف ابتلا به اختلال افسردگی هستید. هر چه سریعتر به یک روانشناس مراجعه کنید تا با مداخله های بالینی، خدمات لازم را به شما ارائه کند.
5) تفکر یکی از موارد مهمی است که در افراد افسرده دچار اشکال می شود. به نحوی که، هرگاه دست به اقدام و عمل می زنند، افکار منفی و ناامید کننده به سراغ آنها می آید و به این ترتیب آنها را دچار مشکل می کند. افسرده ها معمولا با نا امیدی به دنیا نگاه می کنند و وقتی که به موفقیتی دست می یابند آنرا کوچکتر از آنچه هست ارزیابی می کنند.
6) خطاهای شناختی در نامه شما به وضوح قابل رؤیت است:
1- تمام مشکلات من از ضعف ایمان است.
2- فکر می کنید که باید به درجه ای از ایمان برسید که دلتان در مقابل هیچ چیز و هیچ کس جز خدا نلرزد.
3- فکر می کنید افرادی که از گناه ابا ندارند، آرامش بیشتری دارند و شادترند؛ و بعد اعتراف می کنید که حتی اگر ظاهری هم باشد باز آنها از من بهترند.
4- چرا در این دنیا هر چقدر بی خیال تر و ساده تر بگیری اگر هم نسبت به اعمال دینی کوتاهی کنی راحتتر زندگی می کنی؟ مسلما شما جواب تک تک گفته های خودتان را می دانید؛ اما لازم دیدم با تکرار آنها، لزوم مراجعه هر چه سریعتر به یک روانشناس بالینی را تذکر بدهم.
در پایان، جهت ایجاد روحیه خودباوری و افزایش اراده، به راهکارهای عملی تقویت اعتماد بنفس توجه فرمایید:
1. ارزیابی امکانات و محدودیتها: در این مرحله باید از یک طرف به آگاهی بیشتری از خودتان دست پیدا کنید، امکانات و تواناییهای شخصی را توسعه داده تا احساس درونی بهتری به شما دست دهد و از سوی دیگر محدودیتها را درک و هدفها و آرمانهای زندگی را بر اساس آن محدودیتها سازماندهی کنید. قطعا یکی از آفات اعتماد بنفس، انتخاب هدفهایی است که بر واقعیتها پی ریزی نشده باشند.
2. ثبت و یادآوری نقاط درخشان زندگی: اگر به نوشتن لحظه های خوب زندگی عادت کنید می توانید با مروری کوتاه هر از گاهی شخصیت جریحه دار شده خود را ترمیم کنید. پس از همین الآن با انتخاب دفترچه اختصاصی، شروع به نوشتن نکات مثبت زندگی شخصی خودتان کنید.
3. تلقین به خود: تاثیر تکرار جمله های مثبت درباره خود امری اثبات شده است. اگر شما همواره جملاتی زیبا و مثبت راجع شخصیت خودتان بکار برید. مطمئنا فضای روحی شما را تغییر خواهد داد. جملاتی مانند( من هر روز بیش از گذشته به تواناییهای خودم اطمینان پیدا میکنم).
4. احراز شایستگی در عمل: افرادی که کارهای خود را نیمه تمام رها می کنند، احساس خوبی در مورد خودشان ندارند. با به مقصد رساند اهداف کوچک و بزرگ خود به دیگران ثابت کنید که توانایی و شایستگی لازم برای رسیدن به آینده ای روشن را دارید.
5. مطالعه زندگینامه بزرگان: مطالعه شکست هایی که انسان های موفق و بلند همت با آن مواجه بوده اند و تلاش آنها در نادیده گرفتن سختیها، بلند همتی را در وجود شما بر می انگیزد و زمینه ای می شود که رنجها و مشکلات خود را در مقایسه با آنچه دیگران با آن مواجه بوده اند، ناچیز ببینند.
6. تقویت ارتباط با خدا: در لحظات تنهایی و ناامیدی به خدا تکیه کنید، چون تنها با یاد خداست که دلها آرامش می یابد.