به نام خدا

با سلام و عرض خسته ناشید

چند پرسش داشتم پیرامون زمان جاهلیت و بت های آن زمان

1.در چند سایت مشاهده کردم که نوشته بودند که بتی در کعبه بوده به نام الله که ظاهرا به همان حجرالاسود گفته میشده و کلمه الله در اصل از همین جا ناشی شده است

یا باز در جایی دیگر نوشته بودند که منظور از الله و خدا همین بت است و معنای کلمه الله اکبر یعنی اینکه این بت از بقیه بت های آنجا بزرگتر است ...

میخواستم بدانم که آیا این ها حقیقت دارد ؟ و اینکه اصلا چنین بتی به این نام بوده است ؟ یا به حجر الاسود الله میگفته اند ؟

2.آیا حجرالاسود در زمان جاهلیت یک بت بوده و به عنوان یک بت پرستش میشده است ؟ اگر بت بوده چرا پیامبر(ص) این بت را نشکستند ؟ و اصولا چرا این سنگ انقدر مهم و عزیز است مگر چیزی جز یک سنگ معمولی است ؟

3.کلمه الله از چه زمانی بکار برده شده است ؟ آیا قبل از اسلام این نام وجود داشته ؟ یا اسلام این نام را آورده ؟ (لطفا دلایل تاریخی بیاورید نه دلایل قرانی که مثلا بگویید در قرآن مسیحیان و یحودیان هم به خدا الله گفته اند ...)

4.اگر برای اولین بار توسط اسلام به کار برده شده پس چرا نام پدر پیامبر (ص) عبدالله بوده است ؟

5.مناف به چه معناست ؟آیا مناف همان بت منات نبوده ؟ مطلب به چه معناست ؟ آیا این دو نام ,نام دو بت نبوده است ؟
مگر نمیگویند که جد اندر جد پیامبر (ص) موحد و خدا پرست بودند خوب دو نام مناف و مطلب که دو نام غیر از خداست ؟ پس عبدالمطلب و عبد مناف یعنی بنده ی غیر خدا ؟! پس چگونه میگویند که خاندان پیامبر همه موحد و خدا پرست بودند ؟! حتی اگر این دو نام مطلب و مناف هم نام خدا باشد یا نام بت هم نباشد , عبدشمس چه این که به معنای بنده ی آفتاب ؟! که نام پسر عبد مناف عبد شمس بوده است ؟! چطور یک فرد موحد نام فرزند خود را بنده آفتاب که نامی کفر آمیز است گذاشته ؟ آیا این نشانه ی این نیست که آن ها همگی کافر بوده اند ؟! که خوب اگر این ثابت شود , ثابت میشود که عبد المطلب هم کافر بوده و یک فرد کافر هم نام موحدی روی فرزندش نمیگذارد , یعنی عبدالله هم نامی کفر آمیز است و الله هم نام بتی بوده مانند مناف و مطلب و شمس و ...

لطفا در این باره توضیحی کامل و مفصل , همراه با مستندات تاریخی ارائه کنید که این مسئله , مسئله ای بسیار حساس و مهم میباشد .

با تشکر

پرسش 1:
چند پرسش تاريخي مهم در مورد زمان جاهليت
شرح : به نام خدا با سلام و عرض خسته ناشيد چند پرسش داشتم پيرامون زمان جاهليت و بت هاي آن زمان 1. در چند سايت مشاهده کردم که نوشته بودند که بتي در کعبه بوده به نام الله که ظاهرا به همان حجرالاسود گفته ميشده و کلمه الله در اصل از همين جا ناشي شده است يا باز در جايي ديگر نوشته بودند که منظور از الله و خدا همين بت است و معناي کلمه الله اکبر يعني اينکه اين بت از بقيه بت هاي آنجا بزرگتر است ... مي خواستم بدانم که آيا اين ها حقيقت دارد ؟ و اينکه اصلا چنين بتي به اين نام بوده است ؟ يا به حجر الاسود الله مي گفته اند ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
آنچه را که از برخي سايت ها ذکر نموديد، صحت ندارد، زيرا اين مطلب در منابع معتبر نيامده است . اين امر ساخته و پرداخته دشمنان دين مي باشد .برخي از سايت ها اين مطالب را به منظور انحراف افکار و تضعيف باورهاي ديني مطرح مي نمايند. همچنان که صدها مطلب ديگر را نيز به منظور زير سوال بردن تاريخ اسلام و عقايد مردم مطرح مي نمايند.

