پرسش 1:
دزدي شرح من چند سوال دارم 1-من سالهاي جواني يعني 5يا 6 سال قبل بر منسبي تکيه زدم و وظيفه حساب و کتاب عده اي بر عهده من بود من هم هر بار با جابه جا کردن حساب ها پولي براي خود برميداشتم که نوعي دزدي است حال من نه مي دانم مقدار آن پول تقريبا چقدر بوده و نه همه افراد در ذهنم هستند که برگردانم حال تکليف من چيست ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
افرادي را که مي شناسي بايد مبلغي را که از آن ها برداشته اي به خودشان برگرداني و لازم نيست ماجرا را توضيح دهي؛ بلکه به هر نحوي پول را به آن ها برگرداني کافي است. و آن هايي را نمي شناسي و از شناختن شان مايوس هستي، بايد با اجازه از دفتر مرجع تقليدت پول آن ها را از طرف آن ها به فقير صدقه بدهي.
اگر مقدار پول را نمي داني و صاحب آن را نمي شناسي، آن مقداري را که يقين داري بايد پرداخت کني . مثلا اگر نمي داني از فلان فرد هزار تومان برداشته اي يا دو هزار تومان؛ هزار تومان را برگرداني کافي است. و اگر صاحب آن را مي شناسي، بايد او را راضي کني. (1)
پي نوشت:
1. امام خميني ، توضيح المسائل ، م 1815.
پرسش 2:
من در هنگام فرستادن صلوات دچار سر در گمي مي شوم؟ چون هم صلوات ثواب زيادي دارد هم گفتن ذکر و ياد خدا نمي دانم بايد صلوات بفرستم يا ذکر خدا مثلا لا اله الا الله بگويم چون آن هم ثواب زيادي دارد و مي ترسم از اينکه صلوات را بيشتر از ياد خدا بگويم ؟
پاسخ:
هر عبارتي که متضمن ذکر خداوند عز و جل باشد ، ذکر محسوب مي شود. مثل: «لا إ له الا الله» و ليکن صلوات بر محمد و آل محمد عليهم صلوات الله از بهترين ذکرها است . ( 1 ) بنا بر اين با صلوات فرستادن هم ثواب ذکر و ياد خدا و هم ثواب صلوات را نصيب خود مي نمائيد .
پي نوشت :
1 . آيت الله خامنه اي ، رساله اجوبه الاستفتائات ، س 487 .
پرسش 3:
آيا در اخرت ثواب و گناهان ما تک تک رسيدگي مي شود يا در ترازو گذاشته مي شود که اگر هر کدام کمتر يا بيشتر بود آن را اعمال مي کند خداوند بلند مرتبه ؟
پاسخ:
قرآن کريم در اين بسيار روشن گفته است مثلا فرمود :
«وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَکَفَى بِنَا حَاسِبِينَ؛(1)
ترازوهاى داد را در روز رستاخيز مىنهيم. پس هيچ کس در چيزى ستم نمىبيند . اگر عمل هموزن دانه خردلى باشد ، آن را مىآوريم و کافى است که ما حسابرس باشيم».
از قرائن برميآيد که منظور از ميزان وسيله سنجش به معناي عام آن است، زيرا ميدانيم که هر چيزي وسيله سنجش مناسب خود دارد، وسيله سنجش حرارت را ميزان الحراره يا دماسنجش ميگويند . وسيله هوا را ميزانالهوا يا هواسنج، بنا بر اين منظور ا ز ميزانهاي سنجش اعمال کساني هستند که اعمال نيکان و بدان را با اعمال آن ها ميسنجند، چنان در روايتي آمده:
«إنّ أميرالمؤمنين والأئمه من ذرّيّته هم الموازين؛ (2) اميرمؤمنان و امامان از فرزندان او ميزانهاي عدل قيامتاند». در برخي روايات آمده که انبيا و اوصيا (ع) ميزان سنجش اعمال مردماند. (3) چه اين که فرمود :
«فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِکَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا کَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُونَ؛ (4) پس هر کس ميزانهاى عمل او گران باشد، آنان خود رستگارانند، و هر کس ميزانهاى عمل او سبک باشد، پس آنانند که به خود زيان زدهاند، چرا که به آيات ما ستم کردهاند».
در نگاه علماي شيعه معيار در اين مسئله اين آيه مبارکه است :
«فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره، و من يعمل مثقال ذره شرا يره ؛ (5) پس هر کس به قدر ذره اي کار نيک کرده آن را خواهد ديد، و هر کس به قدر ذره اي کار زشتي مرتکب شده به کيفرش خواهد رسيد» .
