با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما
من دختري هستم كه دو ماه ديگر 20 ساله مي شوم ، 2 سال پيش بعد از اتمام درسم در اوايل تابستان از سر كنجكاوي و يا نمي دانم چيز ديگري به اتاق هاي چت رفتم ( البته لازم به ذكر است كه آن موقع در مورد چت و مضرات آن اطلاعات كاملي نداشتم و نسبتاً كم بود ) در اون جا براي يكي از اون آي دي ها pm زدم كه پسري بود و او هم جواب مرا داد كمي از هم پرسيديم و با هم صحبت كرديم و من به دروغ نوشتم كه از زندگي نااميد شده ام افسرده هستم و يا به طور غير مستقيم گفتم كه قصد خودكشي دارم و از اين جور حرف ها و او هم نسبت به من كنجكاو شد و مرا از اين كار منع كرد و اميد داد و اين ارتباط در روزهاي آينده هم ادامه پيدا كرد اون از خودش مي گفت و من هم از خودم البته خيلي از حرف هاي من مثل خانوده ام اينكه دانشجو هستم سنم و چيزهايي ديگري دروغ بود البته تمام صحبت هايي كه مي كردم دروغ نبود ولي شايد نزديك 50 درصد يا حتي بيشتر از 50 درصد صحبت هاي من دروغ بود . اين رابطه ادامه داشت من به او فكر مي كردم و او هم مي گفت كه به من فكر مي كند . ( البته تموم اين صحبت ها به صورت نوشتاري بود و ما با هم كلاماً صحبت نمي كرديم و اون تصوير من رو نديده )اين رابطه تا 3 هفته ادامه داشت تا اينكه من تصميم گرفتم ديگر اين رابطه را ادامه ندهم البته اين رو هم بگم من همون موقع هم پشيمان شدم كه چرا از اول به حرف خدا گوش نكردم و اين رابطه رو شروع كردم ، ولي هر چه بود يك روز به او گفتم كه ديگر مي خواهم تمام كنم و تمام شد .
يك سال گذشت و من تقريباً همه چيز رو فراموش كرده بودم تا اينكه اوايل تابستان سال پيش عذاب وجدان شديدي وجودم رو فرا گرفت همش يه چيزي تو ذهنم مي گفت كه اگر اون تو رو نبخشيده باشه چي ؟ اگه تو تاًثير بدي در زندگي اون گذاشته باشي چي ؟ اگه زندگي اون تباه بشه چي ؟ تو مسئول خراب شدن زندگي اون هستي ؟ اگه اون ديگه نسبت به دخترا بدبين شده باشه چي ؟ و هزاران اگه ديگه كه در ذهنم رژه ميرفتن؟ و مي گفتن منتظر عواقب آه اون در زندگيت باش . چطور وجدانت راضي مي شه كه دنبال زندگي و اهدافت بري در صورتي كه زندگي اون رو خراب كردي ؟
خدا مي دونه كه چه زجري كشيدم . چقدر گريه كردم . من واقعاً از كارم پشيمون شدم از اينكه اصلاً چرا چت كردم و از خدا طلب بخشش كردم و واقعاً پشيمون شدم و به اشتباهم پي بردم . و از خدا هم خواستم كه كاري كنه اون من رو ببخشه و حلالم كنه و من در زندگي اون تأثير بدي نگذاشته باشم و اون زندگي خوب و با ايماني رو داشته باشه .
اما انگار اين عذاب وجدان دست بردار نبود . هر كاري كه مي خواستم انجام بدم اين فكر در ذهنم ميومد كه آه اون تو رو مي گيره . ديگه شنيدن اسم اون هرجا ، اسم شهرش و ... من رو به ياد اون مياندازه . و الان چند ماه كه درگير اين مساله هستم .
ديگه خسته شدم تا كي ؟ تا كي بايد زجر بكشم ؟ مگه انسان جايزالخطا نيست ؟ من هم اشتباه كردم و چت كردم و الان خيلي پشيمونم بارها به خود گفتم و حسرت خوردم كه اي كاش همچين چيزي در زندگيم اتفاق نمي افتاد اي كاش اصلاً با چت آشنا نمي شدم .
آيا من مسئول زندگي اون هستم . آيا من بايد تا هميشه به فكر اون باشم ؟
دلم مي خواد همه چي رو فراموش كنم اسمش رو و همه چي رو . دلم مي خواد از ذهنم پاك شه .
