با سلام و عرض خسته نباشید و تشکر بابت سایت خوبتون
من در زندگی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنم که نمی دونم برای ترک آنها باید چه کار کنم
من 4سال هست که با خانواده وصلت کردم که به هیچ عنوان همدیگه رو قبول نداریم اما من و همسرم همدیگر رو خیلی دوست داریم و زندگی خوبی داریم
خانواده همسر من اخلاقهای خاصی دارند که من نمیتونم تحمل کنم
خودشون رو خیلی قبول دارند و اصلا کارهای زشتشون رو نمی بینند و پشت سر همه بد مگن
میشینن جلون من از خانوادم که بهشون علاقه دارم حرف های ناروا می زنند
مادر شوهرم دختر نداره و توقع داره من پای حرفهاش بنشینم و به غیبتهاش گوش کنم و میگه اینها غیبت نیست درد دل هست
اما من اصلا راضی نیسم حرفهاش رو گوش بدم
قبل از ازدواج خیلی خیلی کم پیش می اومد غیبت کنم اما الان از حرص زیادی که نسبت به خانواده شوهرم دارم دائما در حال غیبت کردن هستم و تا نگم دلم آروم نمیگیره
حتی مدتی مبتلا به بیماری اعصاب شدم و مجبور به مصرف قرصهای اعصاب تا حدی که دکتر گفته تا خوب نشم نباید بچه دار بشم
چون من بهش گفتم پیش من غیبت نکن پیش همسرم گریه میکنه ومیگه من سنگ صبور ندارم
بابا من نمیدونم چجوری بهش بفهمونم حرفهای شما درد دل نیست توقعات بیجاست
دائما به خاطر دخالت هاش با همسرم دعوا داریم
دو تا از برادرهای من مشکلات اخلاقی دارن و دائما جلوی من اونها رو مثال میزنن و میکوبنشون توی سرم
فعلا رابطم رو باهاش قطع کردم اما تا کی؟
انقدر ظاهردار هستند که مردم فکر میکنن من احمق ترین آدم روی دنیا هستم که قدر همچین مادر شوهر خوبی رو نمیدونم
من با یک سری از فامیلها نمیخوام رفت وآمد کنم چون واقعا به هم ربطی نداریم اما من رو مجبور می کنه که به منزلشون برم و دائما از صله رحم دم میزنه
تو همه کار من دخالت می کنه
حتی توی مجالس من رو مجبور می کنه که به زور برقصم و اگه نرقصم همش بهم اخم میکنه و نظر دیگران رو نسبت به من عوض می کنه
همش میخوام این چییزهارو به یکی بگم تا آروم بشم
اونا از من یک آدم عقده ای و حسود ساختن
دیگه دارم دیوونه میشم
تورو خدا کمکم کنید

با سپاس و تشکر از ارتباط تان با مرکز
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. موضوعی که مطرح کردید، عام و فراگير و جهانی است. زندگی زن و شوهرها و انسان هاي فراواني را به خود مشغول كرده است. گمان نكنيد كه تنها شما با اين مشكل رو به رو هستيد. گاه مادرشوهر و گاه مادر زن و گاهي اوقات ديگران به گونه اي موجبات رنجيدگي خاطر زوجین را فراهم مي‌آورند.
2. اختلافات و رخدادها اگر چه آزار دهنده اند. اما همانند حوادث طبيعي، بايد راه كنار آمدن با آن ها را بياموزيد. بشر نمي تواند جلوي رخ دادن حوادث طبيعي مثل: سیل و زلزله و... را بگيرد، بلكه با تدابير لازم، خانه ها را مقاوم مي سازد تا آسيب پذيري را كاهش دهد. اختلافات، لازمه زندگي است و بايد راه برخورد با آن ها را بياموزيد.
