دختری 23 ساله هستم. حدودا یکسال پیش فارغ التحصیل شدم. تو این مدت خیلی به این فکر
کردم میخوام تو زندگی چکار کنم و اوقاتم رو چطوری سپری کنم بهتره . در واقع دنبال هنر بهتر زندگی کردن و لذت بردن از زندگی هستم اما کمتر به نتیجه رسیدم. متاسفانه برخلاف خیلی از جوونا علاقه ای به کار بیرون از خونه ندارم و عقیده دارم کار زن رو فرسوده میکنه و دیگه انرژی برای رسیدگی به خانواده و خودش براش نمیذاره . با خانمای
شاغل هم صحبت کردم و اونا هم نظر منو داشتن. ازطرفی به مقوله هنر علاقه دارم ولی اون چیزی که بتونم با شور و شعف و عشق پیگیرش بشم پیدا نکردم. تنها کاریکه تو این مدت کردم ساخت وبلاگ و نوشتن تجربیات زندگیم و مطالب معنوی توی اون و مطالعه کتب دینی و روانشناسی بوده . در مجموع حس میکنم به جایی که باید برسم نرسیدم البته مشکل اینجاست
که نمیتونم تعریف خاصی هم برای مطلوبم داشته باشم. خلاصه اینکه گیجم و حس میکنم اونطور که باید جبران زحمتهای خودم و پدر و مادرم رو نکردم. لطفا منو راهنمایی کنید
که مسیر مطلوبمو پیدا کنم.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. این احساس شما بیانگر این است که شما نتوانسته اید اهداف زندگی خود به درستی و با توجه به قابلیت ها و استعداد و نیز امکانات خود ترسیم کنید، و یا هنوز هدف مشخصی در زندگی ندارید به همین خاطر سرگشته و حیران، گیچ و منگ نمی دانید که چه کار باید بکنید و چه کاری را باید انجام می دادید. از سوی دیگر یک نوع احساس خود کم بینی و احساس حقارت در شما نمایان است و این می تواند ناشی از کمال گرایی افراطی و منفی شما باشد که باعث شده شما از دیدن نقاط مثبت و روشن زندگی خود باز بمانید و آنها را نادیده انگاشته و در عوض نقاط منفی و تاریک زندگی خود را برجسته سازید و با یک نگرش وسواس گونه حس کنید که به آن مرتبه ای که باید می رسیدید، نرسیده اید و نتوانسته اید جبران زحمات پدرومادرتان را به عمل آورید.
2. در کمال گرايي افراطي و منفي، فرد انتظارات خود را به صورت غير واقع بينانه و سطح بالا در نظر می گیرد و نگرش كمال گرايانه او موجب اخلال در موفقيت فرد مي شود، به طوری که هم آرزوي كامل بودن و هم احساس رضايت از خودتان را از شما مي گيرد و هم شما را بيش از ساير مردم (كساني كه اهداف واقع گرايانه تري دارند)، در معرض ناكامي قرار مي دهد.
گاهي انسان ها به خاطر كمال گرايي افراطي (كارها بايد هميشه عالي و بدون كم و كاست باشد) دچار احساسات منفی و منفی بافی می شوند چون همیشه انتظار دارند که کارها همواره باید به درستی و بدون نقص انجام گیرید، غافل از این که این کار همیشه شدنی و امکان پذیر نیست و چون در عمل نمي توانند همواره عالي باشند، دچار خود کم بینی و احساس حقارت مي شوند. اگر احساس رضايت از خود و نحوي عملكرد خودتان نداريد، اين به خاطر كمال گرايي افراطي شما بوده باشد.
3. گام نخست در خارج شدن از این مشکل این است که با مراجعه به کلینیک مشاوره و روانشناسی و با کمک گرفتن از مشاوره باتجربه، کمالگرایی افراطي و منفی و حالات وسواس گونه خود را درمان کنید و سپس در قدم بعدی با تمركز و تفكر، مطالعه و تصميم گيري درست و با کمک گرفتن از مشاور و روانشناس با تجربه و مشورت با انسانهاي خوش بين و خبره و مثبت انديش، اهداف زندگی خود را پیدا کنید و بر اساس اهداف نهایی زندگی، امکانات، توانایی ها و استعداد خود، اهداف کوچکتر و قابل وصول تری برای خودتان ترسیم کنید و سعی کنید واقع بینانه آنها را اولویت بندی کنید و هدفمند سازید.
