سلام. از پاسخ شما به پرسشم سپاسگذارم و تا حدود زیادی برای من رفع ابهام شده است، ولی در مورد سؤال دوم هنوز برای من یک ابهام وجود دارد، که البته مربوط به برخی استدلالات خاص است، که در این مورد توضیح می دهم:
برخی براهین و استدلالات ما، استدلالاتی هستند که من به آنها «برهانهای انتظاری» می گویم(!). این موارد بیشتر در موارد اعجازی، مثل تحدی و عدم اختلاف در قرآن، وجود دارند. اینجا ما، به عنوان کسی که می خواهد اعجاز قرآن را اثبات کند، ثابت نکرده ایم که نمی شود مثل قرآن آورد، یا در قرآن هیچ اختلافی نیست، بلکه طرف مقابل دعوت می شود که اگر شکی دارد مثل قرآن بیاورد، و یا در قرآن اختلافی پیدا کند. اینجا فرد باید بیندیشد و بررسی کند و وقتی موفق نشد، بپذیرد که اعجاز تحدی، یا اعجاز عدم اختلاف، به راستی معجزه هستند.
حالا اینجا سؤال دوم موضوعیت پیدا می کند، که شاید فردی در آینده بتواند از نزد خودش مثل قرآن بیاورد، زیرا اینکه تا الان موفق نشده اند، دلیل بر این نیست که در آینده هم موفق نخواهند شد، یا به همین شکل، در آینده اختلافی حقیقی در قرآن پیدا کند. که اگر این امر رخ بدهد، اعجاز قرآن زیر سؤال می رود. اینجا سؤال پیش می آید که با احتمال وقوع این حادثه در آینده، آیا ما می توانیم به اعجاز تحدی و عدم اختلاف قرآن مطمئن باشیم؟
ابهام من در این مورد است. حال پاسخ این ابهام در این وضعیت خاص چیست؟
تشکر و به امید ظهور
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اگر مبنای استدلال ما مقدماتی باشد که بیان نموده اید، اشکال شما وارد است و استدلال از اساس نادرست است، زیرا تنها شکل سامان دادن به آن این است که بگوییم :چون تاکنون کسی نتوانسته نظیر چنین چیزی را بیاورد، پس در آینده هم چنین کاری ممکن نخواهد بود. این امر قیاس فقهی یا تمثیل منطقی است، یعنی انتقال از حکمِ موضوع یا وضعیتی خاص به حکم موضوع یا وضعیت مشابه. روشن است این امر حتی در فقه که امری اعتباری است، قابل قبول نیست، چه رسد به منطق که با امور واقعی سر و کار دارد.
حتی اگر تشابه یا تناسب وضعیت به گونه ای باشد که تعمیم حکم جدی و قابل قبول به نظر برساند، باز نتیجه تفاوتی نخواهد کرد، یعنی اگر مثلا بگوییم: وقتی در دوران اوج شکوفایی ادبیات عرب و انگیزه بسیار برای آوردن مشابه، چنین امری ممکن و محقق نشد، پس به طریق اولی در دیگر زمان ها این امر محقق نخواهد شد، باز نمی توان به پرسش جواب منطقی و قطعی داد که به چه دلیل احتمال آوردن مثل قرآن منتفی گردد تا عدم امکان آوردن مماثل ثابت و اعجاز قرآن اثبات گردد ؟
اما همه مشکل این جاست که اصولا ورود شما در مقوله اعجاز قرآن قابل قبول و منطقی نیست. به طور کلی ساختار استدلال ما به اعجاز قران مبتنی بر آنچه تصور کرده اید نیست.
در چند جای قرآن از مخالفان خواسته شده که برای اثبات کذب بودن ادعای قرآن، کتاب یا سوره ای مشابه ارائه دهند. این امر به عنوان مبارز طلبی یا تحدی قرآن شناخته می شود؛ اما در هیچ کجای قرآن این امر با عنوان و لفظ معجزه بیان نشده است تا ما نیز از اعجاز تحدی سخن بگوییم .
