با عرض سلام.
جرا خداوند متعال بعضی را فقیر بعضی را غنی زشت زیبا و... افریده.
انکه در فقر و تنگدستی دیده به این جهان می گشاید تقصیرش چیست؟
با تشکر
باید دید که این قبیل اختلافات ناشی از چیست و اختلاف بین مردم از نظر نعمتهای ظاهری به چه تناسب و معیاری است؟
بین فردی که مثلا با سلامت جسمی و یا در خانواده ای مرفه و یا بافرهنگ به دنیا می آید، با فردی که در حال بیماری و نقص جسمی و یا در خانواده ای فقیر و دردمند و یا دور از فرهنگ و موقعیت اجتماعی متولد می شود ، تفاوت های بسیاری وجود دارد . خود فرد در بسیاری از این امور دخالتی ندارد ، اما این نتایج اموری بی علت و خارج از اختیار انسان ها نبوده و در بسیاری از این امور دیگران مانند خانواده و گذشتگان دخالت داشتند ؛ پس ابتدا باید دید منشأ این گونه تفاوت ها چيست و رابطه آن با عدالت خداوند چگونه است ؟
با تامل و دقت در اختلافات و تفاوت ها می توان دریافت که اصولا این موارد جهات مختلفی دارد:
1- بعضی از تفاوتها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است.
تفاوتها ظالمانه و غیر منطقی است. با از بین رفتن نظام طبقاتی و گسترش عدالت اجتماعی از میان خواهد رفت. هیچ گاه اسلام و قرآن این گونه تفاوتها را تأیید نکرده است، زیرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آنها را نمیتوان به حساب دستگاه آفرینش گذارد. مشکلات مالی بسیاری از خانواده ها ناشی از ظلمی است که در گذشته بر آن ها یا پدران آن ها شده است . اگر ظلم ها نبود، وضع کنونی یک خانواده و خاندان حتی یک جامعه متفاوت بود .
خداوند نخواسته ظلم باشد. راهکار برطرف شدن آن ها را هم با ارسال پیامبران ارائه داده اما این راهکار هیچ گاه به طور کامل به نتیجه نرسیده، زیرا خداوند نظام عالم را بر اساس سنت های معینی بنیان نهاده ، از علت و معلول در عالم سرپیچی نمی نماید. بنا ندارد که به طوری اعجاز گونه ظلم ها را از بین ببرد و عدالت را در همه جا حاکم نماید، یا ظالمان را مجبور کند که ظلم ننمایند و جلوی تلاش های انبیا را نگیرند؛ بلکه بشر باید با همت و تلاش خود مانع ظلم ظالمان شوند و عدالت کامل را محقق سازند .
2. خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هیچ پدیدهای بدون علت به وجود نمیآید. هر آنچه در عالم هستی محقق میشود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است. پیدایش درخت میوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب و غیره است، لازمه نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیدهها به دنبال علت آن هاست.
یعنی همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت بر روی کره زمین است، همین قانون باعث میشود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد.
همان طور که آتش علت سوزاندن است و برای انسان منافعی مانند روشن کردن کورههای ذوب آهن و یا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه یا بدن انسان برسد ، علت و سبب سوزاندن و صدمه دیدن آن ها میشود و... ؛ کیفیت زندگی بسیاری از افراد هم در بسیاری از موارد تابع و نتیجه رفتارها و تصمیم گیری های گذشته خود آن ها یا نسل های گذشته شان است ؛ مثلا اگر در مملکتی تلاش عمرانی و به کار گیری روش های مدرن رفاهی و تهیه امکانات رفاهی و ... به هر دلیلی حاصل نشود، نتیجه آن فقر و بدبختی و نکبت نسل های آتی خواهد بود .
البته در تحقق این وضعیت عوامل گوناگونی می توانند دخیل بوده ،نقش آفرینی کنند، اما نمی توان توقع داشت که علت ها به معلول طبیعی خود منتهی نشوند. مثلا اگر در اروپا چند نسل به تلاش و تحقیق و پژوهش و توسعه امکانات رفاهی و خدماتی دست بزنند و به هر راه و وسیله ای ثروت جمع نمایند، اما در نهایت رفاه و امکانات رفاهی و زندگی بهره مند برای نسل های بعد از خود به ارمغان نیاورند .
