با توجه به اینکه اجبار نمی تواند باعث درک حقیقت امور و تبدیل امور به اموری درونی و در نهایت انجام آنها از روی اعتقاد قلبی شود،
آیا لازم است که حجاب در ایران واجب بوده و به اجبار رعایت شود؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
با ذکر چند نکته به پاسخ می پردازیم :
1.اگر چه انسان فطرتا آزاد آفریده شده و از هر گونه محدودیت و اجباری گریزان می باشد، لکن به خاطر عاقل بودن ، خود درک می کند که باید برای بهتر زیستن و جلب منافع طولانی مدت خود بخشی از آزادی های خود را محدود کند . به بیان دیگر در بسیاری از موارد عقل انسان در زندگی شخصی خود به خاطر بسیاری از شناخت ها و معرفت هائی که از درون خود و از محیط اطراف خود و سایر انسان ها دارد و به دست می آورد، حکم می کند که لازم است بخشی از آزادی ها برای رسیدن به اهداف متعالی انسانی محدود شوند ، مثلا عقل حکم می کند که برای داشتن جامعه ای سالم و پویا نباید آزادی های شخصی افراد به گونه ای باشد که سلامت دیگران را به خطر بیندازد . منافع طولانی مدت افراد اقتضا می کند که بخشی از آزادی های فعلی آن ها محدود شود. برای محقق شدن این هدف ، اجبار خود و دیگران به محدودیت ها را می پذیرد و لازم می داند . می توان نتیجه گرفت که اتفاقا در بسیاری از موارد انسان به خاطر باورهای درونی و عقلی و درک حقیقت برخی از امور، خود را مجبور به داشتن محدودیت هائی نظیر حجاب می کند.
2. رعایت حجاب فقط امری دینی و یا مختص به ایران نیست، بلکه دستور و توصیه ای عقلی و فطری می باشد. می توان برای اثبات این مطلب به روند زندگی مردم سایر کشورهای غیر مسلمان استناد نمود که در غالب این کشورها که آزادی انسان به عنوان یکی از اصول نهادینه در آن ها پذیرفته شده است ، می بینیم که داشتن لباس و پوشاندن بخشی از بدن را بر خود لازم می دانند، اگر چه در مقدار لازم و محدوده پوشش با ایران و نظر اسلام متفاوتند، ولی اجمالا اصل داشتن حجاب را پذیرفته اند و لازم می دانند.
3.اگر چه رعایت حجاب در ایران به لحاظ قانونی لازم است اما این گونه نیست که حجاب در ایران به اجبار رعایت شود. غالب زنان محجبه در کشور ما حجاب را از روی میل فطری و دینی و عقلی و با انتخاب خود اختیار نموده اند، نه به خاطر قانون بودن آن.
4.قانون ایران نیز اگر چه ریشه دینی دارد و تمام قوانین آن بر اساس احکام اسلام شکل گرفته اند. اما به لحاظ اجرائی این قانون به رای همه مردم گذاشته شده و مورد تایید آن ها است . درخواست عموم مردم رعایت حجاب بوده است.
5. در منظر دینی محل شکل گیری رفتارها و الگو برداری کودکان خانواده بوده و کودکی که در خانه تحت تربیت صحیح قرار گرفته و شیوه تربیتی والدین او به لحاظ دینی درست باشد و فلسفه حجاب و فوائد داشتن حجاب و آثار آن برای شخص به درستی تبیین شود، همیشه نسبت به داشتن حجاب در جامعه مشتاق بوده و اجباری در کار نیست.
6. در برخی افراد و به خصوص دختران جوانی که تازه مکلف شده اند ،داشتن حجاب به خاطر اجبار اطرافیان و یا جامعه می باشد . حجاب آن ها از روی اجبار است . اگرچه اجبار باعث درک حقیقت و باور حجاب نمی شود، ولی اجبار مانع درک حقیقت و باور آن هم نمی شود .
در غالب موارد فرد به تدریج وقتی آرامش و وقار داشتن حجاب را درک می کند، با آن مانوس می شود . به تدریج حجاب بخشی از باور و اعتقاد او می شود ،مگر این که با عملکرد بد اطرافیان و مربیان فرد دچار سرخوردگی شود . سرخوردگی باعث لجاجت و مانع درک حقیقت حجاب می شود . در این صورت مشکل از قانون نیست، بلکه مشکل از عملکرد اطرافیان می باشد .
7. هدف اصلی چنین قانون و حکمی در اسلام و در قانون اساسی کشور ما ایجاد امنیت روانی و جنسی برای تمام افراد جامعه اعم از زن و مرد می باشد . رعایت این قانون می تواند تا حد زیادی مفاسد اجتماعی و اخلاقی را کاهش دهد . اگر چه در کشور ما به این قانون کاملا عمل نمی شود اما در مناطقی که بهتر عمل شده ، شاهد کاهش مفاسد اخلاقی و اجتماعی می باشیم که حاکی از مثمر ثمر بودن این قانون دارد.
8.دستورات ديني غالبا جنبه تربيتي و اخلاقي دارند ، مثل مساله حجاب اما در عين حال قانون زندگي محسوب مي شوند و جنبه قانوني دارند . نتيجه بخش بودن هر قانوني زماني به وجود مي آيد كه جنبه همگاني و لازم و ملزومي به خود بگيرد . اگر بنا باشد كه در زندگي اجتماعي عمل به قانون اختياري باشد، با توجه به اينكه برخي افراد حتي نسبت به عمل به بديهي ترين قوانين بي ميل هستند ،خود به خود فايده قانون از بين مي رود.
9.در منظر ديني امور تربيتي و معرفتي تا جائي كه عدم رعايت آن تنها صدمه فردي به دنبال داشته باشد، تبديل به قانوني عام و اجتماعي و لازم الاجرا نمي شود، مانند ترك نماز يا عدم رعايت حجاب در حريم شخصي ، اما اگر عدم رعايت آن صدمه اجتماعي به دنبال داشته باشد و زياني را متوجه ديگران كند، مثل كشيده شدن جاذبه هاي جنسي افراد به عرصه فعاليت اجتماعي و آلودگي گسترده افراد به اين مسائل ، ديگر امري شخصي محسوب نمي شود . صدمات آن منحصر در فرد بي حجاب نمي ماند . در صورت تخلف لازم است براي حفظ كيان جامعه اسلامي با آن برخورد شود و جنبه الزامي پيدا كند.
مي توانيد جهت مطالعه بيش تر به كتاب هاي زير مراجعه فرمائيد:
1ـ مسئلة حجاب، استاد مطهری،
2- حقوق زن در اسلام ، استاد مطهری،
3 ـ زن، مهدی مهریزی،
4 ـ حجاب شناسی، از حسین مهدی زاده،
5- حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، فتحیه فتاحی زاده ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی -قم
6- شخصیت و حقوق زن در اسلام ، مرکز جهانی علوم اسلامی - قم
7- مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان ، مؤسسه فرهنگی طه
8- زن در آیینه جلال و جمال، از آیت الله جوادی آملی.