دختری 21 ساله هستم حدود یک ساله پیش برایم خواستگاری آمد که خوانواده ام آنرا پزیرفتن و من نیز به اصرار آنها قبول کردم خیلی فوری عقد کردیم نامزدم بعد از عقد درس خود را رها کرد هنوز عروسی نکرده ایم.
من از همان ابتدا پشیمان شدم اما ترسیدم حرفی بزنم میدانم که چون علاقه ای به او ندارم بعد از ازدواج به مشکل میخوریم اما از ترس آبروی خوانواده حرفی نمیزنم آیا این کار درست است که باقی عمرم را بسوزم و بسازم یا راه دیگری وجود دارد؟
لازم به ذکر است که به فردی دیگر علاقه دارم که او نیز به من علاقه مند است.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. ما در واقع نمي دانيم كه شما متوجه چه موضوعاتي شده ايد كه از همان ابتدا باعث پشیمانی شما از اين وصلت گرديده شده است به هر حال شما در مكاتبه خود به آنها اشاره نكرده ايد و ما نمي توانيم بدون در نظر گرفتن آنها درنوع تصميم گيري شما قضاوت كنيم، به هر حال ما نمي دانيم که علت و دلایل پشیمانی شما چی بوده است و چرا به نامزدتان علاقه ندارید؟ تا راهكار متناسب آن را خدمتان ارائه دهيم، جا داشت كه شما اطلاعات بيشتري در اختيارمان قرار مي داديد به هر حال عذر ما را پذيرا باشيد.
2. توجه داشته باشید که ما تنها، زمانی می توانیم کسی را برای ازدواج خوب و مناسب تشخیص بدهیم که فرد مورد نظر در اکثر معیارها و ملاک های اساسی ازدواج با شما تناسب و همخوانی داشته باشد، صرفاً علاقمندی، دلیل بر خوب بودن طرف مقابل و داشتن شرایط همسری و داشتن تناسب با شما نمی گردد، از سوی دیگر تنها علاقه نداشتن، اگر چه ممکن است در زندگی شما مشکلاتی را به وجود بیاورد ولی نمی تواند دلیل بر به هم زدن ازدواج فعلی شما باشد.
3. اگر علاقه نداشتن به نامزد و همسرتان ناشی از این باشد که شما در اين مدت متوجه شده ايد كه نامزدتان با شما در معيار ها و ملاك هاي اساسي ازدواج تناسب و همخواني لازم را ندارد در اين صورت حق با شماست كه در اين ازدواج خود ترديد كنيد چون به قول معروف پاي يك عمر زندگي در ميان است و اصلاً عاقلانه نيست كه آينده زندگي خود را فداي قول و قرارتان كنيد و به قول معروف بسوزید و بسازید، بلكه اگر دختر و پسر در صورت عقد و دوران عقد متوجه شوند كه به درد هم نمي خورند توصيه مي شود كه وارد زندگي مشترك نشوند و از آنجا كه جلوي ضرر را هر وقت بگيريد منفعته، جلوي آسيب هاي بعدي را بگيرند. ولي اگر در مباحث حاشيه اي دچار مشكل شده ايد و خيلي به ازدواج شما مربوط نيست، اخلاقاً درست نيست كه قول و قرار شرعی خود را به ورطه فراموشي بسپاريد و بی جهت زندگی خود را تباه سازید.
4. اگر واقعاً به اين نتيجه رسيده ايد كه همسر شما در معيار و ملاك هاي ازدواج با شما همخوانی ندارد و به درد زندگي با شما نمي خورد، در اين صورت، صادقانه اين مسائل را با همسرتان در ميان گذاريد و با استدلال و منطق ايشان را مجاب كنيد كه اين ازدواج به صلاح هر دوتاي شما نيست و اين نوع ازدواج ها آسيب هاي فراواني دارد طبيعتاً اگر ايشان را مجاب كنيد راحتر مي توانيد از هم در دوران عقد جدا شوید و نیز این مسئله را با یکی از اعضای خانواده تان که با او راحت هستید در میان بگذارید و از او بخواهید که خانواده شما را از تصمیمتان مطلع گرداند و با استدلال و منطق آنها را مجاب کند. طبیعتاً وقتی همه گفتار شما را بپذیرند و تصدیق کنند در این صورت خیلی راحت می توانید با توافق با همسرتان از هم جدا شوید.