پرسش 2:
2.آيا حجرالاسود در زمان جاهليت يک بت بوده و به عنوان يک بت پرستش ميشده است ؟ اگر بت بوده چرا پيامبر(ص) اين بت را نشکستند ؟ و اصولا چرا اين سنگ آن قدر مهم و عزيز است مگر چيزي جز يک سنگ معمولي است ؟

پاسخ:

حجر الاسود - در زمان جاهليت - بت نبود، گرچه در آن زمان نيز از قداست و حرمت خاص بر خوردار بود. حرمت حجرالاسود موجب گرديد که اين سنگ -در عصر جاهليت- نيز مورد احترام قرار گيرد.حجر الاسود "بت "نبود که رسول خدا (ص) با آن مبارزه نمايد. از سوي ديگر اهميت و قداست حجر الاسود موجب شد که رسول خدا بر آن احترام گذارد.
در روايات متعددى كه شيعه و سنى نقل كرده‏اند، حجر الاسود از سنگ هاى بهشتى دانسته شده كه همراه آدم به زمين آمده .(1) از امام باقر (ع) نقل شده : سه سنگ از بهشت آمده است : حجرالاسود، سنگ مقام ابراهيم و سنگ بنى اسرائيل که چشمه هاى آب از آن مى جوشيد. (2)
احتمال دارد اين سنگ مربوط به بهشتي باشد كه آدم و حوا در آن بودند و از آن خارج شدند كه بنا بر نظريات گوناگون بهشت برزخي (3) يا مكاني ويژه در زمين بود. (4 )
نقل شده خليفه دوم بر حجر عبور كرد و خطاب به او گفت : اي سنگ ، به خدا قسم ما مي دانيم كه تو سنگي هستي كه نفع و ضرري نمي رساني . چون ديديم رسول خدا تو را دوست مي داشت ، از اين رو تو را دوست مي داريم . امام علي در انكار سخن او گفت : اي پسر خطاب! چگونه نفع و ضرر نمي رساند ؟ به خدا قسم !او(حقيقت و وجود ملكوتي آن ) در قيامت برانگيخته مي شود ، در حالي كه زبان و دو لب دارد . براي كساني كه به ميثاق بندگي عمل كرده اند ، شهادت مي دهد . او دست خدا بر روي زمين است كه بندگان به واسطه او با خدا بيعت مي كنند . (5)
فردي يهودي با امام علي بحث مي كرد و از اولين سنگي كه بر زمين نهاده شده است ، پرسيد. امام فرمود: گمان و ادعاي يهود اين است كه "صخره بيت المقدس" مي باشد ، ولي دروغ مي گويند و آن حجر الاسود است كه با آدم از بهشت فرود آمد . آدم او را در ركن كعبه نهاد . مردم موظفند آن را لمس كنند و ببوسند . با او عهد و پيمان بين خود و خدا را تجديد كنند .(6)
احترام حجرالاسود به گونه اي بود که قريشيان در نصب آن اختلاف پيدا کردند. هنگامي که کعبه در اثر باران و سيل تخريب شد. قرشيان کعبه را از نو ساختند . حضرت محمد(ص) در ساختن به آنان کمک مي‏کرد. در نصب حجرالاسود بين بزرگان قبيله قريش اختلاف پيش آمد . قرار بر اين شد که حضرت محمد(ص) آن را نصب کند. حضرت هم به شکل جالبي حجرالاسود را در جاي خود قرار داد.
پي نوشت ها:
1. ثقةالاسلام كليني. كافي ،ج4،ص 184 و188 ،چاپ دار الكتب الاسلاميه.تهران.1365 شمسي.
2. مصطفي حسيني دشتي، معارف و معاريف،ج 4 ، ص 405 ،نشر دانش ، قم، 1376 ش.
3. آيت الله جوادي، تفسير تسنيم، ج 3، ص 337. نشر موسسه اسراء قم .
4. ترجمه تفسير الميزان، ج‏1، ص 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم ، چاپ پنجم، 1374 ش.
5. صدوق ، علل الشرائع ، نجف ، مكتبه حيدريه ، 1386 ق ، ج 2 ، ص 426.
6. صدوق ، كمال الدين ، قم ، انتشارات اسلامي ، 1405 ق ، ص 295.