برخي مذاهب نظير معتزله قايل به احباط و تکفيرند، يعني آن ها گمان مي کنند که اگر در پي عمل نيک، عمل بد بيايد، عمل نيک از اثر ميافتد و حبط و باطل مي شود. اگر بعد از عمل بد عمل نيک انجام شود ، اثر عمل بد پوشيده ميشود ، در نتيجه هر عمل که آخر از انسان صادر ميشود، معيار سنجش قرار ميگيرد. اگر خوب بود ، به بهشت و گرنه به دوزخ ميرود.
برخي معتقدند که عمل نيک و بد با هم محاسبه ميشود . بر زايد بر آن محاسبه پاداش و يا کيفر داده ميشود. علماي شيعه معتقدند که اين باور يعني احباط موجب ظلم مي شود، زيرا اگر کسي عمل نيک و بد انجام دهد و عمل بدش بيش تر از اعمال نيک او باشد، تنها کيفر داده شود . اگر کسي عمل نيک او بيش تر باشد، تنها پاداش بگيرد ، نزد عقلا پذيرفته نيست . قرآن کريم نيز بر اساس ياد شده آن را نمي پذيرد و تصريح ميکند که هر کدام از اعمال نتيجه خاص خود را دارد. (6)
بنا بر اين کساني که اعمال نيک و بد آن ها يکسان است، براي اعمال بد کيفر داده شده و بعد از چشيدن کيفر وارد بهشت خواهند شد. البته اگر توبه نکرده باشد.
پينوشتها:
1. انبياء (21) آيه 47.
2. محمد باقر مجلسي بحار الانوار، ج 7، ص 252. نشر دار الاحيا التراث العربي، بيروت، 1403 ق .
3. بحراني البرهان، ج 3، ص 61. نشر دار الاحيا التراث العربي، بيروت ، بي تا .
4. اعراف (7) آيه 8 و 9.
5. زلزال (91) آيه 8.
6. کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص 413 ، نشر جامعه مدرسين، قم، بيتا .
پرسش 4:
شهيد به چه کسي اطلاق مي شود. آيا کشته شدن در راه خدا تنها شهادت است يا کشته شدن در جنک يا صلح در مثل ترور مثلا جنگ ايران و عراق يا ترور افرداي مثل علي صياد شيرازي آيا اينها جز شهدا هستند و چرا؟
پاسخ:
شهيد يعني کشته شده در راه خداى بدان جهت که ملائک رحمت او را حاضر شوند ، يا آن که الله تعالى و فرشتگان او شاهدند از براى او به بهشت ، يا آن که او از جمله آن کسانى است که شاهدى از آن ها طلب کرده خواهد شد در روز قيامت بر امت هاى گذشته ، يا آن که افتاده است بر شاهدة ، يعنى زمين ، يا آن که زنده و حاضر است نزد پروردگار خود ، يا آن که مشاهده مى کند ملکوت و ملک خداى را . ج : شهداء . (منتهى الارب)
مجاهد گويد : نخستين شهيد در راه اسلام سميه مادر عمار ياسر بود که ابوجهل نيزه اى به قلبش زد و به اين ضربت درگذشت .
عبدالله بن عمرو گويد : پيش از جنگ احد مبشر بن عبدالمنذر را که در بدر به شهادت رسيده بود به خواب ديدم به من گفت : چند روز ديگر تو نزد ما خواهى بود . من به وى گفتم : مگر اکنون تو در کجائى ؟ گفت : در بهشت ، آزادانه به هر جاى آن مى گرديم . گفتم : مگر نه تو در بدر کشته شدى ؟ گفت : آرى ولى پس از آن زنده شدم . من خواب خود را به پيغمبر (ص) معروض داشتم . فرمود : اى عبدالله شهادت همين است .
رسول اکرم (ص) فرمود : نخستين کسى که به بهشت رود شهيد است .
و فرمود : سه گروهند که (در قيامت شفاعت کنند : پيامبران سپس علما و سپس شهداء .
ابو حمزه ثمالى گويد : به حضرت صادق (ع) عرض کردم : فدايت گردم ، سنّم بالا رفته و استخوانم سست و غجلم نزديک شده بيم آن دارم پيش از آنکه به دولت شما رسم و در راه شما به شهادت نائل گردم بميرم .