4. هدف در دنیای یک انسان مهمترین عامل حرکت و خلق آینده های زیباست انسان بی هدف به جای نمی رسد. این هدف های ماست که مقصد و مسیر یک زندگی را روشن می سازد. نداشتن هدف مثل نداشتن چراغ در شب تاریک است که با نداشتن چراغ درشب تاریک معلوم است که انسان مسیرش را پیدا نخواهد کرد و به جای هم نخواهد رسید. انسانی در زندگیش به دستاوردی می رسد که رويايی در سر داشته باشد انسانهای بدون رویا و هدف خسته و افسرده و سر گردانند. پس مهمترین چیز در زندگی یك انسان هدف است هدف ها است که سر نوشت انسان را تعیین می کند یک هدف خوب = به یک زندگی خوب
5. اينكه بدانيد هدفتان در زندگي چيست، خود باعث رسيدن هر چه سريعتر شما به موفقيت مي شود. بعنوان مثال آيا هدف شما کسب مدارج عالی است؟ آيا هدفتان ازدواج و تشکیل خانواده است؟ آيا هدف شما خدمت به خلق خداست؟ آيا هدفتان بهتر زندگی کردن و لذت بردن از زندگی است؟
یادتان باشد که هدف بايد سالم، مفيد و رفاه ساز باشد. با اصرار ديگران نباشد، رقابت و چشم هم چشمي نباشد.
6. ما بر خلاف عقیده شما بر این باوریم که کار به خودی خود زن را فرسوده نمی کند بلکه آن چه زن را فرسوده می سازد کار نامناسب است، چه داخل خانه باشد و چه بیرون خانه باشد و اگر زنان شاغل احساس فرسودگی می کنند به خاطر این است که در کار مناسب خود مشغول نیستند. ما معتقدیم که جوهر وجودی انسان با کار و تلاش رشد می یابد و به کمال نهایی خود می رسد. صفحات گيتي و نظام جهان آفرينش گواه روشني است كه كاميابي هر موجودي وابسته به کار و فعاليت و كوشش او است؛ تا صدها فعل و انفعال شيميايي در يك نهال به وجود نيايد، هرگز درخت برومند نخواهد شد. هر موجود ذي روحي از روي غريزه يا فطرت به اين حقيقت رسيده كه بقاي ناموس حيات، در گرو كار و كوشش است. زندگي انسانهای موفق شهادت مي دهد که همگي مرد كار و زحمت بوده اند و به قول يكي از دانشمندان : «آنچه شده ام، نتيجه كار است. من در سراسر عمرم لقمه اى بدون كار و زحمت نخورده ام». و به قول سعدي:
نابرده رنج گنج ميسر نمي شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد.
7. سعي كنيد در کارهایتان برنامه ریزی داشته باشید و در برنامه ‌ریزی خود، آدمي معقول، منطقي و منصفی باشيد و از وقت هايتان به گونه صحيح استفاده كنيد. سعي كنيد در تمام زندگي با عشق و علاقه به كارهايتان نگاه كنيد و حداکثر تلاش خود را در حد وسعتان بكنيد. اين مهم نيست كه انسان در زندگی به چه چيزهايي مي رسد يا مردم در مورد او و موفقيت ها يا شكست های او چه مي گويند. مهم اين است كه انسان نزد وجدان خود سربلند باشد و بداند كه با توجه به موقعیت، امکانات و شرایطی که داشته، نهايت تلاش خود را كرده است در اين صورت نتيجه هر چه باشد، شما در هر صورت، موفق بوده اید. شما فقط سعی کنید در هر لحظه درست عمل کنید. به هر نقطه ای که برسید همان نقطه عالی ترین نقطه زندگی شما خواهد بود. دیگر لازم نیست به نقطه اوج دیگران بنگرید و خود را با آن مقایسه کنید.
در خاتمه توصیه می شود که:
اهداف خود را واقع بینانه و منطقی ترسیم کنید و از کمال گرایی افراطی - که مانعي براي كامل بودن و رسیدن به موفقیت است - بپرهیزید. این را بدانید، کمال گرایی افراطی، متضمن كامل شدن و كسب كمال نيست؛ اين اعتقاد موجب مي‌شود انسان از ترس عدم موفقيت حتي از پیدا کردن کار مورد علاقه خود باز بماند و یا كار مورد علاقه خود را شروع نكند و هیچ گاه نقاط مثبت زندگی خود را از یاد نبرد.