من يه دختر هستم دلم نمي خواد همش اون تو ذهنم باشه و هر چيزي من رو يا داون بيندازه . سر نماز وقتي دعا مي كنم به يادم مي ياد . وقتي به اهداف و آرزوهام در زندگي آينده ام فكر مي كنم به يادم مي ياد .
آيا من بايد هميشه منتظر اين باشم كه عواقب اين كارم رو در زندگي خودم يا يكي از اعضاي خانواده ام ببينم ؟
خسته شدم . من دلم مي خواد يه زندگي جديد رو آغاز كنم كه ديگه توش اون پسر رو فراموش كنم و سالهاي بعد ديگه يادم نياد حداقل به اين شدت و همراه عذاب وجدان .
اگه كارهاي مستحبي مثل صلوات ، صدقه ، طلب دعاي خير براش بكنم كه من رو ببخشه و كار من در زندگي اون تاثير بدي نگذاشته باشه ، هم كه باز اسم و ياد اون در ذهنم وجود داره ؟ و من رو به يادش مي اندازه ؟ پس چي كار كنم ؟
يه چيزي تو دلم مي گه تو به اشتباهت پي بردي . پس ديگه اون قسمت از زندگيت و اشتباهت و زندگي اون پسر رو به خدا بسپار و به خدا توكل كن و همه چي رو فراموش كن .
براستي آيا كار من اين قدر اشتباه بوده ؟ ايا من تاثير بدي تو زندگي اون پسر گذاشتم ؟ آيا زندگي اون خراب شده ؟ آيا من مسئول زندگي اون هستم ؟ آيا امكان داره كه همه چي براي اون همون جا تموم شده باشه و من رو فراموش كرده باشه ؟ آيا امكان داره كه اون حقي بر گردن من نداشته باشه ؟ آيا همه ي اشتباهات تقصير من بوده ؟
چي كار كنم كه در آينده ياد اين نيفتم كه اون حقي بر گردن من داره و اون رو از صفحه زندگيم پاك كنم و هر وقت به يادش افتادم دچار عذاب وجدان نشم ؟ يا نه من بايد هميشه به يادم باشه كه من مسئول زندگي اون هستم و هميشه اين عذاب وجدان همراهم باشه ؟
دلم آرامش مي خواد . دلم مي خواست همه ي اين چيزها خواب بود و ازش بيدار مي شدم !
ديگه نمي دونم چي كار كنم . اول اميدم به خداست و بعد هم به شما
لطفاً نامم رو با دقت بخونين و روش زياد فكر كنين خودتون رو هم جاي من و هم جاي اون بذارين و يك نتيجه گيري درست و منطقي كنيد . لطفاً جوابم رو مختصر نديد و برام زياد توضيح بديد و بگيد چي كار كنم .
ببخشيد كه سرتون رو درد آوردم . از شما تقاضا دارم به هر وسيله اي كه مي تونيد همه علي الخصوص نوجوان ها و جوون ها رو از چت و مضراتش آگاه كنيد .
منتظر جوابتون هستم .
با تشكر و سپاس

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
بر خلاف تصور شما شرايط شما زياد هم بد نيست و با يك بازسازي جانانه شناختي هيجاني مي‌توانيد به زندگي طبيعي باز گرديد.
هر چند كار شما از اساس اشتباه بوده است؛ ولي خوشبختانه اشتباهات شما كاملا قابل جبران است.
جبران معنوي اين مسأله اين است كه براي هميشه ارتباط خارج از چارچوب را با جنس مخالف كنار بگذاريد و به هيچ بهانه‌اي از جمله كنجكاوي دلتنگي يا حلاليت‌طلبي و ... به آن ورود دوباره ننماييد.
دروغ‌هاي شما حق‌ا... است و بايد با توبه آن را جبران نماييد؛ مطمئنا دروغ شما هيچ تأثير منفي خاصي بر اين پسر نخواهد داشت؛ چرا كه اولا اين پسر در روز با ده‌ها نفر سر و كار دارد كه مثل شما يا بيشتر از شما به او دروغ مي‌گويند. ثانيا بر فرض بر ملا شدن دروغ شما اين قضيه درس عبرتي براي وي مي‌شود كه ديگر گرد ارتباط مجازي به جنس مخالف نپردازد. ثالثا پسرها با چهار تا دروغ دختر نسبت به جنس مخالف بدبين نمي‌گردند؛ كما اين كه شما هم اين گونه‌ايد.
رابعا فاجعه سازي شما از اين رابطه سه هفته‌اي است كه باعث بروز اين تفكر شده است و در شرايط عادي هيچ‌گاه زندگي كسي با چند دروغ ديگري تباه نخواهد شد و خامسا ...
