با سلام و خسته نباشید دختری هستم 27 ساله فکر میکنم شرایط ازدواج را دارم ولی هر چه دعا میکنم خداوند بزرگ خواستگار مناسبی برای من بفرسد و ازدواج کنم خداوند دعایم را براورده نمی کند من خیلی دارم تحمل می کنم که حتی دچار کوچکترین لغزشی نشوم.ولی چرا خدا قبول نمیکند؟لازم به ذکر است که این موضوع یعنی نداشتن خواستگار باعث خجالت من میشود.مگه خدا نگفته مرا بخوانید تا شما را استجابت کنم؟شما را به خدا جوابم را بدهید.خدا حتی برای اشتغال هم دعایم را مستجاب نکرد به هر کجا رفتم گفتم فقط خدا را دارم با احترام خدا با احترام بیرونم کردند بگویید چه کنم چون بیکارم خوستگارها می روند و بر نمی گردند.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
بالا رفتن سن ازدواج و کم میلی جوانان به تشکیل زندگی و ازدواج، یکی از آفت های روزگار ما است. چنان که نیامدن خواستگار - حتی برای افراد تحصیل کرده دانشگاهی نیز یکی از مشکلات رایج در میان دختران امروزی است و اختصاص به شما ندارد.
برای روشن شدن این مطلب، لازم است به نکات زیر توجه کنید:
1. همیشه زود ازدواج کردن، به معنی زودتر به خوشبختی رسیدن نیست.
پس زود به خانه بخت رفتن، همیشه به معنای خوشبختی نیست. اگر شما و هر دختری به حفظ پاکی و عفت خود استمرار بخشد و در حفظ عفاف و امتحان الهی موفق و سرافراز شود، خداوند از طریقی که خود میداند، فرد صالح و شایسته و لایقی را به خواستگاری شان میفرستد. ان شاء الله.
2. دختران نباید خانه بخت شان را منحصر در ازدواج بدانند. آنان نباید همه تخم مرغ های خوشبختی را در سبد ازدواج بچینند و همه برگه های برنده زندگی را در موضوع ازدواج خرج کنند. چه بسا زنان بسیار تأثیرگذاری در جامعه بوده اند که در پرتو تحصیل، کار و تلاش و... به خانه خوشبختی و بخت واقعی خود راه یافته اند.
بنابراین، آنان باید تمرکز ذهنی خود را تا زمان مقتضی و تا زمانى که کسى به خواستگارى شان نیامده، از مسئله ازدواج به امور مثبت دیگر ببرند. به هیچ عنوان اجازه ندهند ازدواج تمام فضای ذهنی شان را اشغال کند.
3. در ناکامیها به جای بغرنج سازی، به سادهسازی و عادی سازی بپردازند؛ چرا که ناکامیها آن قدر هم که فکر میکنیم، ناکامی نیستند. بر عکس، کامرواییهای ما هم آن قدر هم کامروایی محسوب نمیگردد. نمونهاش همه دختران ازدواج کردهای هستند که با هزار امید و آزرو راهی خانه بخت می شوند، ولی دیری نمی پاید که چیزی جز طلاق قانونی یا عاطفی و عملی نصیب آنان نمیگردد. آرزو می کنند که ای کاش تن به ازدواج نمی دادند.
4. تلقین و مثبت اندیشی: به خود تلقین کنید که هنوز فرصت برای ازدواج موفق را خواهم داشت. این نکته را به هیچ عنوان خودفریبی قلمداد نکنید. باور کنید که: «کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور».
راهکار عملی
خداوند حکیم نظام هستی را بر پایه اسباب و مسببات قرار داده است؛ یعنی برای پیدایش هر پدیده ای، علتی خاص و برای حل هر مشکلی راهکارهای ویژه ای تعیین نموده است.
از یک سو، به انسان «عقل و اندیشه» عنایت کرد تا با کمک آن و مشورت با دیگران راه حل مشکلات را بیابد و افق آینده زندگی خویش را بر آن اساس تنظیم و تدبیر و برنامه ریزی کند تا به هدف مطلوب خود برسد.
خداوند برای رسیدن به هدف مطلوب و ساختن سرنوشت سعادتمندانه، دو گونه اسباب و علل مقرر داشته است که عبارت اند از:
1. عوامل مادی یا ظاهری؛
2. عوامل معنوی یا باطنی.
انسان باید به کمک عقل و فکر خدادادی خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص، در هر کاری اقدام نماید. همزمان از آغاز هر کار تا پایان آن، با دعا و توسل به لطف و عنایت های خداوند امیدوار باشد. از او بخواهد اقداماتش را به هدف و نتیجه مطلوب برساند.
نکته مهمی که باید مورد دقت و توجه قرار گیرد، این است که:
اجابت دعا همیشه آن نیست که خواسته انسان به همان گونه و در همان زمانی که توقع دارد، برآورده شود. گاهی انسان خواستههایی دارد که برآورده شدنی نیست، یا اگر مستجاب شود، به ضرر او یا دیگران است و او نمیداند، یا اجابت دعا به مقدمات و شرایطی نیاز دارد که فراهم نیست، یا زمان آن هنوز فرا نرسیده و ... .
