با سلام من 5سال قبل با دختری دوست شدم بعداز 1سال تصمیم ب ازدواج گرفتیم اما دیدم از نظر فرهنگ ادبی دینی اخلاقی اجتماعی با هم متفاوتیم لذا ازش جدا شدم خودش هم خوب میدانست که نمیشود با هم باشیم اما عذاب وجدان داشتم لذا رفتم دوباره سمتش تاازش حلالیت بطلبم و کاملا گفتن که من توبه کردم میخام همسر مومن چادری نمازخون باشه نه اینکه اهل ماهواره و موسیقی وارایشهای غایلظ و لباسهی خود نما باشه گفت اگه با من ازدواج کنی ان طوری میشم که تو میخواهی گفتم اگه بخاطرمن باشه که عاقبت نداره بیا بخاطر خدا وخون شهدا الان اینطورباش گفت نه
گفتم بس نفرینم کن تا راحت بشی گفت دوستت دارم نمی کنم ولی ازت نمگذرم هیچ وقت گفتم چه کنم تا بگذری گفت فقط ازدواج با من همین
اما من الان با دختری محجبه مومنه اهل حوزه باکمالت نامزدم و حاضرنسیتم این فضای رشد معنوی راازدست بدهم از طرفی نگران این حق الناسم چه کنم اگر طرفش برم گناه میشه التماسش کردم فایده نداره میگه بعضی شبها کلی گریه میکنه از عملکردم مثل سگ بشیمونم شمارابحق حضرت صدیقه (س) نجاتم بدهید کمکم کنید
باتشکر

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
برای ما روشن نیست که شما چرا عذاب وجدان نسبت به ایشان دارید ؟ اگر ارتباط شما معمولی بوده و بعد هم دیده اید که به درد هم نمی خورید و از او جدا شده اید چرا الان ناراحتید ؟ آیا با دادن وعدهء ازدواج از او سوء استفاده ای کرده اید ؟
ضمناچرا وقتی ایشان گفت خود را تغییر می دهد شما قبول نکردید ؟ آیا از آن زمان تا حالا با او در ارتباط هستید ؟ اگر هستید به چه صورت و چگونه از حال او خبر دارید ؟
موضوع را بیشتر باز کنید تا بتوانیم در حد توان راهنمایی کنیم.