پرسش 3:
کلمه الله از چه زماني بکار برده شده است ؟ آيا قبل از اسلام اين نام وجود داشته ؟ يا اسلام اين نام را آورده ؟ (لطفا دلايل تاريخي بياوريد نه دلايل قرآني که مثلا بگوييد در قرآن مسيحيان و يحوديان هم به خدا الله گفته اند ...) 4.اگر براي اولين بار توسط اسلام به کار برده شده پس چرا نام پدر پيامبر (ص) عبدالله بوده است ؟

پاسخ:

الله در ميان اعراب پيش از اسلام کاملا شناخته شده بود .سخن قرآن در باره اثبات خدا نبود، بلکه در منزه ساختن آن از پيراه هاي جاهلي بود. اين انديشه که در کنار الله خدايان ديگري باشد، نفي شده است :انعام، آيه 19؛ انبيا ،آيه 22 ( 1 )
مشرکان بت‌پرست معتقد به خداوند بوده‌اند. از اين رو به آن ها مشرک گفته مي‌شود. به خداوند به عنوان ربّ الارباب معتقد بودند . خالقيت را به او نسبت مي‌دادند، ولي از آن رو که معتقد بودند راه‌يابي به پيشگاه او و برقراري ارتباط با او براي انسان‌ها امکان ندارد، و بايد با واسطه‌اي با خداوند ارتباط برقرار کنند، اشيائي از قبيل ماه، ستارگان و بت‌ها را مي‌پرستيدند، ولي در عين حال به الوهيت خداوند (الله) معتقد بودند، همان گونه که اين مطلب در قرآن آمده:
« ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى (1) ؛
اين ها را نمى‏پرستيم مگر به خاطر اين که ما را به الله نزديک کنند ».(2)
همه مشرکان به خدا(الله) به عنوان‌ آفريدگار تمام عالم هستي(آسمان و زمين) اعتقاد داشتند . اين صريحاً‌ در يکي از آيات قرآن آمده :
و لئن سألتهم من خلق السموات والارض ليقولنّ الله؛(3)
اگر از ايشان سؤال کنيد که چه کسي آسمان ها و زمين را خلق کرده است، در پاسخ مي گويند خدا (الله) .
باور و اعتقاد به خداي عالم هستي داشتند، اما بت ها را واسطه و نماينده پروردگار عالم مي دانستند.
پي‌نوشت‌ها:
1 . دائره المعارف بزرگ اسلامي ،ج 10 ، ص 73 کلمه الله ،سيد کاظم موسوي بجنوردي .
2 . زمر (39) آيه 3.
3 . همان، آيه 38.

پرسش 4:

مناف به چه معناست ؟ آيا مناف همان بت منات نبوده ؟ مطلب به چه معناست ؟ آيا اين دو نام ,نام دو بت نبوده است ؟ مگر نمي گويند که جد آن در جد پيامبر (ص) موحد و خدا پرست بودند خوب دو نام مناف و مطلب که دو نام غير از خداست ؟ پس عبدالمطلب و عبد مناف يعني بنده ي غير خدا ؟! پس چگونه ميگويند که خاندان پيامبر همه موحد و خدا پرست بودند ؟! حتي اگر اين دو نام مطلب و مناف هم نام خدا باشد يا نام بت هم نباشد , عبدشمس چه اين که به معناي بنده ي آفتاب ؟! که نام پسر عبد مناف عبد شمس بوده است ؟! چطور يک فرد موحد نام فرزند خود را بنده آفتاب که نامي کفر آميز است گذاشته ؟ آيا اين نشانه ي اين نيست که آن ها همگي کافر بوده اند ؟! که خوب اگر اين ثابت شود , ثابت ميشود که عبد المطلب هم کافر بوده و يک فرد کافر هم نام موحدي روي فرزندش نميگذارد , يعني عبدالله هم نامي کفر آميز است و الله هم نام بتي بوده مانند مناف و مطلب و شمس و ... لطفا در اين باره توضيحي کامل و مفصل , همراه با مستندات تاريخي ارائه کنيد که اين مسئله , مسئله اي بسيار حساس و مهم ميباشد . با تشکر
پاسخ:

