حدودسه ماه پیش با پسری دردوره آموزش نمایندگی بیمه آشناشدم پیشنهاد ازدواج دادم اول امتناع میکرد ولی بعدازاسرارهای من قبول کرد
دلایل امتناع این آقا ازدواج ناموفق قبلیش ورفتارنامناسب خانواده اش بعداز جدایی بود. همچنین این آقابنابه دلایلی نمی خواهد دلیل ازهم پاشیدن زندگی قبلی وبرخورد های خانواده اش را بیان کندالبته این آقا قبل از قبول همه این مسایل رابرایم به صورت تیتروار بیان کرده مشکل بعدیش موضوع شغل ودرآمدکه بعد از دوره نمایندگی وقبول شدن هردونتوانست ضامن معتبر برای شروع فعالیت پیدا کند
تااینجای موضوع.بعداز قبول پیشنهادم ازطرف این آقا من موضوع را باخانوادم درمیان گذاشتم وبامخالفت شدید روبروشدم به طوری که حتی نتونستم تمام ماجرا رو براشون تعریف کنم که خودم شروع کننده وپیشنهاد دهنده بودم یااین که این آقا ازدواج ناموفق داشته؛دلایل اصلی مخالفتشون هم اول این بود که این آقا اگر فرد معتبری هست چراخانوادش ضمانتش نمی کنن؟دوم این بود که این شخص شهر زندگیش متفاوت باماست هرچند هردو دریک استان زندگی میکنیم سوم این اقا قبل از پیشنهاد من اضهار داشت خانوادش براثرتصادف فوت شدن ولی موقع قبول پیشنهاد من گفت چون خانوادم بامن برخورد مناسبی نداشتن من مرده فرضشون میکنم
بااین همه مشکل :نمی دونم چرا این حس من نسبت به این آقا عوض نشده ازطرفی نمیدونم چگور با خانوادم مطرح کنم که رضایت قلبی داشته باشندیاحتی نمی دونم این مساله همراه گناه نمی دونم این حس همون هوس هست یا خواهشا راهنمایی کنید من بین خانواده وانتخاب مرددم.

باتشکر

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
گویا به ازدواج به هر قیمتی معتقد و حاضرید برای محقق ساختن ایده تان بر خلاف عرف جامعه به خواستگاری شوهرتان بروید. عزت نفس خود را زیر پا بگذارید .هیچ گونه ملاکی را رعایت ننمایید . چیزی که منافات با ملاک های انتخاب موفق را دارد، نادیده بینگارید.
قطعا موفقیت این ازدواج تا حد زیادی ناشدنی است . در صورت ازدواج احتمالی، فرجامی جز طلاق عاطفی یا قانونی در پی نخواهد داشت .طلاق عاطفی یا قانونی برای چه اتفاق می افتد ؟برای این که دو نفر با چشم بستن بر حقایق طرف مقابل صرفا به ازدواج به هر قیمتی می اندیشند.
حفره های عمیقی در شخصیت پسر قرار دارد که کوچک ترین آن ها می تواند ازدواج مجدد ایشان را به سرنوشت ازدواج قبلی دچار سازد.
بدون واکاوی و ترمیم این حفره ها قطعا ازدواج ایشان با هر دختری از جمله شما به مخاطره خواهد افتاد.
سلامت و بهداشت روانی شما زیر سؤال است . نوسانات شدید رفتاری احتمالا از برخی اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب و... در شما حکایت دارد. بدون درمان تخصصی اختلالات احتمالی، چاره ای جز وصل و فصل و از این بریدن و به دیگری پیوستن ندارید . رفتارهای صد درصد غیر عزتمندانه به سرکوفت ها و سرزنش های کمرشکن شوهر و خانواده ایشان و شما خواهد انجامید.
با کوچک ترین دعوایی، خواستگاری مستقیم شما را به رخ خواهد کشید و دیر یا زود زیر بار فشارهای روانی کمر خم خواهید کرد.
حتی اگر قضیه برعکس می شد و پسر مستقیما از شما خواستگاری می کرد ،باز تأثیری در ناکامی احتمالی شما نداشت ،چرا که موفقیت هر ازدواجی صرفا در گرو ملاکمندی آن است. پسری که کارش روی هوا می باشد، زنش را طلاق داده و با خانواده اش قطع رابطه کرده، قطعا مورد مناسبی برای ازدواج نیست.
وابستگی عاطفی و علاقمندی افراطی شما به او کاملا غیر عادی است و ریشه در برخی اختلالات شما دارد . با پیش کشیدن موضوعات رمانتیکی مانند عشق یا هوس بودن این علاقه ،چیزی از مرضی بودن آن نخواهد کاست.
نیک می پذیریم که شما خواهر گرامی در وضعی نیستید که پذیرای هیچ حرف مخالفی باشید . فقط به یک چیز
می اندیشید و آن هم ازدواج با این پسر به هر قیمتی حتی... اگر جای شما بودم، به جای ارزان فروشی، به ارزش های والای خود نگاهی دوباره می افکندم . تجرد با عزت را به هر گونه تأهل غیر عزتمندانه ترجیح می دادم .با یک مشاوره کارآمد، با یک روان شناس بالینی زن و همچنین مراجعه به روان پزشک می توانید افق های جدیدی فرا روی خود بگشایید.