باسلام .. من دختر 22 ساله فارغ التحصيل.ودبير هستم.پدر ومادرم ازبچگيم مشاجره داشتن .واين موضوع يه استرس دايمي ودلزدگي از اونا رو واسم همراه داشته تا جايي كه ديگه نميتوم تحملشون كنم .فرصت خوب واسه ازدواج پيش اومد اما از بس مامانم دست دست كرد اونا پشيمون شدن بابت اين موضوع خيلي ناراحتم .ازدواج واسم شده رويا فقط دوست دارم ازخونمون برم. ديگه دوس ندارم اونجاباشم .ازلحاظ روحي افسرده شدم ومامانم اصلا دركم نميكنه.. وسواس داره ونميزاره توخونه دست به هيچ جا بزنم انگار كه من نجسم .حالم از اين چيزها بد ميشه دارم ديونه ميشم از رفتارهاي جنگجويانه پدرومادرم.... انگار از همه دنيا متنفر شدم فقط دوس دارم با يكي ازدواج كنمو برم از انجا...از طرفي موقعيت خونمون چون توي اطراف شهره خيلي كم ميشه خواستگار خوب بياد سراغم .خيلي ناراحتم .حس ميكنم هيچكس دوسم نداره حتي مامانم........پدرم معتاده وفقط به فكر خودشه همش ميره زيارت ...ولي بخدا باورتون نميشه شايد دوماه يه بار گوشت واسه خونه ميخره ... ميوه وبقيه چيزها كه بماند... احساس ضعف شديد دارم...بعضي وقتها حس ميكنم مغز استخوانم پوك شده... من فقط دارم تو اون خونه لعنتي زجر كش ميشم .تازگيها بدجور با مامانم بحث ميكنم خودم بعدش خجالت ميكشم اما دست خودم نيس .حس تنفر نسبت بهشون پيداكردم... من از بس هميشه تنها بودم داغون شدم .. از دروغاي بابام واسه مردم خسته شدم..از غرزدنا. از بيتوجهياش... بخدااكثرشبها باگريه وبغض وشكم خالي ميخوابم.. يه بار مامانو بابام مشاجره شديد كردن بابام مارو از خونه بيرون كرد.. يه هفته باترس ولرز خونه داداشم بوديم.. هيچوقت سلامش نميكنم( از بچگي عادتمه)...اصلا توخونه ما كسي بلد نيس به ديگري محبت كنه انگارهمه باهم دشمن خونين ....از اون موقع كه بابام مارو بيرون كرد بايه پسر سيكل دوست شدم..دوسال اول دستمون بهم نميخورد اماالان رك بگم شب پيش هم خوابيديم اما خداوكيلي كاري باهام نكرده ها يعني دخترم. پسر باشرميه. اومد خواستگاري ندادنم چون تفاوت داريم اون كارگرمن دبير وخلاصه تفاوتمون زياده زياد از وضع نابه سامان زندگيمون خبر نداره تا حدودي ميدونه..باور كنيد گاهي اينقدر از زندگيم خسته ميشم كه حاضر ميشم باهاش ازدواج كنم.. البته اشتباه نشه عاشقشم اما واسه ازدواج تفاوتمون زياده قبلا هم گفته بودم
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. متأسفانه پدیده اختلافات زناشویی و دعواهای زن و شوهر، زندگی خیلی از خانوادهها و فرزندان را با مشکل مواجه کرده است. این را بدانید که زندگی خیلی از خانوادهها مثل زندگی خانواده شماست و شما نباید از این موضوع خیلی ناراحت باشید. بالاخره مشکلات در زندگی همه انسانها وجود دارد و هر کس به نحوی با مشکلات دست و پنجه نرم می کند. مهم اين است كه بدانيد، مشكلات لازمه زندگي و براي رشد و پيشرفت انسان ضروري است.
2. تحمل مشاجرات و دعواهای پدر و مادرتان، نياز به صبر و بردباري دارد، به خصوص براي شما که جوانی زودرنج و حساس هستید. اما اگر انسان رضايت خدا را در نظر داشته باشد و انگيزه الهي را در كار خود قرار دهد، همه چيز را براي خدا تحمل مي كند و بداند که وجود مشکلات برای رشد و کمال انسان ضروری است. نه تنها براي او سخت نخواهد بود، بلكه گاهي از آن لذت هم مي برد. بنابراين توصيه مي كنيم مشاجرات و دعواهای پدر و مادرتان، را بر مشكلات زندگي، سن بالا يا ضعف اعصاب و يا موارد ديگر حمل كنيد. با مدد گرفتن از نيروي ايمان و صبر و با چشم پوشي از لغزش آنان، به وظيفه الهي خويش كه احسان و نيكوكاري به آنان است، عمل نماييد كه خير دنيا و آخرت شما در آن است.