به همين نسبت در مورد تمكن هاي مالي بی بهرگی مادي و رفاهي انسانها هم در برخی موارد معلول کار و تلاش خودشان است. قانون خلقت بر آن نهاده شده که هر کسی به اندازه سعی و تلاش خود بهرهمند شود . مطمئنا کسی که به تنبلی خو کرده ، یا مقدمات صحیح موفقیت اقتصادی را فراهم ننموده باشد، نمیتواند مانند دیگران از نعمتهای دنیوی بر خوردار شود. کسی که کار و تلاش بیش تری میکند، بهره بیش تری خواهد داشت، گرچه اهل معصیت و گناه باشد .
3- قسمتی دیگر از تفاوتها، طبیعی و لازمه آفرینش انسان است، یعنی هر قدر اصول عدالت در جامعه انسانی رعایت شود، باز همه انسانها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سلیقهها یکسان نخواهند بود. مسلما بهره مندی از نعمت هایی مانند مال و ثروت هم رابطه مستقیمی با استعداد و توان کار اقتصادی و مانند آن دارد که این امور در همه افراد یکسان نیست؛ این همان حقیقتی است که از آن به تقدیر روزی خداوند نام برده می شود .
استاد مطهری میگوید: "معنای عدالت این نیست که همه مردم از هر نظر در یک حد و یک مرتبه و یک درجه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد و در این جهت مثل پیکر است.
وقتی که مقامات و درجات دارد، باید تقسیم بندی و درجه بندی شود. راه منحصر، آزاد گذاشتن افراد و زمینه مسابقه را فراهم کردن است. همین که پای مسابقه به میان آمد، خود به خود به موجب این که استعدادها در همه یکسان نیست و به موجب این که مقدار فعالیتها و کوششها یکسان نیست، اختلاف و تفاوت به میان میآید. یکی جلو میافتد و یکی عقب میماند".(1)
اما آیا خداوند نمی توانست تساوی و همخوانی مطلق را در عالم پدید آورد ؟ اگر می توانست و نکرد، اختلافات از روی کدام حکمت و مصلحت بود ؟
در خصوص حکمت این امر توجه به چند نکته ضروری است :
معمولاً بخششهای الهی و استعدادها چنان تقسیم شدهاند که هر کسی قسمتی از آنها را دارد، یعنی کمتر کسی پیدا میشود که همه نعمتها را یک جا داشته باشد. اگر کسی از نعمت مال بهره مند است. اما شاید در نعمت سلامت یا فرزند مناسب بهره چندانی نداشته باشد . اگر کسی در فقر به سر می برد. اما دارای نعمت های مشابه در زمینه ای دیگر است ، مثلا از اعتقادات پاک و سالم برخوردار است که منزلت اجتماعی و شهرت نیک و اعتماد جامعه را به دنبال دارد .
در هر حال اختلاف و تفاوت در این امور مادی و ظاهری باعث احتیاج و نیازمندی انسان ها به یکدیگر و تشکیل جامعه بشری دارای پیوندهای عمیق خواهد بود ، از این رو قرآن مجید میفرماید:
" معیشت آنها را در حیات دنیا میان آنان تقسیم کردیم . بعضی را بر بعضی برتری دادیم، تا آنها یکدیگر را به کار گیرند و به یکدیگر خدمت نمایند".(2)
برخلاف تصور و عقیده شما آزمایش الهی یکی از مهم ترین ابعاد مطرح در تفاوت ها است ، در واقع قرآن مجید یکی از اسرار مهم تفاوتها را آزمایش الهی معرفی می نماید . خداوند میفرماید:
"او کسی است که شما را جانشینان در زمین قرار داد . بعضی را بر بعض دیگر درجاتی داد، تا شما را به آن چه در اختیارتان قرار داده بیازماید".(3)
راز اصلی تفاوت ها را باید در حقیقت عالم یعنی آزمودن انسان دریافت ؛ در حقیقت تفاوتها برای این است که معلوم شود انسان چگونه از امکانات خدادادی بهره برداری میکند. اگر نابرابریها نبود، زمینه امتحان در شکلی مهم و جدی از میان میرفت.
