چرا ظالمان وکسانی که عقاید واصول الهی را قبول ندارند مجازات از درگاه الهی نمیشوند
وهمیشه غنی تر به لحاظ مالی هستند؟ومظلومان سریعتر مجازات میشوند وازنظر مالی فقیر هستند؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
آن سخن کاملا بی اساس و خلاف شرع و عقل است . چه اين كه بر خلاف واقعيات عيني جوامع بشري است ، زيرا در جهان چه بسيارند افراد ظالم كه گرفتار رنج هاي جسمي و روحي فراوان اند .با نگاهی به دنیا، به خوبی می‏توان دید که آنان از نظر ثروت و قدرت، در اوج قرار دارند. اما هرگز عدم نگرانی و آسایش را (که رمز سعادت است) به دست نیاورده‏اند.
در سال 1998 میلادی در ایالات متحده، هجده میلیون نفر به افسردگی دچار بودند. در اوایل دهه 1990 میلادی ارتکاب جرایم عمده در ایالات متحده در هر سال بیش از چهار صد میلیارد دلار به جامعه و قربانیان اصلی آن خسارت وارد ساخته است.(1) پس اين تصور كه همه ظالم ها سالم اند، نادرست است ، و لااقل كليت ندارد . اما اين كه خدا با ظالم است، بر خلاف آموزه هاي وحياني است ،چون در آموزه هاي ديني تصريح شده كه خدا بر ضد ستمگران است. (2)اما چرا ظالمان ثروت مندند ؟
1. بعضی از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است.
تفاوت‏ها ظالمانه و غیر منطقی است . با از بین رفتن نظام طبقاتی و گسترش عدالت اجتماعی از میان خواهد رفت. هیچ گاه اسلام و قرآن این گونه تفاوت‏ها را تأیید نکرده است، زیرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آن‏ها را نمی‏توان به حساب دستگاه آفرینش گذارد. مشکلات مالی بسیاری از خانواده ها ناشی از ظلمی است که در گذشته بر آن ها یا پدران آن ها شده است .
اگر ظلم ها نبود ، وضع کنونی خانواده و خاندان حتی یک جامعه متفاوت بود .
2. خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هیچ پدیده‏ای بدون علت به وجود نمی‏آید. هر آنچه در عالم هستی محقق می‏شود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است. پیدایش درخت میوه ، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب و غیره است ، لازمه‏ نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیده‏ها به دنبال علت آن هاست.
البته در تحقق این وضعیت عوامل گوناگونی می توانند دخیل بوده ،نقش آفرینی کنند ، اما نمی توان توقع داشت که علت ها به معلول طبیعی خود منتهی نشوند . اگر در اروپا چند نسل به تلاش و تحقیق و پژوهش و توسعه امکانات رفاهی و خدماتی دست بزنند و به هر راه و وسیله ای ثروت جمع نمایند ، اما در نهایت رفاه و امکانات رفاهی و زندگی بهره مند برای نسل های بعد از خود به ارمغان نمی آورند .
