پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا باید اشاره شود که آدمیان اعم از انبیا و اولیا و سایر افراد عادی عموما وبدون استثنا به گونه‌ای خلق شده که از روی اراده و خواست خود عمل می کند ؛ می تواند معصیت کند و می تواند معصیت نکند، ولی خداوند متعال عقل و خرد را از درون و وحی آسمانی را از بیرون به عنوان دو نور افکن بسیار قدرتمند در اختیار آدمی قرار داد. پیامد اعمال نیک و بد را برای او کاملاً روشن ساخت . حقیقت را به گونه‌ای برای او روشن ساخت که به آسانی می تواند از گناه و معصیت دوری نماید . خواست های غریزی و طبیعی خود را از طریق مشروع به طور کامل برآورده سازد.
بنابر این آدمی به گونه‌ای آفریده شده که اگر بخواهد و اراده کند، به آسانی می تواند از ارتکاب گناه دوری نماید و گناه انجام ندهد، ولی مجبور به عدم ارتکاب گناه نشده ، چون این با حکمت الهی و فلسفه خلقت انسان که اختیار داشتن بود ، ناسازگار است ، چون فلسفه خلقت انسان تکامل اوست . تکامل از رهگذر عمل‌های ارادی و با اختیار تأمین می شود و نه از طریق جبر و عدم معصیت مجبورانه. با توجه به این نکته باید گفت انبیا در مسله جبر واختیار تفاوت بین انبیا وسایر مردم نیست از این روی شواهد و نمونه های متعدد قرآنی دلالت بر این حقیقت دارد که خداوند به قابلیت پیامبران برای تحصیل مقامات معنوی و شایستگی آنان برای عهده‌داری مسئولیت هدایت جامعه آگاهی داشته ، شایستگی و قابلیت خودشان است که موجب انتخاب آنان برای رهبری بشر و بهره مندی از لوازم آن شده است وجبر در این مسله نقشی نداشته است در این جا به چند نمونه از آیات مربوطه اشاره می‌کنیم:
أ) خداوند در بیان شرط صلاحیت احراز مقام امامت برای حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید:
«وإذ ابتلی إبراهیم رَبّه بلکماتٍ فَأتمهنّ قال إنّی جاعلک للناس إماماً؛(1)وقتی ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید [خداوند به او گفت:] من تو را پیشوای مردم قرار دادم».
ب) در جای دیگر در علّت انتخاب حضرت عیسی و زکریا می‌فرماید:
«إنّهم کانوا یُسارعونَ فی الخیرات و یدعونَنا رَغَباً ورَهَباً وکانوا لنا خاشعین؛(2) آنان کسانی بودند که از همه مردم در انجام کار نیک و پسندیده و امور خیر پیشقدم و پیشرو بودند. سبب آن هم دو عامل بود: ابتدا امید وصال ما را داشتند و سپس از خشم ما در بیم و هراس بودند» .
ج) نكته ديگر نحوه عمل كرد پیامبران الهی وبرخي تهديد ها و توصيه هاي خداوند به ا نها است كه اين مسله از اختيار كامل آنان حكايت مي كند .مثلا
خداوند، به پیامبر اسلام توصیه می کند که به پیامبران صاحب عزم و اراده، مانند: ابراهیم و نوح، اقتدا کند و مبادا مانند یونس باشد که در مقابل کفر و عناد قوم از کوره به در رود و قهر و عذاب برای آنان بخواهد و...! و می فرماید:فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوت؛(3)
اكنون كه چنين است صبر كن و منتظر فرمان پروردگارت باش و مانند صاحب ماهى [يونس‏] مباش (كه در تقاضاى مجازات قومش عجله كرد و گرفتار مجازات ترك اولى شد!!
یا در آیه ایی دیگر می فرماید : فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ ؛(4) پس صبر كن آن گونه كه پيامبران «اولو العزم» صبر كردند، و براى (عذاب) آنان شتاب مكن!
ويا در باره نوح در مورد فرزندش وقتی که دچار غرق شد، حضرت گمانش بر این بود که آن فرزند مؤمن بوده و هلاک می شود؛ از این رو عرض کرد:
إِنَّ ابْني‏ مِنْ أَهْلي‏ وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمين‏ ؛(5)
پسرم از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حكم‏كنندگان برترى!
و خداوند به او خبر داد که تو نمی دانی که او اهل تو نبود و رنگ تو را که ایمان و تقوا است، نپذیرفت و ناصالح بود و شایستگی نجات نداشت. و فرمود:
إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلين؛‏(6)
! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است [فرد ناشايسته‏اى است‏]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى‏.
و اینجا بود که نوح به حقیقت آگاه و از فرزند کافرش متنفر شد و از خدا بر این تقاضای بیجا آمرزش طلبید و عرضه داشت:َ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لي‏ بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاَّ تَغْفِرْ لي‏ وَ تَرْحَمْني‏ أَكُنْ مِنَ الْخاسِرين‏؛(7)
پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم كه از تو چيزى بخواهم كه از آن آگاهى ندارم! و اگر مرا نبخشى، و بر من رحم نكنى، از زيانكاران خواهم بود!
از اين گونه آموزه هاي وحياني بدست مي آيد كه انبيا در مسله اختيا ر همنند ساير مردم اند و هيچ تفاوت در اين مسله با ديگران ندارد .
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 124.
2. انبیاء (21) آیه 90.
3. قلم(68) آیه 48.
4. احقاف (46) آیه 35.
5. هود(11) آیه 45.
6. همان، آیه 46.
7. همان ، آیه 47.