شرایط زمان ما از جانب پروردگار به گونه ای طراحی گردیده که بعد از غیبت امام دوازدهم دنیا خالی از رهبر اسلامی از جانب خدا گردیده و این با بحث هایی که گفته می شود خداوند زمین را خالی از رهبر نمی گذارد مغایرت دارد بحرحال اگر جانشینی برای امام زمان در نظر گرفته می شود بر اساس یک سری شرایط این از طرف انسانها هست نه از طرف خداوند خواهشمند است روشن بفرمائید چرا خداوند این زمان طولانی را خالی از رهبری از جانب خود گذاشته؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
بر اساس آیات و روایات، همواره در زمین حجتی است که مسئولیت های خاص هدایت بشر و دیگر امور بر عهده او است و هيچ گاه زمين از وجود او خالي نيست؛ مثلاً در روایتی آمده است: «لو بقیت الأرض بغیر إمام لساخت»؛ (1) «اگر زمین بدون امام باشد، از هم متلاشی میگردد». از این دسته احادیث معلوم میشود که وجود حجت و امام معصوم در عالم، از وجود اکسيژن و هوا ضروریتر است؛ زیرا اگر هوا نباشد، موجودات زنده و حیوانات و گیاهان نابود میشوند، ولی اگر حجت و امام در روی زمین نباشد، همه عالم حتى جمادات متلاشی و نابود میشوند.
حال مراد اين دسته از احاديث اماماني هستنند كه از جانب خدا بر مردم منصوب مي شوند، نه رهبران ديني كه از جانب مردم انتخاب مي شوند. بر اين اساس، ما اعتقاد داريم در همه زمان ها از جمله زمان حال، خدا زمين را از حجت و امام خالي نگذاشته است؛ اما اين بدان معنا نيست حال كه امام وجود دارد، حتماً بايد ظاهر باشد؛ زیرا ممكن است امام وجود داشته باشد، ولي از ديده ها غایب باشد. اين مطلب در برخي از روايات نيز بدان اشاره شده است. امام صادق(ع) فرمود: «اگر زمین یک ساعت از حجت خداوند خالی باشد، اهلش را فرو خواهد برد. حجت خدا مردم را می شناسد، ولی مردم او را نمی شناسند. همان طور که حضرت یوسف مردم را می شناخت، اما مردم از حقیقت نا آگاه بودند». (2)
امام زین العابدین (ع) میفرماید: «از زمانی که خدا آدم (ع) را خلق کرد، زمین خالی از حجت خدا نبوده، یا ظاهر و شناخته شده بوده و یا پنهان و غایب بوده است. تا برپایی قیامت نیز از حجت خدا خالی نخواهد بود. اگر این گونه نبود، خداوند عبادت نمی شد». (3)
ما معتقدیم که در زمان حال نيز خداوند زمين را از حجت و امام خالي نگذاشته است و آن وجود مبارك حضرت مهدي (س) است؛ چنان كه در احاديث فراواني به آن اشاره شده است. ابن عباس در حديثي از رسول خدا (ص) نقل ميكند كه فرمود: «... و از صلب حسين اماماني قرار داد كه به امر من قيام كرده و وصيت مرا حفظ خواهند نمود. نهمين از آن ها (بعد از امام حسين(ع)) قائم اهل بيت من و مهدي امت من است. او شبيهترين مردم به من در شمايل و اقوال و افعال است. بعد از غيبتي طولاني و حيرتي گمراه كننده، ظهور خواهد كرد. آن گاه امر خدا را اعلان كرده و دين او را ظاهر خواهد نمود... ». (4)
يا از امام رضا (ع)نقل شده است كه فرمود: «... اي دعبل! امام بعد از من، محمّد فرزند من است. بعد از محمّد، فرزندش علي و بعد از علي، فرزندش حسن و بعد از حسن، فرزندش حجّت قائم است؛ كسي كه در غيبتش به انتظار او مينشيند... ». (5)
و ما نيز در خطاب به حضرت بقیة الله حجة ابن الحسن مي گوييم:
مهدی که چشم عالم با او است و دنیا به بقای او باقی است و به برکتش به خلق روزی میرسد، زمین و آسمان به وجودش برقرار است. (6)
البته در پايان، ذكر دو نكته ضروري است:
1. غيبت امام هيچ گاه به معناي عدم نفع مردم از جانب ايشان نيست؛ آن چنان که از غيبت آن حضرت به عنوان خورشيد پشت ابر تعبير شده است. بنابراین، در روايتي از امام زمان (ع) در پاسخ به پرسشهاي اسحاق بن يعقوب چنين آمده است: «... وأمّا وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس إذا غيّبها عن الأبصار السحاب»؛ (7) «... واما كيفيت نفع بردن به وسيله من در زمان غيبتم، به مانند نفع بردن به واسطه خورشيد است؛ هنگامي كه ابرها او را از ديدگان مستور مينمايند».
2. اگرچه در زمان فعلي، امام معصوم از ديدگان پنهان است، اما هيچ گاه خداوند جامعه را بدون رهبر رها نكرده است. از این رو، به اعتقاد شيعه ولي فقيه همان نائب امام زمان و تاييد شده از جانب خداوند است كه با رأي مردم مقبوليت پيدا مي كند، نه مشروعيت. بر اين اساس، برخي از ويژگي هايي كه در امام لازم است، در ولي فقيه نيز شرط است، مانند: عدالت، حافظ دين و شريعت و... .
پی نوشت ها:
1. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 179، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق.
2. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج 69، ص 292، مؤسسة الوفاء، بيروت،1404ه.ق.
3. طبرسي، احمد بن علي، احتجاج، ج 2، ص 317، نشر مرتضي، مشهد مقدس، 1403ه.ق.
4. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج 36، ص 282، همان مأخذ.
5. همان، ج 51، ص 154.
6. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 155 و 156، نشر بلاغت، قم، بی تا.
7. مجلسي، محمدباقر، ج 75، ص 380، همان مأخذ.