به همين نسبت در مورد تمكن هاي مالي. بی بهره گی مادي و رفاهي انسان‌ها در برخی موارد معلول عدم کار و تلاش خودشان است ؛ قانون خلقت بر آن نهاده شده که هر کسی به اندازه سعی و تلاش خود بهره­مند شود . مطمئنا کسی که به تنبلی خو کرده ، یا مقدمات صحیح موفقیت اقتصادی را فراهم ننموده باشد ، نمی‌تواند مانند دیگران از نعمت‌های دنیوی برخوردار شود . کسی که کار و تلاش بیش تری می‌کند ، بهره بیش تری خواهد داشت، گرچه اهل معصیت و گناه باشد .(3)
3. لطف و عنایت و کمک های بی دریغ خداوند نسبت به بندگانش عام و فراگیر است . جهل و بی خبری ما از عنایات همیشگی خداوند در حق ماست که موجب پدید آمدن چنین توهماتی می شود . علاوه بر نعمت وجود و حیات و تکرار لحظه به لحظه این نعمت در حق ما ،تدبیر امور بندگان و رزق و هدایت و کمال و سعادت آن ها و... هر کدام متأثر از توجهات و عنایات ویژه الهی است که برای بندگانش در نظر می‌گیرد؛ حتى عاصی‌ترین و ظالم‌ترین بندگان خدا از این توجهات و عنایات بی‌دریغ خداوند بی‌ نصیب نیستند. در یکی از دعاها می‌خوانیم:
«رزقک مبسوط لمن عصاک؛ روزی تو برای آنان که تو را معصیت کردند ، بی‌دریغ است».(4)
چه بسیار بلاها و مشکلات و مصائب که خداوند از ما دور ساخته که اصلا از آن ها مطلع نشدیم . چه نعمت های بی شماری که استحقاق آن را نداشتیم، ولی او از لطف بی کرانش به ما داده ، بسیاری از افراد به داشتن آن ها آرزومندند ، ولی به داشتن آن ها توجهی نداریم ،چه رسد که از این نعمت ها شکر گزار باشیم . مسّلم است که سعادت و خوشبختی از آنِ جامعه‏ای است که آسایش خاطر و آرامش بیش تری داشته باشد. پس مال و ثروت و قدرت، منشأ و مصداق كامل سعادت و خوشبختی به حساب نمی‏آید، زیرا ثروت و قدرت، رفاه می‏آورند. اما به طور مطلق آرام بخش نیستند.
4. رنج‌ها و بلاها گاه وسیله آزمایش بندگان و به ویژه مؤمنان است. مؤمن به بلا و رنج گرفتار می‌شود، تا آزمایش شود . در پی آن مورد بخشش و آمرزش الهی و نیز تکامل روحی قرار گیرد . به کمال مطلوب خود نزدیک‌تر شود. با این حساب بلایا و رنج‌ها نعمتی است که عامل مهمي در تطهير انسان از برخي گناهان و نابساماني هاي اوست . زمينه رفاه ابدي او در آخرت را فراهم مي آورد ؛ در نتيجه مي توان گفت هر کس در طول زندگی خود اين قبيل مشكلات را نبیند، مورد خشم خداوند است، نه محبوب او .
آری بلاها و رنج‌ها نعمتی بس عظیم است که در پی آن مؤمن آزمایش و در کوره حوادث آبدیده شود. در نتیجه به مقام قرب الهی برسد. به همين خاطر حضرت صادق (ع) فرمود :"مؤمن به منزله کفه ترازو است. هر اندازه ایمانش زیاد شود، گرفتاریش زیاد می شود ".(5)
هر که در این بزم مقرب‌تر است جام بلا بیش ترش می‌دهند
5. یکی دیگر از اثرات این گونه ابتلائات و مصائب ،بیداری انسان و در خواب غفلت فرو نرفتن اوست که بزرگ‌ترین خطری است که انسان را تهدید می‌کند . اهل کفر و شرک چون خود را از دستیابی به رحمت الهی دور کرده اند، از تذکرات و بیدارباش ها که می تواند موجب رستگاری و آگاهی آن ها گردد ،بی بهره اند . در غفلت و جهالت خود غوطه ورند تا با کفر و شرک از دنیا بروند . غفلت و دنیا زدگی بسیار خطرناک است . در ادعیه و مناجات‌های ائمه (علیهم السلام) مکرّر آمده است که از غفلت به خدا پناه برده‌اند.
