پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
حقیقت این گونه احکام را باید در چارچوب نوع ساختاری که اسلام برای خانه و خانواده تعریف کرده است دید ؛ در اسلام خانواده یکی از مهم ترین مجموعه های اجتماعی است که سلامت و کارایی درست آن در ساختن انسان های مفید و سعادتمند و در نتیجه در ایجاد جامعه ای سالم و مفید نقش کلیدی و اساسی دارد ؛ به همین خاطر دستورات زیادی برای نتیجه بخشی این مجموعه و انجام کامل رسالت آن و دوری ان از آفات در نظر گرفته شده است .
یقینا هر مجموعه موفقی هرچند بسیار کوچک، نیاز به مدیر دارد تا در سایه مدیریت و هماهنگی که بین او و دیگر اعضا مجموعه برقرار می شود ، هدف معینی که پیش روی مجموعه است، به درستی تحقق یابد . هریک از اعضا برای خود و برای رسیدن به هدف مورد نظر خویش تلاش نمایند .
اسلام به دلایل مختلف که تا حدودی هم روشن است، از میان اعضای خانواده، شوهر را به عنوان مدیر این مجموعه انتخاب کرده ، برای او اختیارات و امتیازات وی‍ژه ای را معین کرده ،تصمیم گیری برای افراد مجموعه را در بخشی از مسائل شخصی و جمعی بر عهده او نهاده است .البته در مقابل ،هزینه های زندگی و مسئولیت اعضا را هم در بسیاری از موارد بر عهده او قرار داده است.
مسلما یکی از مهم ترین ابعاد مدیریت هر مجموعه ای آگاهی مدیر از نوع رفتارها و عملکرد اعضای مجموعه است. ورود و خروج اعضا یکی از شاخص ترین موارد این آگاهی هاست که البته در خصوص فرزندان به شکل طبیعی وجود دارد ، اما در خصوص همسر که نقش برجسته ای در زندگی دارد ، به دستور شرع این تکلیف لازم شمرده شده است تا مدیر مجموعه به طور کامل از نحوه عملکردهای کلی اعضای مجموعه مطلع باشد .
البته آگاهی می تواند به شکلی کلی و ضابطه مند باشد مثلا زن به مرد اطلاع دهد که همه روزه برای انجام این کار از منزل خارج می شود یا هفته ای یک مرتبه به مادر خود سر می زند ؛ حتی در صورتی که اعتماد و اطمینان بین آنان فراهم شد ، زن می تواند اجازه کلی برای همه خروجی های آینده اش از منزل از همسرش بگیرد و خیال خود را از این جهت راحت کند ، اما جدای از شیوه کسب اجازه ، آگاهی مرد از خروج زن از منزل اصل مهمی در مدیریت است که نباید از اهمیت آن غافل بود .
نکته بسیار مهمی که در این میان کم تر به آن توجه می شود، آن است که میزان آسیب پذیری زنان در ارتباطات اجتماعی از جهات مختلف بسیار بالا است . به همین خاطر سطح امنیت خاطر و آرامش روانی مرد در شرایط بی اطلاعی از وضعیت و موقعیت مکانی همسرش بسیار تنزل می یابد . به همین نسبت توانایی او در انجام کار و فعالیت مثبت نیز بسیار کاهش می یابد .
اینکه مرد بداند در وضعیت عادی همسرش در منزل - که امن ترین مکان ممکن محسوب می شود - است و اگر هم قصد خروج از منزل را دارد ، به او اطلاع داده، با هماهنگی با او و تمهیداتی که او معین می نماید ، این کار را انجام می دهد، کاهش امنیت روانی را به حداقل می رساند . مرد در آرامش روانی به فعالیت اجتماعی خود مشغول خواهد بود .
آنچه معمولا موجب ناراحتی و واکنش افراد می شود، نوع اجرای این دستورات و تلقی غلطی که در ذهن از دستورات ایجاد می شود است، نه ماهیت دستورات . اگر این دستور شرعی به شکل درست و متناسب و محترمانه و البته در موقعیت های مناسب صورت بگیرد ، هیچ یک از حساسیت ها به چشم نمی خورد .
خروج زن از خانه همواره نیازمند اذن شوهر نیست، بلکه در مواردی خروج زن از خانه جایز است، از جمله:
1 - کسب علوم واجب و یا انجام تکالیفی که مستلزم خروج از خانه است.
2 - احقاق حق مانند دادخواهی و شکایت به دادگاه یا ادای شهادت .
3 -در صورتی که قبل از ازدواج زن در کاری استخدام بوده است، پس از ازدواج نیز به خاطر سابقه استخدام می‏تواند سر کار خود برود و ازدواج مانع آن نیست.
4 - در صورتی که به صورت شرط ضمن عقد به هنگام ازدواج، جواز خروج از خانه را شرط کرده باشد. (1)
پي نوشت :
1. محمد فاضل ،جامع المسایل، ص460 ، نشر مهر، قم، 1376 ش.