چرا باید یک انسان با توجه به آن که دارای عقل و خرد می باشد باید دین و ایمان والدینش را ادامه دهد ، لطفا کمکم کنید که چرا باید شیعه باشم ، در ضمن همیشه در اعماق وجودم احساس محبت به خدا را احساس می کنم ولی وسوسه هایم را نمی توانم کنترل کنم چگونه باید به نفسم؟ من همیشه نمازم را ترک نمی کردم ولی حالا ایمانم کمرنگ شده و نماز نمی خوانم ولی روزی حداقل 20 بار خدارا به خاطر توجه اش به من شکر گزارم و با او صحبت می کنم و او را خیلی دوست دارم ولی نمیدانم چرا وقتی وسوسه به دنبالم می آید با اینکه کار نادرستی را انجام می دهم امااو همچنان در خاطرم است ، خدا را خیلی دوست دارم ، مرگ را نیز دوست دارم ولی اعمالم را دوست ندارم ، همیشه می خواهم اعمالم را کنترل کنم ولی نمی توانم ، فقط می خواهم کسی مرا از این باطلاق بیرون بکشد.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
وضعیت تردید و ابهام و شک در حقایق دینی به خودی خود وضعیتی نامطلوب نیست؛ بلکه می تواند زمینه و بستری برای درکی عمیق تر از دین و رسیدن به حقیقت به معنای کامل کلمه باشد ؛ در نتیجه در عین این که احساسات پاک و تلاش حقیقت جویانه شما را در این مسیر می ستاییم، امیدواریم که از انحرافات و خطرات ممکن در مسیر رسیدن به حقیقت در امان باشید . زیرا کشف حقیقت و رسیدن به یک ایمان عمیق و بدون تزلزل و تردید نیازمند بررسی و تحقیق و تلاش است .
در واقع شیوه درست ورود در این عرصه آن است که انسان با در اختیار داشتن ابزار و شرایط مناسب تحقیق ، به شکلی منطقی و صحیح و در بستری مناسب به جستجوی بی تعصب حقیقت بپردازد تا به نتیجه مطلوب برسد و در این وضعیت است که تردید ها و وسوسه ها بسیار کم رنگ می شوند و ایمان، تاثیرات عمیق خود را در تفکر و رفتار انسان به جا می گذارد .
از آن جا که هر دین و تفکر عقیدتی و به خصوص تفکر ناب اسلامی مجموعه ای از باورها و تفکرات در هم تنیده است و یک مجموعه منظومه مانند را که اجزای آن به شکلی کامل با هم در ارتباط و تعامل هستند تشکیل می دهد، اگر تفکرات در مسیری صحیح و اصولی بررسی و تحلیل شود ، پایه ها و مبانی فکری آن به شکلی منطقی و عقلانی استوار می گردد ، جزییات و فروع آن، حتی جزیی ترین عقاید مرتبط هم به شکلی منطقی به اثبات می رسد و شک و تردیدی در هیچ زمینه ای باقی نمی ماند .
در نتیجه لازم است که این مسیر تحقیق دینی از ریشه و اساس آغاز شده و به سرانجام برسد ؛ برای شروع کار پیشنهاد می کنیم از انجام امور عبادی و دستورات اسلامی ابائی نداشته باشید؛ مثلا نماز را نه از باب تکلیفی که درستی آن را به یقین دریافتید ، بلکه از منظر عملی که ممکن است - دقت کنید ممکن است! - لازم و در سعادت شما موثر باشد و البته اثرات مثبت روحی در شما خواهد داشت ، حتما به جا بیاورید ؛ لااقل نماز را همچون دارویی بدانید که احتمال دارد بیماری شما را برطرف بسازد، ولی یقینا ضرری به حال تان نخواهد داشت .
اما در خصوص پرسش های خاص شما پاسخ هایی را ارائه می دهیم :
از سئوال شما به نظر می آید که بین اسلام از منظر حقوقی و قانونی و اسلام به عنوان ایمان قلبی، تفاوتی قائل نشدید. از آن جا که انتخاب دین و اعتقاد یافتن به یک آیین و شریعت نیازمند رسیدن به درجه خاصی از رشد فکری و عقلی است ، این کار مهم از کودکان نابالغ ساخته نیست ، در نتیجه چون بسیاری از امور شرعی و قانونی و اجتماعی بر نوع دین یک فرد مبتنی است ، باید معیار و میزانی برای تعیین حقوقی دین این دسته از افراد وجود داشته باشد.