نباید فراموش کرد هر رفاه و آسایش ظاهری، نعمت نیست و می تواند بلای بزرگی به نام " استدراج" باشد .در دعای ابوحمزه ثمالی، امام سجاد(ع) از استدراج به خدا پناه می‌برد : «خدایا ! نکند مبتلا به استدراج شوم و از رحمت تو دور افتم».(6)
استدراج یعنی بی خیالی و غفلت و عدم توجه به کاستی‌ها و عیوب و خود را بی عیب و بزرگ دیدن . نیز خویش را خوب و بی نیاز از تذکر و توجه و توبه انگاشتن، تا آن جا که در منجلاب فساد و گناه و بی توجهی به عاقبت کار فرو رود و بالاخره به عاقبت سوء دچار شود. در قران كريم می‌فرماید: «و الذین کذّبوا بآیاتنا سنستدرجهم من حیث لا یعلمون؛(7) کسانی که آیات ما را تکذیب کردند ، به زودی به استدارج مبتلاشان می‌کنیم ،به گونه‌ای که خود نفهمند».
بعد در توضیح استدراج می‌فرماید:
«واُملی لهم، إنّ کیدی متین؛(8) به آنان مهلت می‌دهیم . کید و حیله من متین و خلل ناپذیر است».
پس نه هر بلایی نشانه غضب و سخط خداوند است و نه هر راحتی و آسایشی نشانه رحمت خداوند ، ولی به هر حال خوبان و صالحان ممکن است به نوعی در این باره بیش تر دچار سختی و مشکل شوند .
برخلاف تصوری که در پرسش اشاره شده ،هیچ کسی از کیفر الهی فرار نمی تواند،‌از این رو در آموزه‌ دینی آمده:
«لا یمکن الفرار من حکومتک؛(9) امکان فرار از تحت حاکمیت الهی میسور هیچ کس نیست». ولی
جزای اعمال در سرای دیگر است. اگر دنیا دار مکافات باشد و افراد فقط در آن‌جا به مکافات اعمال خویش برسند، نظام زندگی به هم می‌خورد.
ولو یواخذ الله الناس بظلمهم ما ترک علیها مِن دابه و لکن یؤخرهم الی اجل مسمی؛(10)اگر خداوند مردم را به خاطر ظلم و گناهان نشان کیفر دهد، جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نخواهد گذارد، لیکن خداوند زود کیفر نمی‌دهد و تا مدتی که خودش می‌داند، به آن‌ها مصلحت داده و کیفر را تاخیر می‌اندازد.
بنابر این هر چند برخی از اعمال در دنیا، جزا داده می‌شود، ولی مجازات اصلی در عالم قیامت خواهد بود. در طول تاریخ و در زمان کنونی شاهد جنایتکاران بسیاری بوده‌ایم که هیچ‌گاه در دنیا مجازات اعمال خود را ندیده‌اند . اگر سختی ها و مشکلات در زندگی داشته‌اند، مانند دیگر انسان‌ها بوده‌اند. بنا بر این عدالت الهی اقتضا می‌کند که جهان دیگر و پاداش و کیفر آن وجود داشته باشد.
همچنین در هیج جا ذکر نشده که خداوند افراد معتقد را زودتر از ستمگران مجازات می کند .

پی‌نوشت‏ها:
1. كهف(18)آيه 29.
2. مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص 109، انتشارت صدرا ، تهران ، بی تا.
3. حدیث زندگی، ش 12، ص 58 به نقل از ویلیام، جی، سنت، شاخص‏های فرهنگی در ایالات متحده، ترجمه فاطمه فراهانی. نشر علمی فرهنگی، تهران ، 1382 ش.
4. شیخ عباس قمی ،مفاتيح الجنان ،ص250،نشر دفتر فرهنگ اسلامی، تهران، 1370 ش.
5. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمة ، واژه بلا، شماره 1950. ج21404 نشر دار الحدیث، قم، 1416 ق.
6. مفاتيح الجنان ، اعمال شب هاي ماه رمضان، دعاي ابوحمزه ثمالي. ص334 .
7. اعراف(7) آیه 182.
8. همان .
9. مفاتیح الجنان ، دعای کمیل. ص112 .
10. نحل (16) آیه 61.