سلام
با توجه به آیت الکرسی و قد تبین الرشد من الغی تکلیف کسانی که دین برای آنها تبیین نشده چیست؟ آیا رشد چیزی است که ما به دست می آوریم یا خدا آن به ما می دهد؟
پرسشگر گرامي با عرض سلام و سپاس به خاطر ارتباطتان با اين مركز
با دو موضوع "رشد" و " ابزار دست یابی به رشد" کار داریم. اول این که معنای رشد را بدانیم و در مرحله بعد بدانیم ابزار تبیین آن چیست. تا تکلیف همگان معلوم شود که رشد چیزی است که به دست می آوریم یا خدای متعال به ما می دهد؟
مفسران در تفسیر معنای "رشد" در ذیل آیه شریفه "قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِ" نوشته اند:
رشد یعنی رسیدن به عقل كامل و پى بردن به مصالح و مفاسد کارها . در مقابل سفاهت(نادانی) است . سفیه و نادان ، مصالح و مفاسد را درک نمي كند.
"رشد" در مقابل "غىّ" است كه در آن مصلحت مفسده ، مفسده مصلحت، حقّ باطل، باطل حق، هدايت ضلالت ، ضلالت هدایت، ايمان كفر ، کفر ایمان و ... می باشد . خدای متعال به واسطه افاضه عقل كه حسن و قبح و خير و شرّ و نفع و ضرر و صلاح و فساد و مصلحت و مفسده را درک مي كند و به واسطه فرستادن پیامبران و انزال كتب و وضع احكام كه بندگان را به تمام منافع شخصي و نوعي دنيوي و اخروي راهنمایی کرده و آن ها را به تمام ضررهای شخصي و نوعي دنيوي و اخروي آگاه نموده........... "رشد" را از "غىّ" جدا كرده و راه عذرى براى كسى باقى نگذاشته و حجّت را بر همه تمام کرده. هر كه راه حقّ را بپيمايد، از روى منطق و بيان باشد . هر كه در باطل سير كند، از روى دشمنی و جهل و ساير صفات خبيثه باشد: "إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً".(1)
نیز نوشته اند:
كلمه" رشد" كه هم با ضمه" راء" و هم با ضمه" راء و شين" خوانده مىشود، به معناى رسيدن به واقع مطلب و حقيقت امر و وسط طريق است. مقابل" رشد" كلمه" غى" قرار دارد، كه عكس آن را معنا مىدهد، بنا بر اين،" رشد" و" غىّ" اعم از هدايت و ضلالت هستند.(2)
در تفسیر ابزار تبیین رشد می توان گفت:
از این بیانات معلوم می شود که خدای متعال در ترسیم معنای رشد همه آن چیزی را که در مسیر شناخت انسان به کار می آید ، فراهم کرده ،به طور مثال عقل به او داده تا بد و خوب را تشخیص دهد . علاوه بر آن در مسیر زندگی اش انبیا را مبعوث کرده تا او را در مسیر هدایت و بندگی راهنمایی کنند .
در نتیجه رشد راه صحیح است. اگر می بینیم برای رشد تعبیر به عقل کامل شده ، به این دلیل است که هر چیزی را که برای هدایت در اندازه کامل لازم بوده ، در قالب رشد قرار گرفته است. پس ما با راهنمایی عقل و پیامبران به رشد لازم برای رسیدن به مقصد نهایی دست خواهیم یافت.
با ابزار عقل در مسیر رشد و تعالی قرار می گیریم . در این مسیر عقل کامل که می تواند وجود پیامبر همراه با عقل بشر باشد، به معنای رشد است.
در زمان کنونی با وجود این همه وسایل ارتباط جمعی، کم تر کسی می تواند ادعا کند که از دین خبری ندارد و چیزی در مورد آن نمی داند یا این که مسایل دین برایش تبیین نشده است! این ها همه عذر و بهانه برای فرار از بار تکلیف است.
اضافه بر این،اگر به ابتدای آیه شریفه نگاه کنیم ،متوجه می شویم که خدای متعال فرمود:" لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ..." یعنی در دین اجبار و اکراهی نیست، چون دین که مقصد نهایی است، برای همه تبیین شده است:"تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ" یعنی راه هدایت از گمراهی و ضلالت جدا و معین شده است .
امور مهمى كه خوبى و بدى و خير و شر آن ها واضح است. حتى آثار سوء و آثار خيرى كه دارد، معلوم است. در چنين جايى نيازى به اكراه نخواهد بود، بلكه انسان يكى از دو طرف خير و شر را انتخاب كرده و عاقبت آن را (چه خوب و چه بد) مىپذيرد . دين از اين قبيل امور است، چون حقايق آن روشن، و راه آن با بيانات الهي واضح است. سنت نبوي هم آن بيانات را روشنتر كرده ، پس معنى" رشد" و" غىّ" روشن شده، معلوم مىگردد كه رشد در پيروى دين و غىّ در ترك دين و روگردانى از آن است، بنا بر اين، وجهی ندارد كه كسى را بر دين اكراه كنند.(3)
البته در آن زمان دین مقدس اسلام در محددوه حجاز و تا مناطق نه چندان دور چون عراق و شام (سوریه) و یمن و...... برای مخاطبان به معنای کامل تبیین شده بود . امروزه این دین مقدس جهان شمول شده است و عذر و بهانه ای برای نپذیرفتن آن وجود ندارد.
همه ابزار رشد فراهم شده که عقل و وجود پیامبران دو ابزار اصلی و مهم برای رسیدن به رشد و درک مقصد نهایی یعنی دین است.
پی نوشت ها:
1.طیب ، تفسیر أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات اسلام ، 1378 شمسی، ج3، ص 20 .
2.طباطبایی ، تفسیر الميزان، ترجمه موسوی همدانی ، قم ، انتشارات جامعه مدرسین، 1374 شمسی، ج2، ص 524.
3.همان، ص 525.