3. احساس تنفر از خانوادهتان هیچ گاه نباید باعث شود که شما به رفتارهایی روی بیاورید که نه تنها باری از مشکلات شما بر نمی دارد بلکه بر شدت و وخامت آن می افزاید. مشاجره با مادر و ديگر اعضاي خانواده و يا ارتباط غير شرعي شما با پسری که امکان ازدواج با او را ندارید و با آن تفاوتهایی که دارید، ما نیز چنین ازدواجی را پیشنهاد نمی کنیم، تنها مشکلات شما را افزایش می دهد و ممکن است در آینده نه چندان دور، مشکلاتی برای شما ایجاد کند که به سادگی درمان نپذیرد و عواقبش زندگی شما را به کلی نابود سازد، بنابراین لازم است برای حل مشکلات خود راه حل منطقی پیدا کنید. به نظر ما شما به جای این که از واقعیت فرار کنید و راههای ناصحیح و موقتی برای تسکین خود پیدا کنید، بایستی تمام همت و تلاشتان را صرف یافتن راه حل منطقی و عقلانی کنید و اگر قرار بر این شد که اقدامی کنید بر اساس نظر و تأیید صاحبان خرد و اندیشه، تصمیم بگیرید و از گرفتن تصمیمات احساسی و شتابزده به شدت بپرهیزید. مسلماً اگر تأیید و نظر آنان پشتوانه تصمیمات شما گردد، دیگران نمی توانند بر شما خرده بگیرند و شما را ملامت کنند بلکه بر اساس واقعیت ها در مورد شما قضاوت می کنند و حساب شما را از خانوادهتان جدا می کنند ولی اگر شما عجولانه و بدون پشتوانه منطقی تصمیمی بگیرید و اقدامی کنید؛ آن موقع ممکن است دیگران شما را مقصر بدانند و پدر و مادرتان نیز ممکن است از فرصت سوء استفاده کند و همه تقصیرات را به گردن شما بیندازد و شما نتوانید از خود و حقوق تان دفاع کنید.
4. به نظر ما، شما نباید از جنبههای مثبت زندگی خود غافل باشید، در این سن و سال و با این محسناتی که دارید، یقیناً خواستگار خوبی نصیبتان خواهد شد، کافی است در زمینه همسریابی به جای اینکه منفعل باشید تا کسی بیاید و شما را بیابد، سعی کنید بر تلاشهای فعالانه خود در جهت انتخاب همسر بیفزائید. نباید از مسائلی که زمینه ساز خواستگاری است غفلت کنید، مثلاً پاکیزگی و نظافت، شادابی، خوش اخلاقی، خوش سخن بودن، شوخی های به جا میان همجنس، رعایت کردن فرهنگ صحیح جامعه، پرهیز از گرفتگی چهره و عبوس بودن، ابتذال اخلاقی ، ژولیدگی و اظهارات دلسرد کننده، حالات افسردگی و... ؛ البته در کنار این کارها می توانید به افراد موثق و مورد اطمینان بسپارید که اگر پسر خوب و مجردی را سراغ دارند که با شما همخوانی و تناسب دارد به خانواده شما معرفی کنند تا زمینه خواستگاری از شما به وجود آید.
5. این را بدانید که انجام رفتارهای درست و صحيح و داشتن روابط مناسب با دیگر اعضای خانواده، در گرو یادگیری و تمرين و تهذيب نفس و خود سازي است. صفاتي چون حلم، صبر و بردباری، جرأت مندی، عزت نفس، متانت، آرامش و بسیاری از صفات نیکو در سايه مبارزه با نفس و استقامت و بکارگیری برخی مهارت های ارتباطی به دست مي آيد. البته اين چيزي نيست كه يك شبه به دست آيد بلكه نياز به تمرين و حوصله دارد. براي اين منظور لازم است كتاب هایي که در این زمینه نوشته شده است را بخوانيد و به كار ببنديد و نیز می توانید با مراجعه به کلینک روانشناسی و مشاوره زمینه برخی از آشفتگی های روانی خود مانند: اضطراب، استرس، افسردگی، ناکامی و... را بشناسید و با کمک مشاور آنها را درمان کرده و به تقویت عزت نفس بپردازید و اعتماد نفس خود را افزایش دهید.
6. رابطه خود را سریعاً با پسر مورد نظر قطع کنید و نگذارید اوضاع زندگی شما آشفته تر گردد، ارتباط پنهانی شما علاوه بر این که از لحاظ شرعی گناه و حرام است، از لحاظ روانشناختی هم خالی از اشکال نیست و آسیبهای فراوانی در آن نهفته است، که مهمترین آنها ضعيف شدن حس اعتماد، وابستگی روانی( عشق افراطی)، بدبینی و سؤظن، ضربه روحي و مشكلات عاطفي، اتلاف عمر و وقت، انحراف اخلاقی، آبروریزی، مخالف خانواده ها با ازدواج، افزايش ميل جنسي و... است.
7. گاهي عدم عاقبت انديشي، باعث مي شود كه انسان به قول معروف از چاله در بيايد و به چاه بيفتد، اگر چه ازدواج مناسب شما مي تواند شما را از وضعيتي كه در آن قرار داريد نجات دهد و خوشبختي را نصيب شما گرداند، ولي اين را بدانيد، ازدواجهاي احساسي و بدون ضابطه، ممكن است وضع شما را آشفته تر از اين كند بنابراين، هوشمند باشيد و با درايت و منطق همسر خود را انتخاب كنيد و از ارتباطات غير شرعي با نامحرم دوري نماييد. مي توانيد براي مشاوره بيشتر و دريافت راهكار براي درمان برخي آشفتگيهاي روحي و رواني، كنترل خشم، ترسيم درست اهداف زندگي، تقويت اعتماد به نفستان و كاهش فشار جنسي با يك روانشناس متعهد گفتگو كنيد و يا با سامانه «09640» تماس داشته باشيد و با مشاورين ما گفتگو كنيد.






