با سلام
فردی هستم بسیار سخت گیر در امر ازدواج ، مهمترین شرط بنده برای ازدواج مومن بودن مطلق طرف مقابل است که کمتر پیدا می شود چنین فردی .
در همین رابطه دختری را پیدا کردم که بسیار مومنه است ولی حدودا 3 ماه از بنده بزرگتر است. می خواستم بدانم خواستگاری از و ازدواج با ، چنین فردی به صلاح هست .
خواهش می کنم نظر موافق یا مخالف را به ذکر شرایط و علل شرح دهید برایم
متشکر
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
متأسفانه پاسخ ما نسبت به این وضعیت مثبت نیست و شما به لحاظ معیارها حدود 4 سال و سه ماه فاصله دارید. چون در حقیقت دختر خانم باید حدود 5 سال هم از شما کوچک تر باشد. ما در خصوص افرادی که از نظر سنی مساوی هستند، هم به سادگی نمیپذیریم که ازدواج کنند. آمارهای مربوط به سال 87 و 88 حاکی از این امر است که بیشترین آمار طلاق مربوط به زوج هایی است که از نظر سنی همسن هستند. این چیزی است که پیشتر سابقه نداشته است.
این امر دلایلی خاص دارد که به طور مشروح به آن می پردازیم:
بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج این است که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند (مثلا 1 الی 5 سال). این به خاطر این است که مدت باروری در خانم ها محدود بوده و در آقایان نامحدود است و این که قدرت باروی خانمها زودتر از آقایان شروع می شود، همچنین نیاز است که آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند، که این به زمان بیشتری نیاز دارد. به هر حال این نسخه غیر قابل نقض نیست و در بندهای بعدی توضیح داده می شود. یکى از امورى که از طرف روان شناسان توصیه می شود ، رعایت فاصله سنى بین زن و شوهر است. به صورت کلی (نه در همه موارد) می توان گفت که همسن و یا بیشتر بودن سن زن چندان پسندیده نیست. طبق نظر روانشناسان مطلوب آن است که مرد حدود 2 تا 5 سال بزرگ تر از زن باشد ، به این دلیل که:
1- چون مسئولیت خانواده بر عهده مرد می باشد. اگر سن مرد بیشتر از زن باشد (وضعیت مطلوب) ،بهتر می تواند از عهده مسئولیت زندگی برآید اما چنانچه جایگاه زن و مرد در خانه عوض شود، در دراز مدت مشکلاتی را به دنبال خواهد داشت ؛ البته ممکن است که موارد استثنایی هم پیدا شود ، ولی نباید استثنائات را ملاک قرار داد.
2- بعد از عمل زایمان، قیافه زن از حالت اولی تغییر پیدا می کند . ممکن است بعد از عمل قیافه زن برای مرد خوشایند نباشد. ممکن است این مشکل منشأ بسیاری از مشکلات شود .
3- اگر زن و مرد همسن باشند، موجب بروز اختلاف در زمینه های مختلف می شود. اگر مرد کمی بزرگ تر از زن باشد، همواره نسبت به همدیگر جذابیت خواهند داشت و از بروز اختلافات جلوگیری می کند؛ تفاهم و درک متقابل را افزایش مىدهد؛ جذابیت زن برای مرد و بالعکس بیشتر می شود؛ امکان ارضای یکدیگر از نظر جنسى و پاسخ به عواطف متقابل دستخوش آسیب نمی شود.
این گونه مسایل مقتضی آن است که مرد از نظر سنی و تجربی آمادگی بیشتری داشته باشد. نحوه تفکر پسر و دختر ، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج ( بزرگ تر بودن دختر از پسر)، بسیار مهم است. اگر پسری از اول با تردید به بزرگ تر بودن خانمش بیندیشد، آمادگی دارد که بعداً با کنایه اطرافیان به هم بریزد و این مسئله را مرتب به رخ خانمش بکشد. اما در برابر پسری که درگیر این گونه مسائل نیست ، به سادگی از کنار این مسئله می گذرد. همچنین دختری که به این مسئله (سن زیاد) حساس است، هر مسئله را به خود و سن بالایش نسبت می دهد.
اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، 3 ماه از پسر بزرگتر باشد ، با وجود اینکه معدل بالایی در زمینه های دیگر هم داشته باشد، لیکن در یک معیار اساسی رد می شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می شود. ( توجه کنید در این گونه مسائل انسانی با قطعیت صد در صد سخن نمی گوییم).
طعنههايي كه ديگران نسبت به هر يك از دو همسر بكار خواهند گرفت نیز، گاه طاقت فرسا خواهد بود و منجر به شكست مقاومت رواني يكي از دو طرف يا هر دو خواهد شد كه از آن میتوان تحت عنوان فشار جمعی ياد نمود و بسته به ميزان تحمل افراد ممكن است افراد را از ادامة زندگي مأيوس سازد. بکارگیری تعابیر و طعنهها به دختر که «با بچه شیرخواره ازدواج کردهای!» از یک سو، و طعنه های مانند: «با مادر بزرگت ازدواج کردهای!» از سوی دیگر میتواند موجب ایجاد تنش در روابط همسران گردد.
چنانچه اختلاف سنی پسر و دختر تا آن اندازه باشد که همسران نتوانند محدودیتها و عواطف ناشی از مرحلة رشد یکدیگر را در نظر گیرند، باز هم با یک وضعیت بحرانی روبرو خواهیم بود؛ مثلاً انجام برخی رفتارهای عاشقانه تغلیظ شده برای افرادی که از حدّ سن خاصی فراتر رفتهاند ، قابل پذیرش نیست. در واقع، در این نوع ازدواجها، «تفاوت نسل» در میان است که یک ایراد اساسی در ازدواج پدید میآورد.
پيش فرض ها و افكار قالبي هر يك از طرفين نسبت به ديگري كه: «گمان کردهای چون تو بزرگتر هستي ميتواني به من امر و نهي كني؟» یا «تو آنقدر بچه هستی که نمیتوانی مسایل خودت را برطرف کنی!»
همچنین توجه به این نکته نیز ضروی است که عمدة آسيبها نيز اغلب از ناحية پسر، متوجه دختران خواهد بود؛ چنانکه گاهی ممكن است پسر در آينده بنا به هر دليلي احساس كند كه فريب خورده است و او بايد با يك فرد كوچكتر از خودش ازدواج ميكرد تا بتواند بر خلاف همسر کنونی خود، شادابتر باشد و رفتاری همدلانهتر داشته باشد.
یکی دیگر از موارد آسیبهای بزرگ تر بودن سن دختر نسبت به پسر هنگامی آشکار میگردد که همسران در زندگی مشترک خود با یک مسأله روبرو میشوند؛ در این صورت آنها با خود گمان خواهند کرد که این همان پیشبینی ما و دیگران است که ما به دلیل عدم تناسب سن با همدیگر سازگار نیستیم و مناسب نقش و شأن همسری برای یک دیگر نیستیم و نمیتوانیم با یک دیگر به زندگی ادامه دهیم. در واقع، این افراد آمادگی ذهنی بسیاری دارند تا مسایل معمولی را هم به مسألة سن اسناد دهند. این مسایل وسوسه کننده در اطرافیان و مشاهدهکنندگان نیز به چشم میخورد. نکته مهم بعدی این است که علاوه بر سن شناسنامه ای باید به سن و بلوغ عقلی، اجتماعی، فرهنگی و ظاهر وی نیز توجه کرد. بعضی وقت ها دختری ممکن است 3 ماه از پسری بزرگ تر باشد، اما با نشاط و پر انرژی است. و علاقمندیها و تمایلات مشترکی با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقویمی، لازم است که به ظاهر، طرز فکر و نگرش هم توجه عمیق شود.






