سلام
من جوانی هستم 26 ساله که حوزوی نیستم ولی عاشق تحقیق در زمینه ی دین و عرفان هستم
و تا اونجا که تونستم دل از مادیات بریدم و سعی رسیدن به قرب الهی را دارم.
لذا من همیشه امیدوار به آینده و شاد هستم و بعضی اوقات یه حالتی در روح من پدید میاد که بسیار شاد می شوم و گاها ممکنه یه حرفهایی بزنم که شاید بعدا پشیمان بشم.
حال سوال من این است که آیا دارم راه رو درست میرم چون من خیلی از کسانی را که ادعا می کنند شیعه ی مخلصند غمگین می بینم.یعنی آیا باید کلا غمگین بود یا نباید شادی خود را بروز داد؟
درضمن آیا این شاد بودن من زیاد از اندازه نیست؟!
لطفا مرا یاری کنید.
با تشکر
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز:
برادر گرامی!اینکه راه خدا را پیش گرفته اید و قصد وصول به قرب الهی را دارید خوب است، فقط باید مواظب باشید گرفتار افراط و تفریط نشوید.
قبل از هر چیز این نکته را متذکر می شویم که طبع انسان ها دوگونه است :
برخی خوف در آن ها غلبه دارد و برخی شوق؛ از آن که خوف و قبض در او غالب است، تعبیر به "مناجاتی"می شود مثل مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمةالله علیه، و از آنکه شوق و انبساط در او غالب است تعبیر به "خراباتی" می شود مثل مرحوم شیخ محمد بهاری همدانی رحمةالله علیه.
ولى كمال در رعايت اعتدال است و آن عبارت است از دارا بودن كمال انبساط در عين كمال خوف، و اين معنى فقط در ائمّه طاهرين صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين موجود است. (1)
شاید بخاطر همین مطلب،شب عاشورا، حالات اصحاب امام حسین علیه السلام نیز با یکدیگر متفاوت بود. بعضی در حال گریه و زاری و برخی در حال شوخی و خنده بودند.
در روایت داریم حضرت كاظم عليه السلام فرمود: يحيى بن زكريا عليه السلام اين گونه بود كه گريه مي كرد و نمي خنديد، و عيسى بن مريم عليه السلام اين گونه بود كه هم مي خنديد و هم گريه مي كرد، و آنچه عيسى عليه السلام مي كرد بهتر بود از آنچه يحيى عليه السلام مي كرد.(2)
حال اگر طبیعت شما، انبساطی است و در این راه اعتدال را رعایت کرده و زیاده روی ندارید و گاهی هم اشک و ناله دارید ایرادی ندارد و خوب است،اما اگر همه اش خنده و خوشحالی است باید مقداری تأمل نمود.در روایتی از امام كاظم عليه السلام آمده:
َ «...خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا...»(3) بهترين كارها ميانه و حد وسط آنها است.
گذشته از این سخنان آنچه برای بندگان مهم و کار ساز است این است که در انجام واجبات و ترک محرمات دقیق باشد و بتواند در این امور وظیفۀ اصلی خویش را درست انجام دهد بقیۀ امور،گریه و خنده و شادی، اگر در آنها رنگ و بوی خدا بود چه عالی! و اگر آلوده به گناه باشد خسران است اگر هم هیچ کدام نباشد از امور مباح است و ضرری به انسان نمی زند.
موفق باشید.
پی نوشت ها:
1سيد محمد حسين حسينى تهرانى، رساله لباللباب، ص 118، انتشارات علامهى طباطبايى، چاپ نهم، 1419
2. شیخ کلینی،اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج4، ص: 489،كتاب فروشى علميه اسلاميه،تهران.
3.شیخ کلینی، الكافي ج 6 ،ص541،دارالکتب الاسلامیه،تهران،1365ش.