در شریعت اسلام تبعیت از پدر و مادر معیار این امر است . کودکان تا زمانی که به سن رشد و بلوغ فکری دست یابند، حکم مسلمان را دارند ، از نظر فقهی بچههای پدر و مادر مسلمان به تبعیت از والدینشان مسلمان هستند و از نظر حقوقی مسلمان محسوب میشوند و از مزایای اجتماعی در جامعه به عنوان یک مسلمان برخوردار هستند. اما این موضوع، غیر از اعتقاد به اسلام است. اعتقاد به اسلام، نمیتواند سنتی و تقلیدی باشد؛ خداوند در آیات قرآن این سخن را « که چون پدران ما بر این دین بودند ، ما نیز بر این هستیم» مورد انتقاد قرار داده است، بنا بر این انسان وقتی به مرحله رشد عقلی و تکلیف رسید، پذیرش اسلام باید به سبب دلیل باشد، نه از روی تبعیت. از این رو مراجع معظم تقلید در اول توضیحالمسائل مینویسند: تقلید در اصول دین جایز نیست.
بنا بر این فرزندان مسلمانان، دین را خود انتخاب میکنند. دین و ایمان از آنجا که یک اعتقاد قلبی و درونی است، ممکن نیست تحمیلی باشد . اصولا بعد از سن بلوغ و پس از تحقیق و بررسی، هر دینی که انتخاب شود ، دین فرد محسوب می گردد و تغییر دین معنا ندارد .
از این رو قرآن میفرماید: «لا اکراه فی الدین؛ (1) در قبول دین اکراهی نیست».
از نظر جهان بینی اسلامی همه انسانها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم گیری برخوردارند . خودشان سرنوشت خویش را رقم میزنند ؛ اسلام از راههای گوناگون میکوشد اندیشه بشر را از اسارت باطل برهاند . آدمی با دید باز و وسعت نظر بیاندیشد و داوری کند . دین و آیین حق را برگزیند. بر همین اساس اسلام به شدت مدافع تحقیق و بررسی و استدلال عقلی در مسیر یافتن حقیقت است ؛ این سخن قرآن است که می فرماید :«به بندگانی مژده باد که همه سخنان را میشنوند و بهترین را برمی گزینند». (2)
بالاتر از این، اسلام اساس تقلید از دین آبا و اجدادی را محکوم می کند. مسلم است این تقلید مذموم در خصوص فردی است که به سن رشد و قدرت درک عقلی لازم رسیده است: «و چون به ایشان گفته شود که از آن چه از سوی خدا فرود آمده است، پیروی کنید، گویند: نه، به همان راهی میرویم که پدران ما میرفتند. حتی اگر پدران شان بی خرد و گمراه بودهاند!(باز از آنها پيروى مىكنند؟)». (3)
معنای این کلام آن نیست که باید دینی غیر از دین پدران انتخاب نمود ، بلکه چه بسا راه و دین پدران حق باشد، اما در هر دو صورت باید با انتخاب و تحقیق خود انسان باشد. حال چه نتیجه این تحقیقات منصفانه و درست، اسلام باشد یا هر دین دیگری مهم نیست ؛ مهم آن است که انسان به دور از پیش داوری و با انصاف و عقلانیت به دین و آیینی معتقد گردد که بتواند در قیامت بر گرویدن به آن در پیشگاه خداوند دلیل بیاورد .
پس مسلمان زاده نه تنها مي تواند، بلكه بايد دين حقيقي خود را انتخاب نمايد و حقيقت دين پدر و مادري خود يا هر دين ديگري را با تحقيق و بررسي و بررسي منصفانه و عالمانه به دست آورد و به آن پايبند باشد .
البته باید توجه داشت که این آزادی و ضرورت در مورد اعتقاد درونی و قلبی است؛ اما از نظر اجتماعی، این مسئله نمی تواند مورد قبول باشد . همه جوامع بشري با تغيير بنيادهاي فكري خود، به مقابله برمي خيزند . تغيير دين را كه به نوعي نابسماني فكري در متن جامعه ايجاد مي نمايد، مذموم مي دانند. بر همين اساس، هر آییني برای حفظ وحدت اجتماعی و حمایت از باورهای پیروان خود و گسترش آن در جامعه، راهکارهایی را اندیشیده تا اين امر شكل اجتماعي به خود نگيرد .