البته شکل آزمون ها دارای تفاوت های بسیاری است، بعضی افراد با مال و نعمت و گروهی دیگر با تنگدستی و نقمت، گروهی با بیماری و درد جسمی و گروهی با سلامتی و تندستی آزمایش میشوند؛ اما همه اختلافات به شکلی دقیق و عادلانه در نحوه تکالیف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد .
مطمئناً آنان که در دنیا از نعمات بیش تری برخوردار بودند، بیش تر مورد سؤال و درخواست هستند. باید بیش تر پاسخگو باشند . کسانی که آزمون های سخت فقر و بیماری و ... را گذراندند،وضع بسیار بهتر و آسان تری را پیش رو خواهند داشت. خدا را به خاطر این تقدیر شکر خواهند کرد که در برابر سختی کوتاه دنیا سعادت ابدی را نصیب آن ها نموده است.
نکته مهم در سرتاسر این موضوع آن است که با وجود تفاوت ها عدالت در تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات و محاسبه اعمال این افراد متناسب با داشته و توان مندی ها و امکانات موجود در زندگی شان ملاحظه شود که یقینا این گونه خواهد بود .
مهم آن است که ما نگاه خود را به زندگی در این جهان محدود نکنیم. این بخش از زندگی را باید در پیوست با بخش عظیمتر از زندگی و حیات جاودانه و عالم برتر و حقیقیتر نگریست. اگر نگاه ما به زندگی محدود به دنیا بود، اشکال از تفاوتها در دنیا به جا بود، در حالی که هر چیزی در دنیا، آزمایشی برای انسان است که در عالم دیگر نتیجه آن را خواهیم دید . نباید از وجود برخی تفاوت ها در دنیای کوتاه ناراحت بود .
بر اساس آنچه ذکر شد، وضعیت هر فرد در همین عوامل تعریف می شود. اما باید توجه داشت که در نهایت تفاوت ها و رنج های ظاهری به گونه ای جبران می شود که چه بسا فرد به ظاهر مرفه و دارای موقعیت ممتاز در قیامت آرزو می کند: ای کاش وضعیتی مشابه گروه مقابل را می داشت تا آن فشارها زمینه سعادت ابدی وی را فراهم آورد ،نه آن که به آزمون نعمت و رفاه و تمکن آزموده شود و مسئولیت خطیر این مقام بر عهده وی قرار داشته باشد.
چنان که همین نکته در برخی روایات نقل شده: کسانی که به حکم عوامل گوناگون اختیاری یا غیر اختیاری، رنج و بلای بیش تری را در دنیا متحمل می شوند ، فارغ از تاثیرات مستقیم بلایا و مصیبت ها در دوری از غفلت و دنیا طلبی و انحرافاتی از این دست و زمینه های تربیتی که مشکلات به دنبال دارد، در برابر سختی ها اجر و پاداشی بی حساب را دریافت می کنند که در قیامت مورد حسرت دیگران خواهد بود .
در روایات متعددی آمده :« در روز قيامت كسانى كه در دنيا با صحّت و عافيت به سر بردند، دوست دارند كه گوشت بدن آن ها را با قیچی در دنيا چيده بودند براى ثواب هایی كه مىبينند به اهل بلا مىدهند. » (4)
پینوشتها:
1. استاد مطهری، بیست گفتار، ص 109،انتشارت صدرا ، تهران .بی تا
2. زخرف (43) آیه 31.
3. انعام (6) آیه 165.
4. شيخ حسن ديلمى، إرشاد القلوب إلى الصواب، شريف رضى ، قم، 1412 ق، ج 1 ، ص 42.






