با سلام من در سفری که به مدینه و مکه داشتم در انجا کتای به من دادند که نوشته بودند امام صادق نوه ابوبکر است و خود امام هم گفته که من دو بار از ابوبکر متولد شدم یعنی دو جد من ابوبکر است
1 اگر درست است چرا امامان با نتایج این خلفا ازدواج میکردند و نالم فرزندان خود را عمر و ابوبکر میگذاشتند
2میگفتند عکس گرفتن حرام است و در کتابهای ما هم هست

پرسشگر محترم با سلام وتشكر از ارتبا طتان بااين مركز.
به سه گفتار زیر توجه نمائید :
1 -مادر امام صادق (ع) ام فروه (1) دختر قاسم و قاسم پسر محمد (2) و محمد پسر ابوبکر است . به این ترتیب مادر امام صادق از طرف پدر به ابوبکر می رسد .
مادر ام فروه اسماء است . اسماء دختر عبدالرحمن و عبدالرحمن پسر ابوبکر و به این ترتیب از طرف مادر هم به ابوبکر می رسد. با این حساب مادر امام صادق (ع) هم از طرف پدر و هم از طرف مادر به محمد بن ابوبکر ختم می شود. (3) ازاین رو امام صادق (ع) فرمود:«ان ابا بکر ولدنی مرتین». (4) این تنها از جهت بیان نسبت فامیلی است . فضلیتی را برای ابوبکر ثابت نمی داند ، ضمن آن که محمدبن ابوبکر شخصیتی است که بارها حضرت علی (ع) او را فرزند خود خوانده و او را بسیار ستوده است. ام فروه از زنان پاکدامن و باعظمت و نوه محمدبن ابی بکر است که محمد نیز از شیعیان مخلص علی (ع) بود . مادر محمد اسماء بنت عميس است كه قبلاً همسر جعفر بن ابى طالب بوده و پس از مرگ ابوبكر با على (ع) ازدواج نمود
محمد در سفر حجة الوداع در ذوالحليفه ميان مكه و مدينه متولد شد .پس از مرگ پدر ، مادرش به عقد على (ع) درآمد. او در آن روز كودكى خردسال بود .در دامن على تربيت شد . به شايستگى مهر على در دلش جاى گرفت. از اين رو وى از حواريون و خاصان اصحاب حضرت شد . على در باره اش مى فرمود: محمد فرزند من از صلب ابوبكر است.
محمد علاوه بر شجاعت و شهامت زايدالوصفى كه داشت ،از علم و درايت و فهم و فراست و زهد و عبادت فوق العاده اى برخوردار بود .اميرالمؤمنين (ع) چون خبر شهادتش شنيد، سخت بى تابى نمود . مكرّر در خطبه های خويش وى را مى ستود.
محمد در جمل در ركاب اميرالمؤمنين بود . پس از آن كه حضرت قيس بن سعد بن عباده را به علت نرمش و سازشى كه با عثمانيان مصر نشان داده بود، از ولايت مصر عزل نمود ،محمد را به ولايت آن ديار منصوب داشت . چون وى وارد مصر گرديد، با مخالفان اعلان جنگ نمود و آن ها را به بيعت على (ع) خواند.
معاویه که به ملك مصر چشم داشت و همواره مترصد فرصت بود ،چون شنيد طرفداران او در مصر قوى شدند، لشكرى انبوه به سركردگى عمرو بن عاص بدان جا گسيل داشت . با محمد وارد جنگ شد.عثمانيان مصر به عمرو پيوستند و مردم مصر بى وفائى كردند، لشكر محمد رو به ضعف رفت ،ولى در عين حال با دو هزار تن به نبرد ادامه داد تا سرانجام دستگير و به فجيع ترين وجهى به شهادت رسيد. اين واقعه در ماه صفر سال 38 هـ ق اتفاق افتاد. (5 )
در واقع امام صادق از محمد تمجید کرده ،چون مادر او از طرف پدر و مادر به او می رسد و محمد هم به منزله فررند علی (ع) تلقی می شود .

