در سوره ی یونس خداوند می گوید که آخرین سخن بهشتیان شکر خداست : "و آخر دعواهم ان الحمدلله رب العالمین"
آخر دعواهم یعنی چی؟ مگر نه اینکه در بهشت جاویدند؟

پرسشگر گرامي با عرض سلام و سپاس به خاطر ارتباطتان با اين مركز
آیه مورد نظر به شرح زیر است:
إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْديهِمْ رَبُّهُمْ بِإيمانِهِمْ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ في‏ جَنَّاتِ النَّعيمِ دَعْواهُمْ فيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين؛(1)
(ولى) كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، پروردگارشان آن ها را در پرتو ايمان شان هدايت مى‏كند. از زير (قصرهاى) آن ها در باغهاى بهشت، نهرها جارى است. گفتار (و دعاى) آن ها در بهشت اين است كه: «خداوندا، منزهى تو!» و تحيّت آن ها در آن جا: سلام و آخرين سخن شان اين است كه: «حمد، مخصوص پروردگار عالميان است!»
این آیات شرح نعمت هایی است که مؤمنان در بهشت می یابند . بیان برخورد آنان با نعمت های بهشتی و با بهشتیان دیگر است.
در تفسیر نمونه در تفسیر این آیه آمده:
بعد از این که در آیه قبل حال و وضع کافران و ظالمان در جهنم را توصیف کرد ، اشاره به حال گروه مقابل می کند و مى‏گويد" كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، در جهان ديگر خداوند در باغ هاى پر نعمت بهشت ، قصرهايى به آن ها مى‏بخشد كه از زير آن ها نهرهاى آب جريان دارد (تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ). آن ها در محيطى پر از صلح و صفا و عشق به پروردگار و انواع نعمت ها به سر مى‏برند.
هر زمان كه جذبه ذات و صفات خدا وجودشان را روشن مى‏سازد، مى‏گويند :پروردگارا منزه و پاك از هر گونه عيب و نقصى (دعويهم فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ) . هر زمان به يكديگر مى‏رسند ، سخن از صلح و صفا مى‏گويند. تحيت شان آن جا سلام است (وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ).
سرانجام هر گاه از نعمت هاى گوناگون خداوند در آن جا بهره مى‏گيرند ،به شكر پرداخته و مى‏گويند: حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه پروردگار عالميان است (وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ). (2)
پس منظور از "آخر دعواهم..." یعنی سخن آخر و آخرین سخن آن ها هنگام مواجهه با نعمت ها در بهشت .
علامه طباطبایی در تفسیر آیه می فرماید:
بعد از آن كه اولیای خدا از اين خانه خارج شده ، به لقای پروردگارشان رسيدند و خداى تعالى وعده‏هايى را كه به آنان داده بود، به طور كامل به آنان داده و در رحمت و در دار كرامت خود جايشان داد، در آن هنگام نورشان را كه در دنيا فقط به آنان داده بود کامل می کند . شرابى طهور به آنان مى‏چشاند . با آن، سريره و باطن شان را از هر غیر خدایی پاك مى‏كند. در نور علم و يقين غرق شان مى‏سازد. از اقيانوس دل شان چشمه‏هاى حكمت بر زبان هاي شان جارى مى‏كند، در نتيجه نخست خداى تعالى را تسبيح و تنزيه نموده، سپس به رفقاي شان كه همان انبيا و صديقين و شهدا و صالحين‏اند ، سلام مى‏كنند، آن گاه خدا را با رساترين وجه و به بهترين بيان حمد و تسبيح و ثنا مى‏گويند.
هر چند هر كسى مى‏تواند به زبان بگويد" الْحَمْدُ لِلَّهِ" ليكن از آن جا كه حمد، توصيف و ستودن خدا است، هر كسى نمى‏تواند خدا را توصيف كند. اين كار تنها از بندگان مخلص بر مى‏آيد، افراد انگشت‏ شمارى كه خدا آنان را براى خود خالص نموده و به كرامت قرب خود اختصاص داده و هيچ واسطه‏اى بين آنان و بين خدا نيست:" سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ" (3)
از آیه "وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ" استفاده مى‏شود كه خدا، مؤمنان از اهل بهشت را سرانجام به بندگان مخلص خود ملحق مى‏سازد، پس اين آيه دلالت دارد بر وعده‏اى جميل و بشارتى عظيم به مؤمنان. (4)
بنا بر این آیه اشارتی است به نعمتی عظیم که به بهشتیان داده می شود که ابتدا با نوشاندن شراب طهور آن ها را از غیر خود بریده و فقط متوجه و مشتاق خود می سازد. در صفات کمال خدا غرق شده و خدا را از هر گونه نقص منزه می شمارند . در آخر به مقامی می رسند که می تواند به حق حمد کننده خدا شده ؛ خداوند حمد آن ها را می پذیرد و این حکایت از بخشش خاص خدا به آنان است که ایشان را به مقام مقربان که حمد کننده خدایند ، رسانده است . به هیچ وجه به معنای محدود بودن بهشت نیست.
پی نوشت ها:
1. یونس (10) آیه 9-10.
2. مکارم شیرازی ، نمونه ،چ اول ، تهران ، دار الکتب الاسلامیه ، 1362 ش ، ج ‏8 ، ص 234.
3 . صافات (37) آيات 159 و 160.
4. طباطبایی ، الميزان ، ترجمه موسوی همدانی ،چ پنجم ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1374 ش ، ج‏10، ص 19.