اما چند نكته:
1 - بايد بدون فاجعه سازي از اين مسأله درست عبرت بگيريد؛ بهترين و كارآمد ترين درس عبرت اين است كه به هيچ بهانه‌اي در محيط ‌هاي آلوده‌اي مانند چت‌روم‌ها و ... وارد نگرديد و با مديريت بيشتر به حذف كاربري‌هاي گناه‌آلود رايانه باشيد.
چه بهتر كه براي بالا بردن سطح خويشتن‌داري به حذف نرم‌افزارهايي كه امكان چت را به شما مي‌دهد بپردازيد و استفاده از رايانه را منحصر در مسائل غير آسيب‌زا نماييد.
2 - همان طور كه شما به ايشان دروغ گفته‌ايد قطعا ايشان هم از اين مسأله مبرا نيست؛ به احتمال زياد ايشان در محيط بي‌در و پيكر چت به غير واقع‌گويي پرداخته است.
3 - اگر بر فرض زندگي ايشان تباه گردد و تأثير بدي در زندگي او گذاشته باشيد، همه و همه تاوان وب‌گردي اين پسر است و اگر اين پسر كمي خويشتن‌دار بود اين گونه به تاوان‌دهي احتمالي نمي‌پرداخت.
4 - حلاليت‌طلبي - كه مستلزم تداوم يك رابطه گناه‌آلود باشد - قطعا گناهي بيش نيست و اساسا در اين زمينه حلاليت‌طلبي معنا ندارد؛ چرا كه در واقع حق الناسي اتفاق نيفتاده و با جبران حق ‌ا... خداوند به جبران حق الناس احتمالي خواهد پرداخت.
اما نكته اساسي‌تر از همه اين كه:
همه آن چه كه شما در نامه‌تان نوشته‌ايد، چيزي جز افكار وسواسي نيست. اين گونه افكار مزاحم و تكرار شونده رابطه مستقيمي با سطح اضطراب دارند و هر آن چه از اضطراب شما بكاهد سهم بسزايي در كاهش اين افكار وسواسي دارد.
عذاب وجدان و رژه رفتن‌هاي افكار منفي در زمره وسواس فكري مي‌باشد و بايد با مطالعه بيشتر در زمينه وسواس فكري به ماهيت واقعي اين افكار پي ببريد. اگر كمي دقت كنيد محتواي اين افكار بسيار متنوع است و هر از گاهي به امر خاصي متوجه مي‌گردند. خود شما هم به خوبي به بيهوده بودن و غير واقعي بودن اين افكار واقفيد، ولي به هر دليلي از فكر نكردن به آن عاجزيد.
توصيه مي‌شود با بالا بردن سطح اشتغال ذهني خود به امور مثبت مانند فعاليت‌هاي ورزشي فرهنگي تحصيلي از هر گونه تشديد اشتغال ذهني منفي حذر نماييد. يكي از دلايل بروز اين افكار وسواسي بعد از يك سال، بيكاري آسيب‌زاي شما مي‌باشد. بايد با تراشيدن كارهاي مختلف براي خود وقت خالي و زمان اضافي براي فكر كردن بي‌ثمر نداشته باشيد.
اگر شاهد رگه‌هايي از وسواس عملي در زندگي خود هستيد در اولين فرصت براي درمان تخصصي آن به روان‌پزشك و روان‌شناس باليني مراجعه نماييد.
نكته پاياني اين كه:
همان طور كه از نام وسواس فكري بر مي‌آيد، وسواس ريشه در وسوسه دارد و وسوسه افكني عاملي جز شيطان ندارد. همه اين افكار به ظاهر مثبت و رحماني شما، باطني صد درصد شيطاني دارند و شيطان مي‌خواهد در قالب افكار به ظاهر خداپسندانه سعي در دوري شما از خدا نمايد.
شيطان مي‌خواهد با اين عذاب وجدان افراطي (كه چيزي جز وسواس فكري نيست) بار ديگر شما را در وادي خطرناك ارتباط چتي با جنس مخالف به بهانه حلاليت‌طلبي وارد نمايد. حلاليت‌طلبي احتمالي يعني لبيك گفتن به نداي منحوس شيطان.
شما يكي از پاكدامن‌ترين دختران اين مرز و بوم محسوب مي‌گرديد؛ همان طور كه از برخي فرازهاي نامه شما اين مطالب بر مي‌آيد. با تشكر از دست‌گيري خداوند در زمينه كناره‌گيري به هنگام از وادي گناه، به ساير امور مثبت و روح‌افزاي زندگي خود بپردازيد.