پی نوشت ها:
1- ام فروه زنی بسیار با ایمان و با تقوی بود .اصول کافی ، ج 1، ص 472، ح 1 ،تهران ،اسلامیه .
2- محمد بن ابی بکر از خواص حضرت علی (ع ) و دارای مقام بسیار بزرگ است.
3- اصول کافی ، ج 1، ص 472.
4- اعیان الشیعه ،ج 2 ،ص 507 ، سید محسن امین، ،بیروت ،دار التعارف للمطبوعات ،1418 ه ق ،چاپ پنجم ، تحقیق سید حسن امین .
5 -معارف ومعاریف ،ج 9 ، ص 156-158 ، ،سید مصطفی حسینی دشتی ،قم ،1376 ش ،چاپ دوم .

2 -بسیاری از عرب‌ها در دوره قبل از اسلام، نام فرزندان شان را ابوبکر، عمر و عثمان می‌گذاشتند. این اسم‌ها در زمره اسم‌های رایج آن زمان بود. هنوز هم بین عرب‌ها این اسم‌ها رواج دارد.
تعدادی از صحابه پیامبر نام‌های شان ابوبکر، عمر و یا عثمان است. همه این ها قبل از نامگذاری فرزندان امام علی بدین اسم‌ها است. مانند عثمان بن حنیف.
وجود نام های خلفا در میان فرزندان یا شیعیان علی و فرزندان شان (ع)، به تنهایی نمی تواند دلیل منطقی و عقلانی بر تأیید باشد. یکی از فرزندان امام سجاد (ع) نیز نامش عمر بود که انسانی دانشمند، پرهیزکار، سخی و متولی موقوفات پیامبر (ص) و علی (ع) بود. امام باقر (ع) در باره وی گوید: او به منزله چشم من است. (1) همچنین نام یکی از نوه های امام سجاد، ابوبکر عبدالله باهر عقیقی بود . یکی از نوه های آن حضرت با ام خالد، نوه مصعب بن زبیر که مختار را کشت، ازدواج می کند. (2) این گونه نامگذاری ها و وصلت ها در آن عصر، امری متعارف و معمول بوده و با فرهنگ آن زمان همسویی داشته است.
نامگذاری در هر اجتماعی، به فرهنگ و سنت آن اجتماع وابسته است. عرب‏ها برای خود یک سری نام‏های متداول داشته‏اند که مربوط به فرهنگ آن جامعه است، که از جمله آن: ابوبکر، عثمان، عمر، معاویه، عمر، یزید و... می‏باشد.
این اسامی در فرهنگ زمان امامان پیشین، مطلوب و مرسوم بود. امروز هم در بسیاری از کشورها و مناطق عرب نشین، این اسم‏ها مورد پسند مردم است. مردم فرزندان شان را بدین نام­ها نامگذاری می‏کنند. امامان ‏(ع) نیز طبق فرهنگ و سنت متداول زمان خویش، فرزندان‏شان را به این اسامی می‏نامیدند.
نه‏ نامگذاری اسامی ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه دلیل بر خوبی و تأیید خلیفه اول، دوم و سوم و معاویة بن ابی سفیان است و نه این اسم‏ها را بر فرزندان خود نگذاشتن، دلیل بر بدی و نشانه عدم تأیید؛ چرا که نامگذاری در هر اجتماعی، به فرهنگ و سنت آن اجتماع بستگی دارد.
در عرف اجتماعی آن زمان، این نامگذاری ها به هیچ وجه بیانگر کیفیت روابط صاحبان این اسامی با یکدیگر نبوده است.
بعد از حادثه کربلا و ستم‏های‏ خلفا و بنی امیه، به مرور زمان فاصله فرهنگی بین شیعه و سنی بیش تر گردید. رفته رفته در فرهنگ شیعه یک سری اسم‏ها رواج یافت. یک سری اسم‏ها از رونق افتاد. شیعیان در قرون بعد کوشیدند با نامگذاری فرزندان خویش به نام‏های پیامبر و اهل بیت و صحابه با وفای شان، به نوعی در پی زنده کردن ارزش‏ها برآیند.
اگر در بین اسامی فرزندان امامان (ع) دقت شود، همین فرهنگ در بین امامان متأخر به چشم می‏خورد؛ یعنی اگر چند امام پیشین اسم­هایی که بعداً در فرهنگ متروک شد، برای فرزندان خویش گذاشتند، چنین نامگذاری در فرزندان امامان متأخر کم تر دیده می شود.
ابوبکر و عثمان در کربلا به شهادت رسیدند (3) . عمر به مرگ طبیعی از دنیا رفت و به کربلا نیامد. (4)

