پرسشگر گرامي با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
این آيه در دنباله پاسخ گويى به اعتراضات گوناگون كفار و مشركان است و به ايرادهاى آن ها پاسخ داده است:
آن ها به پيامبر (ص) پيشنهاد معجزات عجيب و غريبى مىكردند، و هر يك به ميل خود پيشنهادى داشتند، حتى قانع به مشاهده معجزات مورد درخواست ديگران نبودند. گاهى خانههايى از طلا، و گاهى نزول فرشتگان و زمانى تبديل سرزمين خشك و سوزان مكه به يك باغستان پر آب و ميوه، و گاهى موضوعات ديگر از پيامبر (ص) را تقاضا مىكردند.
گويا آن ها با تقاضاهاى غريب و عجيب ،يك نوع مقام الوهيت و مالكيت زمين و آسمان براى پيامبر (ص) انتظار داشتند.
در پاسخ اين افراد، پيامبر مامور مىشود بگويد: هرگز ادعا نمىكنم كه خزائن الهى به دست من است و هرگز ادعا نمىكنم كه از همه امور پنهانى و اسرار غيب آگاهم.
كسى از همه چيز با خبر است كه در هر مكان و هر زمانى حاضر و ناظر باشد . او تنها ذات پاك خدا است، اما غير او كه وجودش محدود به زمان و مكان معينى است ، نمىتواند از همه چيز با خبر باشد،ولى هيچ مانعى ندارد كه خداوند قسمتى از علم غيب را كه مصلحت مىداند، و براى تكميل رهبرى رهبران الهى لازم است، در اختيار آن ها بگذارد .
با توجه به مجموع آیات باید گفت:
آیه مورد نظر ناظر به علم غيب بالذات است . آیات دیگر که در ذیل می آوریم، ناظر به این است که علم غيب بالعرض و به تعبير ديگر يادگيرى و تعلم از داناى غيب برای غیر خدا با اذن او وجود دارد .
پس خداوند چنين علمى را نه تنها در اختيار پيامبران و پيشوايان الهى قرار داده ،بلكه گاهى در اختيار غير آن ها نيز قرار داده است، از جمله :
" عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ؛ (1)
خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچ كس را از علم غيب خود آگاه نمىكند، مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند".
تكميل مقام رهبرى، آن هم يك رهبر جهانى و همگانى، نياز به آگاهى بر بسيارى از مسائل كه از نظر ساير مردم پوشیده است، دارد. اگر خداوند علم غيب را در اختيار فرستادگان و اوليايش نگذارد، مقام رهبرى آن ها تكميل نخواهد شد.
گاهى يك موجود زنده براى ادامه حيات نياز به دانستن گوشهاى از غيب دارد. خداوند در اختيار او مىگذارد، مثلا شنيدهايم كه بعضى از حشرات در تابستان پيشبينى وضع هواى زمستان را مىكنند؛ يعنى خداوند اين غيب را به خصوص در اختيار آن ها مىگذارد، زيرا زندگى آن ها بدون اين مطلب چه بسا دستخوش فنا مىگردد.(2)
پس مراد از نفي علم غيب در اين آيه نفي استقلالي است، يعني بدون اذن خدا و بدون كمك او غيبي نمي دانم ، چون علمم ذاتي نيست، بلكه خداوند همه آن ها را به من داده است. از اين رو بدون اذن او نمي توانم غيب بگويم و به تمام درخواست هاي شما كه برخاسته از روحيه انكار و ايراد گيري (نه حق پذيري ) است ،پاسخ دهم.
به تفسیر نمونه ،آیت الله مکارم، ج 5 ،ص 245 مراجعه نمایید.
پی نوشت ها:
1.جن( 72) آيات 26 و 27 .
2.اعراف(7 ) آیه 188.
۱۳۹۰/۰۲/۱۰ ۱۶:۲۲
شناسه مطلب: 31240






