می شه تاریخچه ای در مورد مدریت زن در اسلام در اختیارم بگذارید؟
پاسخ:
$$$$پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
کاش معلوم می نمودید که مقصودتان از مدیریت زن چیست، مدیریت شامل مدیریت کلان و خرد نیز می گردد، در عین حال می توان گفت :
تاریخ اسلام نشان می دهد که زنان - ضمن مدیریت خانه - مدیریت های اجتماعی ، فر هنگی و اجتماعی داشته اند، مثلا زنان در جنگ ها حضور می یافتند و در آن نفش ایفا می نمودند، چنان که در صدر اسلام زنان در جبهه ها حضور می افتند و بخشی از جنگ را مدیریت می نمودند ، از سوی دیگر برخی از زنان با مدیریت منزل و خارج از آن مردان را یاری می نمودند، مثلا حضرت خدیجه با مدیریت خاص خود پشتوانه ی قوی برای رسول خدا (ص) بود. نقش حضرت خدیجه در موفقیتهای رسول خدا (ص) بر کسی پوشیده نیست. آن بانوی بزرگ اسلام تأثیرات بسیار درخشانی در زندگی پیامبر گذاشت. رفتار او با حضرت رسول به گونهای پسندیده بود که پیامبر کوچکترین دغدغه و نگرانی از زندگانی مشترک با خدیجه نداشت. آسودگی و آرامش خاطر حضرت در زندگی، زمینه خوبی را ایجاد کرد که با موفقیت قدم بردارد و آزار و بیمهریهای مشرکان قریش را تحمل نماید و هم چنان ثابت قدم و استوار به جلو حرکت کند. (1)
یکی دیگر از زنان که به مدیریت پرداخت حضرت زهرا (س) بود . وی در عرصه خانواده همسر موفقی بود که پشتوانه ی قوی برای امام بود و امام در کنار وی مشکلات را حل می کرد .
هچنین حضرت زهرا (س) به دفاع از ولایت و امام خود پرداخت که این امر مشارکت سیاسی مدیریت کلان را نشان می دهد. حضرت زهرا (س) با شیوه های خاص ، مانند خطبه خواندن افکار عمو می را روشن نمود . همچنین حضرت با تدوین وصیت نامه عملا غاصبان ولایت را زیر سئوال برد.
يكي از نمونه هاي بارز مديريت زن حضور حضرت زينب (س) در كربلا است . وي بعد از شهادت امام حسين (ع) عملا رهبري انقلاب را بر عهده گرفت و در اين امر بسيار موفق بود . به گونه ی که سخنرانی قهرمانانه زینب (س) در کوفه، موجب تحول در افکار عمومی شد. وی در برابر نعره مستانه عبیدالله بن زیاد، آن گاه که به پیروزی اش مینازید و میگفت: "کار خدا را با خاندانت چگونه دیدی؟!" با شهامت و شجاعت و صف ناپذیری گفت: "ما رأیت الا جمیلا؛ جز زیبایی چیزی ندیدهام". شهادت برای آنان مقدر شده بود. آنان به سوی کشتن گاه خویش رفتند. به زودی خداوند آنان و تو را میآورد تا در پیشگاه خداوند داوری خواهید.
آن گاه که ابن زیاد دستور قتل امام سجاد (ع) را صادر کرد، زینب (س) با زیرکی تمام، زمام عواطف را به دست گرفت و برادر زادهاش را در آغوش گرفت و گفت: اگر خواستی او را بکشی ، مرا هم بکش. به دنبال حرکت زینب (س)، ابن زیاد از کشتن امام سجاد (ع) منصرف شد.
زینب (س) در شام نیز توانست افکار عمومی را متحول نماید. در جلسهای که یزید به عنوان پیروزی ترتیب داده بود و در حضور بازماندگان واقعه کربلا، سر بریده حسین (ع) را در تشت نهاد و با چوبدستی به صورتش میزد، زینب کبری (س) با سخنرانی خویش غرور یزید را در هم کوفت و او را از کرده خویش پشیمان کرد. سرانجام یزید مجبور شد کاروان را با احترام به مدینه برگرداند.
در مدینه نیز زینب (س)، پیام آور شهیدان، ساکت ننشست. او با فریادش مردم مدینه را بر ضد حکومت یزید شوراند. حاکم مدینه در پی تبعید حضرت زینب برآمد. (2)
گرچه عایشه علیه امام عصر خود قیام نمود که این امر غیر مشروعی بود ، اما وی رهبری جنگ جمل را بر عهده داشت که این یک نوع مدیریت بود . طلحه و زبیر، عایشه را راضی کردند تا با همدیگر علیه علی (ع) شورش و قیام نمایند و کشته شدن عثمان را بهانه قرار دادند. عایشه موافقت کرد. (3) سرانجام جنگ جمل به سرکردگی عایشه و طلحه و زبیر و دسیسه معاویه و بنی امیه میان دو گروه از مسلمانان رخ داد. (4)
پینوشتها:
1. محمد مهدی حائری، شجره طوبی، ج2، ص233 بی نام.
2. زینب پیام آور عاشورا، سید عطاء الله مهاجرانی، ص 287 به بعد. تهران ،انتشارات اطلاعات ،1374 .
3. جعفرسبحانی ، فروغ ولایت، ص 376، انشارات صحیفه ، 1368 .
4. جعفر سبحانی، همان ، ص 417 .