اصولا حقیقت اعجاز این گونه شناخته می شود که مدّعی نبوت ،عمل خارق العاده ای را انجام دهد. دیگران را بر آوردن همانند آن دعوت کند. اما آنان از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان باشند(1). برای درک دقیق تر این امر باید دید کارکرد معجزه چیست ؟
از منظر دینی همه کارکرد معجزه در این نهفته است که توده مردم از راه آن بفهمند فرد مدعی از نیروی فوق بشری و نامحدود بهره می گیرد . از راه تعلیم و آموزش و سایر راه های ممکن توسط بشر مجموعه توانمندی ها را به دست نیاورده، تا به واسطه آن ادعای نبوت وی و ارتباطش با عالم غیب به اثبات برسد.
بر این اساس شکل و ماهیت کاری که در مقام اعجاز انجام می پذیرد، از اهمیت چندانی برخوردار نیست . چه بسا در ظاهر برخی از کارهای انبیا در مقام معجزه کارهای بی ارزش و فاقد ثمر روشنی برای مردم بودند، چنان که نورانی شدن دست حضرت موسی ارزش و فایده ای ظاهری نداشت، همانند دو نیم شدن ماه توسط رسول خدا ؛ مهم تنها این بود که حتی لجوج ترین مخاطبان هم نتوانند ادعا کنند کاری را خواستیم، ولی او انجام نداد یا از عهده اش بر نیامد .
در رسیدن به این نتیجه گاهی معجزه اولیه پیامبر نتیجه را حاصل می نمود اما در بسیاری از موارد حصول نتیجه متوقف بر تکرار کار و تنوع معجزات و انجام معجزات درخواستی بود که در مورد اکثر انبیا مانند پیامبر اسلام رخ داد.
در مورد پیامبر اسلام نیز همین اتفاق به روشنی رخ داد. همین نتیجه برای توده جامعه حاصل شد ، یعنی پیامبر با آوردن قرآن ادعای نبوت کرد . مردم را به هماوردی (تحدّی) فرا خواند تا جایی که حاضر شد کافران تنها یک سوره بیاورند . از تمام جهانیان برای ساختن آن سوره کمک بگیرند. (2) اما مخالفان نتوانستند چنین کاری انجام دهند؛ این امر با توجه به مجموعه شواهد و قرائن دیگر که در پاسخ قبل ارائه شد، توده مخاطبان را به اطمینان رساند که این فرد در ادعای نبوت خود صادق است. ماهیت کلام او فوق توانایی های بشری است.
در واقع در همان مقطع تاریخی آوردن چنین کلامی با آن تاثیرات خاص و به علاوه ضمیمه شدن برخی معجزات دیگر که از جانب مخالفان درخواست می شد، اعجاز بودن این قبیل اعمال را روشن ساخت. توده جامعه به یقین رسید که انجام این امور از چنین فرد شناخته شده ای، بر فرض ارتباط او با قدرت بی نهایت عالم قابل تطبیق است. احتمال دیگری در این زمینه قابل قبول نخواهد بود.
البته ماهيت مبارز طلبي قرآن حقيقتي مشخص و روشن است. زيرا راهكار مبارز طلبي برای مقابله و شكست دادن افرادی بود که آن را ساخته و پرداخته ذهن بشری پیامبر یا ناشی از کمک های برخی انسان های غیر عرب معرفی می کردند. در اين موقعيت قرآن چنین مبارز طلبی را مطرح نمود تا ناتوانی ایشان از این امر را آشکار سازد.
معتقدیم قرآن به عنوان یک معجزه مطرح است . هنوز هم می توان به عنوان یک معجزه به آن نگریست و متوجه صدق ادعای آورنده آن شد؛ این جاست که باید دید عدم آوردن مماثل و مشابه قرآن چگونه در راستای اعجاز تعریف می شود .
جنبه اعجازی قرآن برای فردی چون ما که قرن ها بعد از پیامبر اسلام زندگی می کنیم، امری چندگانه و مبتنی بر چندین مقدمه است که در نهایت اطمینان درونی و یقین نفسانی را بر صحت ادعای آورنده آن برای ما ایجاد می نماید.
