قران کریم می فرماید فرعون دشمنان خود را به صلیب می کشید و ما او را وحشی خطاب میکنیم در حالی که پیامبر خود دستور به قطع دست می دهند وهمچنین فرعون دشمنان خود را فقط در دنیا مورد عذاب قارار میداد در حالی که پیامبر دشمنان خود را هم در دنیا وهم در اخرت ممورد عذاب قرار میدپس ظلم نیست که فرعون را وحشی خطاب کنیم
پرسشگر محترم با سلام وتشكر از ارتبا طتان بااين مركز.
سخن مولوی بسیاری زیبا و گویاست که :
از قیاسش خنده آمد خلق را کو چو خود پنداشت صاحب دلق را
جمله عالم زین سبب گمراه شد کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
کار پاکان را قیاس از خود مگیر گرچه ماند در نوشتن شیر، شیر
همسری با انبیا برداشتند اولیا را همچو خود پنداشتند. (1)
آنچه فرعون بر ضد مخالفان خود انجام مي داد ،از اين باب بود كه خود را رب مي دانست و ادعاي خدايي داشت . قرآن كريم از او نقل كرده :
قال انا ربكم الاعلي ؛ (2) گفت : پروردگار بزرگ شمایم .
آنچه از فرعون سر زد، به دليل خوي استكباري و طغيان و سركشي او از فرمان خداوند متعال بود ، چه اينكه تمام ستمگران تاريخ به همين دليل و خوي استكبار ،مخالفان خود را به قتل مي رسانند ،ولي آنچه رسول خدا در باره مجرمان و سارقان مبني بر قطع دست انجام داده است، عمل به دستور خداوند بوده كه به صراحت در قرآن كريم فرمود :
السارق و السارقه فاقطعوا ايديهما جزاء بما كسبا نكالا من الله ، و الله عزيز حكيم ؛ (3)
مرد و زن را به كيفر عمل ، دست شان را به عنوان كيفري كه خدا بر آنان مقرر داشته ، ببريد . خدا بر هر كاري مقتدر و به مصالح خلق حكيم است .
از اين آيه به روشني معلوم مي شود كه قطع دست دزد حكم صريح خداوند است . آن هم به دليل كيفر عمل خلاف و دزدي كه مرتكب شده ؛ قطع دست تحت شرايط خاص اجرا مي شود . (4)
اما آنچه از كيفر در آخرت براي معصيتكاران و دزدان و قاتلان مقرر شده ، ربطي به پيامبر ندارد. پيامدهاي قهري اعمال خلاف آنان است كه به طور طبيعي بر عمل آنان مقرر گرديده و قرآن كريم به صراحت فرمود:
لا تجزون الا ما كنتم تعملون ؛ (5) جز اعمال شما جزائي براي شما نيست .
در روايتي آمده : انما هي اعمالكم ترد اليكم ؛ عذاب همان اعمال و كردارهاي شماست كه به سوي شما برگردانيده شده . بنابراين قياس اين دو مسئله بسيار ناصواب است.
آن چه در احکام دین آمده و پیامبر مجری آن بوده ، نظیر کار پزشک جراح است. برای نجات جان بیمار مجبور می شود بدن و یا دست و پای آسیب دیده او را قطع نماید تا حیات او را باز گرداند. آیا می توان پزشک و جراح معالج را به دلیل جراحیش ظالم خواند ؟
مولوي بسیار زیبا و شنیدنی در باره نقش طبیب گونه انبیا گفته است :
ما طبيبانيم شاگردان حق بحر قلزم ديد ما را فانفلق
آن طبيبان طبيعت ديگرند كه به دل از راه نبضي بنگرند
ما به دل بي واسطه خوش بنگريم کز فراست ما به عالي منظريم
آن طبيبان غذايند و شمار جان حيواني بديشان استوار
ما طبيبان فعاليم و متعال ملهم ما پرتو نور جلال
آن طبيبان را بود بوي دليل وين دليل ما را بود وحي جليل (6)
پي نوشت ها :
1. جلال الدین بلخی، مثنوی معنوی، دفتر 1 ،ص 16،نشر علمی فرهنگی، تهران، 1375 ش.
2. نازعات 79 آيه 24.
3. مائده (5) آيه 38.
4. امام خميني ، تحرير الوسيله ، ج2 ص457، نشر موسسه آثار امام 1421ق.
5. يس(36)آيه 54.
6. مثنوي معنوي، دفتر سوم، ص 462، نشر اقبال، تهران، 1377ش.