نمي توان مطالب تاريخي و علمي را، با اما و اگر اثبات کرد. به نقل از يکي سايت ها ادعا نموديد : عبد مناف نام بتي است ، پس اجداد رسول خدا (ص) مشرک مي باشند !اگر صرف ادعا براي اثبات يک مطلب کافي بود ، ديگر معنا نداشت که براي اثبات يک مطلب معيار و اصول تعريف نمايند.
اگر سايتي مطلبي را گزارش مي کند ، بايد منبع معتبر آن را نيز ذکر نمايد. بعضي سايت ها - به منظور تضعيف باور هاي ديني - مطالبي را بيان مي کنند که فاقد اعتبار و ارزش علمي هستند ، از جمله همين سايت که شما بدان استناد کرده ايد .
مدعي هستيم که نياکان رسول خدا موحد بودند . آنچه در باره مشرک بودن آنان، نقل شده، فاقد دليل مي باشد و صحت ندارد. ادعا نموديد که چون اسم يکي از نياکان رسول خدا (ص) "عبد مناف " بوده "مناف" اسم بت بود ، پس جد رسول خدا بت پرست بوده است؛ واقعا اين چه استدلالي مي باشد؟
مي توان موحد و مشرک بودن يک شخص را با اسم گذاري وي اثبات نمود؟ کاش نويسندگان اين مطلب - حداقل- به منابعي مانند تاريخ طبري و کامل ابن اثير مراجعه مي نمودند، زيرا در اين منابع تصريح شده است:
نام " عبد مناف "مغيره ، و لقب وي" قمر " يا" قمر البطحا "بوده است. از آن جهت که وي زيبا بود، به او لقب " قمرالبطحا" داده بود. (1)
طبري مي نويسد : " و اسمه المغيره، و كان يقال له القمر من جماله و حصنه "(2) پدر وي اسم او را عبدمناف نگذاشته است، شايد برخي از بستگان او به وي چنين لقبي را داده اند و سپس به اين لقب شهرت يافته است. (3)
از همه مهم تر اين که صرف اسم گذاري افراد به نام طوايف- و حتي بت ها- دليل بر مشرک و کافر بودن آن ها نمي باشد، زيرا اسم گذاري در آن عصر تابع فرهنگ ، سنت و شرايط بود ، مثلا در آن زمان برخي فرزندان خود را به اسم حيوانات نام گذاري مي نمودند، يا اسامي و القاب براي آنان اتنخاب مي نمودند که در آن زمان مشهور و مرسوم بود، از اين رو مي توان گفت :
نام گذاري اجداد رسول خدا (ص) به" عبد مناف" و" عبد شمس" ، با اين مطلب- که اجداد حضرت موحد بودند- منافات ندارد، زيرا نام گذاري ها بر اساس و بافت فرهنگي آن زمان بوده است ؛ افزون بر اين دلايلي داريم که اجداد رسول خدا موحد بودند، و هيچ يک بت پرست و مشرک نبوده‌اند؛ بلکه مطابق روايات و احاديث متواتر افرادي موحد، نيکو سرشت، پاک بنياد و پيرو دين توحيدي بوده‌اند. از پيامبر اسلام آمده است:
« خداوند مرا در صلب آدم به زمين فرود آورد . در صلب نوح که در کشتي بود قرار داد . سپس در صلب ابراهيم قرار داد و آن گاه مرا از صلب‌هاي کريمه به سوي ارحام پاکيزه انتقال داد، تا اين که مرا از پدر و مادري که هرگز به فجور و آلودگي‌هاي جاهليت يکديگر را ملاقات نکرده بودند بيرون آورد. »
آبا و امهات پيامبر ،پدراني کريم و مادراني طاهر بوده‌اند. نيز پيامبر به علي (ع) در وصف عبدالمطلب مي‌گويد:
« يا علي، عبدالمطلب. بت ها را پرستش نمي‌کرد . گوشت ميته نخورد و مي‌گفت من بر دين پدرم ابراهيم هستم. »
همچنين از حضرت علي روايت شده است :
به خدا قسم !پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبدمناف هرگز بتي را پرستش نکردند. آنان بر دين ابراهيم بودند . به سوي کعبه نماز مي‌خواندند . بدان متمسک بودند.
نيز از حضرت آمده است : خدا پيامبر را از برترين صلب ها خارج نمود . در عزيزترين رحم ها گذارد. از شجره‌اي که پيامبرانش را از آن به وجود آورد.(4)
با وجود اين روايات و دلايل جاي شبهه نيست که نياکان رسول خدا (ص) موحد بودند .آن دسته از مطالب که خلاف اين امر هستند، اعتبار ندارند.

پي نوشت ها :
1.جعفرسبحاني ، فروغ ابديت، ج1 ،ص 112، قم ، دفتر تبليغات اسلامي ، 1370، چاپ ششم؛
شيخ عباس قمي ، منتهي الامال، ج1 ، ص 33، موسسه انتشارات هجرت ، قم، 1378، چاپ سيزدهم .
2. طبري، تاريخ الأمم و الملوك ،ج‏2،ص255 ، دار التراث‏ ،بيروت، 1387 .
3 .ابن اثير، الکامل، ج2 ،ص18، بيروت، دار صادر للطباعه و النشر، 1385ه-1965م .
4 . http://www.keta
؛محمد معين، فر هنگ معين ، ذيل کلمه "مناف".