5. این را بدانید که اصلاً منطقی و عقلانی نیست که شما مسئله به این مهمی را به خاطر ترس بی مورد از آبروی خانواده تان، پوشیده نگه می دارید و در این رابطه حرفی با خانواده خود نمی زنید، شاید عملکرد نامناسب شما باعث شده که این قضیه حدود یک سال به درازا بکشد و طولانی گردد، بهتر بود از همان ابتدا اگر مخالف ازدواج خود بودید، مخالفت خود را اعلام می کردید و تسلیم پافشاری ها و اصرار خانواده نمی شدید و از خواسته خود دفاع می کردید.
6. به صورت طبیعی، انسان وقتی ازدواج می کند باید تمام عشق و علاقه اش را خرج همسرش کند و دروازه دل را به روی نامحرمان دیگر ببندد تا زندگی آرام و بی حاشیه ای را در پیش گیرد و به آرامش که هدف ازدواج است برسد. اگر چنانچه فرد از مسیر مشخصی که دین و جامعه برای او تعریف کرده اند خارج و منحرف گردد در حقیقت آرامش زندگی خود را متلاطم کرده است و بر خلاف جهت درست زندگی گام برداشته است. اگر این اشتباه فاحش اصلاح نگردد موجب به وجود آمدن گرفتاری و مشکلات بیشمار و بسیاری می گردد و عمر انسان را ضایع و زندگی را تباه می کند.
7. اگر علاقه شما به فرد دیگری غیر از شوهرتان، ناشی از ارتباط های پنهانی و خارج از چارچوب شرعی و عرفی است در این صورت این را بدانید که فرد مورد نظر اگر چه به او علاقمند هستید ولی معلوم نیست که او بتواند شما را خوشبخت گرداند، ضمن این که اکثر ازدواج هایی که به خاطر آشنایی و دوستی قبل از ازدواج، پی ریزی شده است، بر حسب آمار با شکست مواجه گردیده اند. به هر حال، به عنوان یک مشاور به شما توصیه می کنم، ریزبینانه به زندگی خود بنگرید و به وضعیتی که در آن قرار دارید توجه کنید ببینید مشکل شما چی بوده که منجر به این شده که نسبت به شوهرتان بی علاقه شده اید و مهر و علاقه دیگری را در سر می پرورانید به عواقب آن بیندیشید آیا سزاوار است که زندگی خود را بعد از گذشت یک سال تباه کنید. بنابراین شایسته است دروازه دلتان را به روی هرکسی نگشایید و با منطق و عقل سلیم دست به انتخاب مسیر درست زندگی بزنید. عاقلانه و منطقی این است که اگر مشکلی در ازدواج فعلی شما وجود دارد آن را با در میان گذاشتن با مشاوران و متخصصین اهل فن حل کنید.
اگر در فرایند مشاوره به این نتیجه رسیدید که زندگی شما با شوهرتان از ابتدا اشتباه بوده و مشکلات ازدواج شما به هیچ وجه قابل حل نیست در این صورت اسلام اجازه نمی دهد که حالا که ازدواج کرده اید باید این زندگی را تحمل کنید و به قول معروف بسوزید و بسازید و در آخر خود را نابود سازید، بلکه اسلام در این صورت راهکار ارائه داده و طلاق و جدایی را به عنوان مبغوضترین حلال معرفی کرده است.
در هر صورت تا وضعیت شما مشخص نگردد مجاز به در سر پروراندن عشق دیگری غیر از شوهرتان نیستید، ابتدا باید وضعیت خود را مشخص کنید زیرا ممکن است این احساسی که نسبت به همسرتان دارید به دلیل آلودگی باشد که در ذهن و روانتان نسبت به فردی دیگر دارید. موفق باشید.