اگر فردي در تحقيق خود به حقانيت دين ديگري رسيد، مجال ابراز علني آن و تلاش براي تخريب باورهاي ديگران را ندارد. دليل اين امر هم مسئله اي كاملاً منطقي و عقلاني است؛ زيرا در جامعهای که بر مبنای اعتقادات و باورهای دین معيني، قوانین، رفتارهای اجتماعی و فردی، امیال و آرزوهای انسانها، ارزشهای اخلاقی و اجتماعی و ... شکل گرفته، شخص حق ندارد در برابر دین و اعتقادات موضعگیری نموده و با اظهار تغییر دین خود درصدد تخریب آن ها باشد؛ زیرا آثار نامطلوبی در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد . باعث تزلزل ارکان اجتماعی خواهد شد.
پس اگر فردی با مطالعه و تحقیق تشخیص داد که دین قبلي اش بر حق نیست، میتواند، بلكه بايد دین دیگر را انتخاب کند. اين امر، هيچ اشكالي ندارد، به شرطي كه اين تغيير دين و كشف حقيقت، منصفانه و از روي عدم تعصب و پيش داوري و از مجراي صحيح و درست صورت پذيرفته باشد. به يقين، چنين فردي در برابر خداوند هم حجت شرعي براي اين كار دارد.
در مورد وضعیت شخصی خودتان به نظر می اید مشکل اصلی این وسوسه ها و سستی در عمل یا رفتارهایی که خود نمی پسندید ، همان تردید و ابهامی است که در مبانی فکری و اعتقادی خود پیدا کرده اید که این تزلزل مجال ایجاد وسوسه های نفسانی و شیطانی و در نتیجه بازداشتن شما از انجام برخی اصول رفتاری دینی را یافته است . در نتیجه به نظر می رسد ابتدا لازم باشد با کمک یک کارشناس دینی یا ارتباط با مراکزی همچون مرکز ما و یا لااقل با مطالعه منسجم و هدفمند برخی منابع اعتقادی بدون هیچ پیش داروی و نگرانی به بازسازی دقیق و عمیق باورهای بنیادین خود بپردازید .
برای این کار - هر چند با اعتقاد درونی و فطری به خداوند ایمان دارید - اما بد نیست که در اصل ضرورت وجود خداوند و آن گاه چگونگی و شناخت از او به بررسی بپردازید . پس از شکل گرفتن این اساس و شالوده به دنبال بررسی دقیق ضرورت وجود ادیان و ضرورت عمل به شرایع و تحقیق بین ادیان آسمانی و آموزه های آنان و درک دین حق باشید ؛ در این مسیر می توانید به این کتاب ها مراجعه نمایید :
- توحید ؛ تالیف شهید مطهری. ( از بهترین کتاب ها در این زمینه که دارای بیان قوی و علمی در خصوص براهین مشهور اثبات خداوند است)
- خدا و علم (در برخی چاپ ها "خدا و دانش") اثر فیلسوف مشهور ژان گیتون و برادران بوگدانف ، منتشر شده توسط دفتر نشر تبلیغات اسلامی ، اثری مفید و خواندنی در پذیرش اصل خداست.
- مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ، اثر شهید مطهری و نشر صدرا .
اما اگر فعلا شرایط بررسی عمیق و کامل در خصوص موضوع توحید واثبات خداوند را ندارید ، پیشنهاد می شود حتما در ابتدا یک دوره کتاب های استدلالی عقاید اسلامی را به دقت مطالعه نمایید . آن گاه در هر زمینه ای که دچار شبهه و ابهام بودید، به شکل مبسوط و کامل تر به مطالعه کتاب های موضوعی و دقیق تر بپردازید . در این زمینه دو کتاب پیشنهاد می شود که مطالعه یکی از این دو کافی است :
ـ آموزش عقاید، آیت اللّه مصباح یزدی انتشارات موسسه اموزشی وپژوهشی امام خميني(ره) .
ـ آموزش کلام اسلامی ، محمد سعیدی مهر- انتشارات طه.
پی نوشت ها :
1. بقره (2) آیه 256.
2. زمر (39) آیه 18.
3. مائده(5) آیه 104.






