از کجا بفهمیم این مطالب تاریخی صحیح است که گفته می شود
اصلا از کجا معلوم پیامبری بوده و اهل بیت بوده اند
از کجا معلوم تمام این احادیث ساختگی نیست؟
لطفا مفصلا توضیح دهید که این سوال خیلی مرا مشغول کرده است
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
با این دید و شکاکیت به جایی نمی رسید و راهی برای یقین نمی یابید ، زیرا در مورد چیزهایی که با چشم خود هم می بینید، جای شک و شبهه ها هست . می توانید بگویید شاید مریض یا خواب آلود بوده و این گونه دیده ام یا می توانید بگویید شاید عاملی خارجی در روح و ذهن من تصرف کرده و به من باورانده که آن گونه دیده ام، در حالی که به گونه ای دیگر دیده ام یا بگویید شاید آب که نوشیدم، آب نبوده ،بلکه نان بوده است.
شکاکان و ایده آلیست ها در طول تاریخ با تردیدها و شک ها خود را از درک حقیقت و کمال محروم کرده اند.
آیا همه مسلمانان صدر اسلام را این قدر ساده لوح و فریب خورنده می دانید که متوجه ساختگي بودن همه آیات و سخنانی که راجع به پيامبر و امامان وارد شده، نشده اند ؟
متأسفانه به دلایل مختلف، جعل سخن به نام پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) از زمان پیامبر شروع شد. جریان حدیث سازی، در طول تاریخ با شدت و ضعف ادامه یافت . هزاران حدیث به نام پیامبر، امامان و بزرگان دین ساخته شد و نقل گردید.
پیامبر و امامان و عالمان دین برای مقابله با این جریان شیطانی و خطرناک، تدابیری اندیشیدند، از جمله:
رسول خدا و امامان(ع) اعلام کردند که چون حدیث سازان احادیث دروغ فراوانی را به ما نسبت داده اند، هر حدیثی را به نام ما شنیدید، آن را بر قرآن عرضه کنید؛ اگر موافق قرآن بود، بپذیرید . اگر مخالف بود، به کنار نهید؛ زیرا ما مخالف قرآن سخن نمی گوییم.
به دستور امامان از صدر اسلام راویان حدیث معرفی می شدند . شیعیان، بلکه مسلمانان به گونه ای تربیت می شدند که روایات را مستند بپذیرند؛ آن هم سندهای معتبر؛ یعنی باید معلوم گردد روایت را چه کسانی از معصوم یا صحابی نقل می کنند و این افراد، معتبر باشند و راستگو و خداترس و اهل حفظ و فهم . همچنین از دروغ بستن به خدا و پیامبر و امامان و اصحاب دوری کنند.
علمی در حوزه اسلام از صدر اسلام پیدا شد به نام «علم رجال» که شناسایی راویان حدیث و نقاط قوت و ضعف آن ها را مورد توجه قرار داد . آن ها را در کتاب های معتبر ثبت کرد. همچنان که علم دیگری پایه گرفت به نام علم «درایة الحدیث» که بررسی متن روایات و نقاط قوت و ضعف آن ها را پیگیری می کرد. عالمان بزرگ حدیث شناس و راوی حدیث، به پالایش احادیث پرداختند . سعی کردند احادیث معتبر را در مجموعه هایی جمع آوری کنند؛ همچنان که جمعی دیگر به جمع آوری و معرفی احادیث جعلی همت گماردند.
بنا بر این، باید به احادیثی که افراد معتبر و شناخته شده از پیامبر و امامان نقل کرده اند و آن احادیث با اصول قرآنی مخالف نیست، بها دهیم و بدان عمل کنیم. عمل به چنین احادیثی، حکم عقل و دین است. اگر به چنین احادیثی بها ندهیم، از دیدگاه همه عاقلان کار ناپسندی کرده ایم.
با توجه به آنچه گفته شد، روایات بسیاری وجود دارد که از لحاظ سند و متن معتبرند؛ یعنی هم افراد شناخته شده و مورد اطمینان آن ها را نقل کرده اند و هم متن آن ها از نظر معنا با اصول قرآنی و عقلی کاملاً سازگار است. کتاب های حدیث بسیاری داریم که بیش تر احادیث شان معتبر است، مثل کافی از کلینی، و تهذیب و استبصار از شیخ طوسی، و فقیه از شیخ صدوق و...؛ اما هیچ کتاب حدیثی را نمی توان معرفی کرد که صد درصد احادیث آن معتبر باشد.
نه تنها شيعه بلكه اهل سنت تمام احاديث را بي چون وچا نمي پذيرند، بلكه آن ها را بررسي نموده و ميزان اعتبارشان را مشخص مي نمايند و مطابق آن به تحليل مي پردازند.