پی نوشت ها:
1. الشيخ محمد تقي التستري، قاموس الرجال، ج 8، ص 217، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1417، چاپ دوم.
2. سید مهدی رجائی موسوی، المعقبون من آل ابی طالب، ج 3، ص 3، مؤسسه عاشورا، 1427 ق، چاپ اول.
3. شيخ مفيد، ارشاد، ج 2، ص 355، ترجمه رسولي محلاتي، تهران، انتشارات علميه اسلاميه.
4. قاموس الرجال، همان، ص 214.

3 -عکس گرفتن از نظر فقهای ما حرام نیست .
در باره چسباندن تصاوير و عكس ها بر ديوار، از دو جهت جاي بحث است:
نخست، از جهت مسائل سياسي.
در بسياري از كشورها نصب تصوير شخصيت هاي اوليه مملكتي، امري مرسوم است . شايد نشانگر وفاداري مركز مربوطه به حكومت و شخصيت مذكور باشد؛ وگرنه اجباري در اين امر نيست.
جهت دوم، حكم چنين كاري در متون اسلامي است.
در روايتي امام صادق - علیه السلام - می فرماید: نماز نخوان در خانه ای که در آن سگ است؛ مگر سگ شکاری باشد و در را بر رویش بسته باشی. در خانه ای که در آن تمثال باشد، ملائکه داخل نمی شوند. همچنین در خانه ای که در آن ظرفی باشد که در آن بول است، وارد نمی شوند. (1)
این روایت مرسل است، یعنی شیخ صدوق که آن را از امام صادق - علیه السلام - نقل می کند، واسطه های خود را تا امام نام نبرده است. در این که به حدیث مرسل می شود تمسک کرد یا نه، سخنان زیادی وجود دارد . بین علما در استناد یا عدم استناد به آن، اختلاف نظر وجود دارد. (2)
اما بر فرض پذیرفته شدن این روایت، حداکثر دلالت دارد که نماز خواندن در چنین خانه ای کراهت دارد؛ ولی در مورد حرام بودن نصب عکس در خانه، نه این روایت دلالت دارد و نه کسی از علما آن را مورد اشکال قرار داده است؛ بلکه مشهور علما فتوا داده اند که در صورت پوشاندن تصویر، نماز خواندن هم کراهت ندارد. (3)
نتيجه آن كه چسباندن تصاوير شخصيت ها بر ديوار، امري حرام نبوده و فقط هنگام نماز كراهت دارد . آن هم با پوشاندن روي آن، كراهتش برداشته مي شود؛ البته شايد حكمت آن، عدم تمركز در نماز و حواس پرتي باشد.
نصب كردن قاب عكس سگ و گربه روي ديوار اتاق اشكال ندارد، ولي نماز خواندن در اطاقي كه عكس در آن باشد ،كراهت دارد. (4)
پی نوشت ها:
1. من لا یحضره الفقیه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، ایران، نوبت چاپ‏ دوم، 1413 ه ق، ج ‏1، ص 246.
2. عاملی، وصول الاخیار الی اصول الاخبار، مجمع الذخائر الاسلامیه، الطبعة الاولی، 1410 ه ق، ص 107.
3. نجفى، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، 43 جلد، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، نوبت چاپ‏ هفتم، ج ‏8، ص 389؛ خویى، موسوعة الإمام الخوئی، 33 جلد، ج‏ 13، ص 204؛ سبزوارى، مهذّب الأحکام فی بیان الحلال و الحرام، 30 جلد، دفتر آیت الله سبزوارى، قم، ایران، نوبت چاپ‏ چهارم، 1413 ه ق، ج ‏5، ص 477.
4 . آيت الله سيستاني، توضيح المسائل، مسأله885.