سلام

حالم اصلا خوب نيست خسته ام خسته خسته يه روز بعد از بله برونم اقاي داماد باهام تماس گرفت كه ما به هم نمي خوريم سعي كردم فراموش كنم اما نشد از لحاظ روحي خيلي بهم ريختم هر روز ذكر ربنا هب لنا ازواجنا مي گم هر روز آيه الكرسي مي خونم دعا مي كنم اما هيچ اتفاقي نيفتاده حالم كلا خيلي بد است ديگه نمي دونم بايد چه كار كنم از دست خدا خيلي دلگيرم من جز خدا كسي رو ندارم من همه هستي روم به دست خود خدا سپردم اما حالا ….

شما بگيد بايد چه كار كنم/

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
ما کار آقای داماد را بسیار زشت می دانیم و به شما حق می دهیم در نگاه اولیه ناراحت و مضطرب باشید ؛ اما اگر با دقت تفکر کنیم باید بگوییم که :
چه چیزی باعث شده که شما خسته شوید؟ یا به هم بریزید یا حالتان بد باشد ؟ شما باید خدا را شکر کنید که زود اشتباهتان را به شما نشان داده و از بدبختی تان جلو گیری کرده ، آیا خوب بود وارد زندگی با کسی بشوید که با شما ناسازگار بوده و به شما به عنوان همسر ایده آلش نگاه نمی کرد؟ آیا فکر کرده اید. اگر با او وارد زندگی می شدید چه سختی هایی ممکن بود می دید ؟ بسیاری از زن ها هستند که از بی مهری همسرشان ناراحتند و به فکر طلاقند
پس باید شما خوشحال باشید که فردی که مناسب شما نبود از همین اول خود را نشان داده است و شاد باشید که دیگر سختی زندگی با او را تحمل نمی کنید .
از طرفی به جای دلگیری از خدا باید ممنون لطف او باشید چرا که اگر بعد از مدت ها به احساس داماد نسبت به خودتان پی می بردید می گفتید چرا خدا این فرد را به همسری من درآورد.
اما کاری که باید شما انجام دهید این است؛
اولا :
بسیار حساس تر به این قضیه بنگرید و وقار و سنگینی خود را حفظ کنید ؛ چرا که شما امکان ازدواج با افراد دیگر که با آن ها خوشبخت باشید را دارید.
ثانیا:
اگر او تماس گرفت علت حرفش را بپرسید که چرا می گوید به درد هم نمی خورید.
ثالثا:
اگر می دانید که او حرفش ناخواسته بوده و شما را دوست دارد و شما هم او را دوست دارید، از واسطه ها برای ارتباط و اصلاح مجدد این قضیه استفاده کنید.
موفق باشید