تامل در ماهیت قرآن و درک ابعاد گوناگون اعجازی قرآن و قرائن و شواهد مختلفی که در خصوص آن وجود دارد، به ضمیمه ناتوانی از مقابله به مثل با قرآن می تواند نتیجه ای مانند آسمانی و معجزه بودن این کتاب را برای ما به دنبال داشته باشد.
البته بحث تحدی و مبارز طلبی قرآن از مباحث دقیق و جدی است که بررسی جزییات آن نیازمند توضیحات مفصل است، اما حقیقت بی مانندی قرآن را باید در ابعاد گوناگون اعجاز آن جستجو نمود؛ در واقع ابتدا نباید وجوه اعجاز قرآن را به یک یا دو وجه محدود کرد، به این معنا که کسی تصوّر کند قرآن از لحاظ انتخاب واژه ها و آهنگین یا موزون بودن و یا فصاحت و بلاغت و مانند آن معجزه است، چنان كه برخي از آثار منحصر به فرد هنري جهان برجستگي هاي اين گونه دارند، بلکه قرآن همه ابعاد اعجاز را در خود جمع کرده است.
ابعادی از قبیل : اعجاز کلامی ،اعجاز علمی،اعجاز هنری ، اعجاز خبردادن از غیب، نبودن اختلاف در آن ،ويژگي اين كتاب به اعتبار آورنده آن ، به اعتبار هدایت گری،قوانین و تشریعات آن و... در نتيجه اگر قرار باشد همانندی برای قرآن جستجو کرد، باید در همه این ابعاد دارای ویژگی و برجستگی باشد، نه تنها در قالب و فرم ظاهری؛ به علاوه قرآن در ارائه فرم و قالب هم دارای بداعت و ابتکار بوده، هر نمونه مشابه باید دارای نوآوری و بداعت باشد، نه این که از شیوه و روش قرآن تبعیت کند .
این که قرآن همه مخالفان را به مبارزه طلبیده و خواسته که در رد آن کتابی همچون قرآن یا ده سوره و یا حتی یک سوره بیاورند، به این معنا نیست که برخی افراد گمان کرده و همانند قرآن آیاتی با معانی و الفاظ مترادف آن ساخته اند؛ بلکه مشابهت در این خصوص آن است که در هر مقطع زمانی فرد یا افرادی یک مجموعه معرفتی مانند قرآن را بیاورند که هم در قالب و فرم و شکل و محتوا و هم در جامعیت و تنوع مطالب و هم در اثر بخشی فردی و اجتماعی کارکردی نظیر قرآن داشته باشد.
این حقیقت از نظر تاریخی قابل انکار نیست که قرآن در جامعه خشن و خشک عربی چنان تاثیر عمیق و تحول شگرفی ایجاد نمود که در عرض دو دهه ماهیت فرهنگی ،اجتماعي و بینشی و رفتاری یک منطقه بزرگ جغرافیایی را دگرگون نمود ؛ اگر قرار باشد کتابی چون قرآن نوشته شود،یعنی نه این که تعابیری به ظاهر شبیه قرآن بیاورند، بلکه باید چنین تاثیر و تحولی را در جامعه کنونی رقم بزند تا بتوان آن را همانند قرآن دانست.
در جمع بندی این نکات است که نتیجه مورد نظر از معجزات حاصل می شود، یعنی انسان به این حقیقت می رسد که قرآن به یقین کتابی آسمانی است. ممکن نیست که از جانب یک انسان عادی چنین محصولی ارائه شود و چنین نتایجی به دست بیاید . کسی که در 14 قرن پیش چنین کاری انجام داد و چنین نتایجی را حاصل نمود،یقینا دارای ارتباط با عالم غیب بود و در ادعای خود صادق.
پینوشتها:
1. جعفر سبحانی، الهیات و معارف اسلامی، نشر موسسه امام صادق عليه السلام، ص 262.
2. بقره (2) آیه 23.






