با سلام

خداوند در قرآن مثالها و دلایل زیادی برای انسان ها و اثبات وجود خود آورده است.
مانند این مورد

أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٠﴾
آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین بسته بود ما آنها را بشکافتیم و از آب هر چیز زنده‌ای را آفریدیم؟ پس چرا باز (مردم طبیعت و ماده‌پرست) به خدا ایمان نمی‌آورند؟

اما سوال اینجاست که کافران کجا و کی و چگونه بسته بودن آسمان و زمین و شکافته شدن آنرا دیدند و ایمان نیاوردند؟ در دوران حاضر هم ما آثاری از بسته بودن آسمان و زمین ندیدیم؟ و اینکه چگونه شکافته شد؟ یا اینکه این باز و بسته شدن چه جریانی است ؟ پس ما چگونه چیزی که ندیدیم و حس نکردیم و اصلا نمیدانیم جریان چه بوده و خیلی مبهم است را دلیل ایمان آوردنمان قرار دهیم؟

با تشکر

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در مورد این آیه دو تفسیر هست:
اول . منظور از "رتق و فتق" آسمان و زمین چیزی است دیدنی و محسوس. رتق آسمان همان بسته بودن آسمان و نباریدن باران است که ممکن است در خشکسالی ها مدت ها و سال ها طول بکشد. رتق زمین ، همان نروئیدن گیاهان از زمین خشک است که بارانی بر آن نباریده است. بعد آسمان بسته باز می شود و از آن باران می ریزد . زمین بسته باز می شود و گیاهان از آن می رویند. این خود آیتی است که بر مدبر یگانه و قدرتمند جهان دلالت دارد.(1)
علامه طباطبایی می نویسد:
آسمان رتق بود، يعنى بارانى از آن به زمين نمى‏باريد ، پس ما آسمان را فتق كرديم و از آن پس باران ها به سوى زمين باريدن گرفت. زمين هم رتق بود، يعنى چيزى از آن نمى‏روييد ، پس ما آن را فتق كرديم و در نتيجه روييدن آغاز كرد. با اين آيت خود، برهان خود را تمام كرديم. چه بسا جمله "وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ" كه بعد از آيه مورد بحث قرار دارد، اين معناى را تاييد كند . (2)
بنا بر این تفسیر رتق و فتق زمین و آسمان محسوس و دیدنی با چشم است.
دوم. ممکن است منظور به هم پیوسته بودن آسمان ها و کرات و زمین بوده که بعد خدا آن ها را جدا کرده و منظومه شمسی را پدید آورده است؛ چیزی که علم جدید آن را اثبات می کند .
منظور از دیدن در این جا اعتقاد یقینی و باور قطعی است . مشرکان که با یهود علیه اسلام متحد شده بودند ، با توجه به تعالیم یهود از رتق و فتق جهان در ابتدای خلقت آگاه بودند . در تعالیم یهود آمده که جهان خلقت گوهر یگانه ای بود که به اراده خدا به آب بدل شد و از آن آب زمین و آسمان ها پدید آمد. (3)
یکی از مفسران نیز بیان جالبی دارد:
اگر گفته شود مردم که در ابتدای خلقت نبوده اند تا ببینند ، پس چرا خدا آن ها را این گونه توبیخ می کند؟ گفته می شود:
تکیه کلام روی "فتق" و گشودگی بعدی است که مورد مشاهده آن ها می باشد. آن ها از این که زمین و آسمان ها از هم جدا هستند و باران از آسمان می بارد و گیاهان را از زمین بیرون می آورد ، به حکم عقل شان می فهمند که پس این جهان مدبری دارد که جهان را تدبیر می کند که خداست. از این رو بر انکار خود سزاوار توبیخ می شوند. (4)
بنا بر این بیان هم رویت به معنای باور و یقین حاصل از دقت و تامل است.
پی نوشت ها:
1. طیّب ، أطيب البيان في تفسير القرآن ،چ دوم ، تهران ، انتشارات اسلام ، 1378 ش ، ج‏9، ص 167.
2. طباطبایی ، المیزان ، ترجمه موسوی همدانی ،چ پنجم ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1374 ش ، ج14 ، ص 392.
3. فخر رازی ، مفاتيح الغيب،چ سوم ، بیروت ، دار احیاء التراث العربی ، 1420 ق ، ج‏22، ص 137.
4. ابوحیان اندلسی ، البحر المحیط ، بیروت ، دار الفکر ، 1420 ق ، ج 7 ، ص 424.