الف) عوامل ظاهری:
برخی از عوامل ظاهری که زمینه ازدواج را فراهم می کنند، عبارت اند از:
1. خوش اخلاقی، پرهیز از گرفتگی چهره و عبوس نبودن.
2. خوشزبانی و داشتن بیانی نرم و مهربانانه همراه با دلسوزی.
3. پرهیز از زودرنجی و بالا بردن قدرت تحمل، ظرفیت و صبر و بردباری.
4. شادابی و نظافت و پاکیزکی.
5. رعایت کردن فرهنگ صحیح جامعه.
6. پرهیز از ابتذال اخلاقی و ژولیدگی.
7. پرهیز از افسردگی و گوشهگیری.
8. پرهیز از حرفها و اظهارات دلسرد کننده.
9. متواضع بودن پیش افراد همجنس (زنان و دختران) و پرهیز از خودستایی و تکبر.
10. حضور در کانونهای علمی و مذهبی. همچنین مساجد و جلسات مذهبی و شرکت در مجالس مراسم جشن و عقد و عروسی اقوام و خویشان با حفظ موازین و شئون اسلامی.
11. داشتن اعتماد به نفس و شخصیت برازنده.
ب) دعادرمانی و توجه به عوامل معنوی:
1. خواندن سوره یس:
از پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - روایت شده که در خواندن سوره یس ده خاصیت است، از جمله رسیدن به همسر مناسب. (1) پس این سوره را هر روز صبح بعد از نماز بخوانید. ثواب آن را هدیه به چهارده معصوم - علیهم السلام - کنید. سپس از خدا حاجت خود را بخواهید.
2. نماز امام زمان(ع):
شب جمعه بعد از نصف شب غسل کنید و نماز امام زمان - علیه السلام - را بخوانید. (کیفیت آن در مفاتیح الجنان آمده است)
بعد از سلام، به سجده روید و صد مرتبه صلوات بفرستید. در حال سجده، حاجت خود را از خدا بخواهید.
3. دعای یستشیر:
دعای «یستشیر» را که در اوایل مفاتیح الجنان آمده، هر صبح و شب بخوانید.
4. سوره فلق و ناس را هر روز بخوانید.
5. خواندن نماز جعفر طیار به همان نحوی که در مفاتیح الجنان آمده است.
در پایان لازم است به برخی نکات توجه شود:
1. گاهی میزان ایمان و باور، صداقت، «اعتماد » و «حُسن ظن» انسان به خدا، از طریق تأخیر استجابت و یا عدم استجابت دعاها مورد آزمایش قرار می گیرد؛ یعنی تأخیر در استجابت دعا برای این هدف است که فرد «حقیقت ایمان » و جوهر وجودی خود و میزان «حُسن ظن» خود به خدا را آشکار نماید و میزان دلبستگی و علاقه و ایمانش به حقانیت خدا را نشان دهد. آیا تا آن جا با خدا است و او را قبول دارد که خدا تابع او باشد و دعاها و خواسته هایش را اجابت کند یا این که در هر حالی خود را عبد و بنده تابع خدا می داند؟
چه بسا یکی از مهم ترین آزمایش های خداوند برای بندگان خوبی چون شما، تأخیر در اجابت ها و سنجش میزان صبر و حسن ظن شما به خدا باشد. امام صادق (ع) می فرماید: «اصل و اساس حُسن ظن به خدا، ریشه در "حُسن ایمان" و "سلامت دل" دارد. علامت و نشانه اش این است هر چیزی را که می بیند (و هر راحتی و گرفتاری به او می رسد) با چشم بصیرت و پاک، و نگاهی ارزشمند به آن نگرد». (2)
2. امید داشتن و مأیوس نشدن:
یکی از جولانگاه های شیطان، عرصه تأخیر در اجابت دعا است. آن پلید از این راه انسان را مأیوس میکند تا او به خدا بدبین شود.
امیر مؤمنان (ع) میفرماید: «دیر اجابت شدن دعا، تو را ناامید نکند که بخشش، بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعای تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانیتر گردد و بخشش خدا کاملتر شود. چه بسا چیزی را از خدا خواستهای آن را به تو نداده، ولی بهتر از آن را در دنیا یا آخرت به تو داده است و یا بهتر آن بوده که آن را از تو باز دارد. چه بسا چیزی را طلب نمودی که اگر به تو میداد، تباهی دین و دنیای خود را در آن میدیدی». (3)
پینوشتها:
1. حاج شيخ عباس قمي، سفينة البحار، ج 2، ص 418، دار الاسوة الطباعة و النشر، 1422 ه. ق.
2. المحدث النوري، مستدرك الوسائل، ج 2، ص 110، مؤسسة آل البيت، قم، 1408 ه.ق.
3. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه 31.