حضرت فرمود : اى اباحمزه تو مى پندارى که شهيد تنها آن کسى است که به قتل رسد ؟ گفتم : آرى فدايت شوم .
فرمود : اى اباحمزه هر کسى که به ما ايمان داشته باشد و گفته ما را باور کند و در انتظار دولت ما بود به منزله کسى است که زير پرچم قائم ما بلکه به خدا سوگند به زير پرچم پيغمبر (ص) کشته شده باشد .
ابوبصير گويد : امام صادق (ع) به من فرمود : اى ابامحمد کسى که به مذهب تشيع بميرد شهيد است . عرض کردم : فدايت شوم گرچه در بستر بميرد ؟! فرمود : گر چه ردر بستر خويش بميرد شهيد است و او زنده و نزد پروردگار خود روزى مى خورد .
امام صادق (ع) فرمود : شهيد اگر در محل ضربت خوردن بميرد با لباسى که به تن دارد دفن شود و غسل ندارد ، و اگر هنوز رمقى در بدن دارد ، از جايش به جاى ديگر برده شود و بميرد بايد غسلش داد و سپس او را دفن نمود . (بحار : 18 / 21 و 20 / 131 و 69 / 393 و 8 / 34 و 68 / 141 و 82 / 6)
از امير المؤننين (ع) نقل است که روزى پيغمبر (ص) پس از اداى فريضه بنى نجار کسى هست ؟ زيرا فلان مرد از اين قبيله (که به تازگى شهيد شده بود) به درب بهشت براى سه درهم که بدهکار مردى يهودى مى باشد در باز داشت بسر مى برد . (بحار : 17 / 295)
امام صادق (ع) فرمود : کسى که در حال دفاع از مالش کشته شود شهيد است . (بحار : 79 / 195 ) . (1 )
بنابراين افرادي که شيعه هستند و ترور مي شوند مانند شيعيان عراق و علي صياد شيرازي هم شهيد به حساب مي ايند .
هم چنين کسي که در راه خدا کشته مي شود شهيد است .
پي نوشت.
1 . معارف و معاريف ، ج 6 ، ص 582-583 ، سيد مصطفي حسيني دشتي ، قم ،1376 ش ، چاپ دوم .
پرسش 5:
آيا توبه همه گناهان را پاک مي کند در صورت نرفتن دنبال آن گناهان اگر کتابي در مورد اين شبهات است آن را به من معرفي کنيد با تشکر از لطف شما؟
پاسخ:
خداوند بارها در آيات کتاب خود تأکيد کرده است که توبه را مي پذيرد : "وَ هُوَ الَّذي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ ؛ (1) و او است که توبه بندگانش را ميپذيرد و از گناهان شان در مي گذرد".
در ايه اي به بندگان بشارت داده که: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ ؛ بگو: اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است».
با اين آي? شريفه جايي براي نا اميدي باقي نمانده و همه بايد اميدوار به رحمت الهي باشند.
خداوند نه تنها توبه بندگانش را مي پذيرد ، بلکه توبه کنند گان را دوست دارد : ُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ ؛ (2) خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و پاکان را نيز دوست دارد". و چه پيامي لذت بخش تر از اين سخن الهي که انسان گناهکار پس از توبه محبوب خدا شود.
پس با اين پيام الهي ديگر اضطراب و نگراني چرا ؟ وقتي انسان خود را محبوب خدا احساس کند ،آيا لذت بخش تر از اين خواهد بود؟
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نيز فرمودند: "التائب مِن الذنب کمن لا ذنب به؛ (3) توبه کننده از گناه مثل کسي است که هيچ گناهي را مرتکب نشده است".
در نتيجه اگر توب? واقعي نموده ايد، يعني علاوه بر پشيماني از گناه عزمتان بر اين است که ديگر آن گناه را مرتکب نشويد، اميدوار باشيد که خداوند توب? شما را پذيرفته است.
معرفي کتاب:
1- اخلاق، عبدالله شبر، ترجمه محمدرضا جباران، انتشارات هجرت، قم ، از ص 331 تا ص 352.
2- توبه آغوش رحمت ، شيخ حسين انصاريان، انتشارات دارالعرفان.
موفق و پيروز باشيد.
-----------------------------
پي نوشت ها:
1. الشوري (42) آيه 25 .
2. البقره (2) آيه 222 .
3. ابوالقاسم پاينده، نهج الفصاحه، دنياي دانش، تهران، 1382ش.