3. راه كاهش دخالت ديگران از جمله مادرشوهر و برخی از بستگان شوهر، كاهش سطح ارتباط است، نه قطع ارتباط. اگر بتوانيد به تدريج محل زندگي خود را از آن ها جدا كنيد و در يك منزل مستقل و دور از آن ها زندگي كنيد، بهتر مي توانيد از دخالت مستقيم آن ها در امان بمانید و در انجام صله رحم نیز به قدر واجب اکتفا کنید.
4. بايد با تمام اعضاي خانواده شوهرتان ارتباط داشته باشيد. هر شخصي را به زبان خودش در كنار خود داشته باشيد. مسير زندگي خويش را بر اساس مصالح خانوادگي و با مشاركت همسرتان ترسيم كنيد . به ديگران احترام بگذاريد . با مخالفت رو به رو نكنيد، ولي لازم نيست از آن ها متابعت داشته باشيد.
مهم آن است كه شما و همسرتان همانند دو نيلوفر به دور هم بچرخيد و بپيچيد و زندگی خوب خود را داشته باشید. حرف هر كسي را به خود او محدود كنيد.
5. هر كس بايد براي زندگي خود طرح و برنامه اي داشته باشد . بر اساس آن طرح و برنامه زندگي خود را اداره كند. در عين حال حقوق ديگران را نيز رعايت كند . احترام ديگران را نيز حفظ كند . اين دو منافاتي با هم ندارند. بله گاهي اوقات شخصيت فرد آن قدر منفعل و انعطاف پذير است كه عنان زندگي خود را به دست ديگران مي دهد . گويا براي ديگران و مطابق ميل ديگران مي خواهد زندگي كند. اين در واقع ضعف مديريتي، شخصيتي و ناكارآمدي خود اوست . ارتباطي با ديگران ندارد. زن و شوهر بايد با همفكري و طراحي كردن يك برنامه مشترك براي زندگي و تربيت فرزندان خود هرچه بيش تر به خانواده خود استحكام ببخشد . از نفوذ و دخالت ديگران جلوگيري كنند.
بيش تر اوقات دخالت ديگران به خاطر اختلافاتي است كه بين زن و شوهر وجود دارد. طبيعي است كه اختلافات راه نفوذ را براي كساني كه روحيه دخالت در زندگي ديگران را دارند باز مي كند . خانواده را آسيب پذير مي کند. از استحكام آن می کاهد. بنابراین باید سعی کنید که رابطه خود را با شوهرتان در بالاترین حد قرار داده و آن را حفظ و حراست کنید . تحت هیچ شرایطی اجازه ندهید که دخالت دیگران آن را به هم زند. چون حفظ و تقویت رابطه شما با شوهرتان مهم ترین اصل زندگی می باشد. بقیه امور فرع زندگی است .نباید مسائل فرعی، مسائل اصلی زندگی را با تهدید مواجه سازد.
6. شما كه نمي خواهيد تا ابد با مادر شوهرتان زندگي كنيد، بلكه با همسرتان پيوند زناشويي برقرار كرده ايد. به اذعان خودتان با همسرتان مشكلي نداريد. او را خیلی دوست مي داريد. قدر اين دوستي را بدانيد. با توكل بر خداوند و یاری از پروردگار به زندگي خود ادامه دهيد تا به مرور زمان مشكلات بر طرف شود.
7. تا شما نخواهید، مادر شوهر يا هر فرد ديگري نمی تواند شما را مجبور به انجام عملي كنند‌! خود شمایید که در برابر آن ها و سخنان نادرست آنان تسلیم می گردید.
مي‌توانيد هم دل آن ها را به دست آوريد، هم استقلال خودتان را حفظ كنيد. گاهي اوقات به حرف آن ها عمل كردن ضرر ندارد و بر عکس سود هم دارد، گاهي اوقات ضرر دارد . برخي مواقع نه ضرر دارد و نه سود. اگر دخالت او به سود شما باشد، نمي توان اسم آن را دخالت گذارد، بلكه آن را به مصلحت انديشی خود بدانيد. در اين مورد از جاده انصاف و مروت خارج نشويد. به حرف آن‌ها گوش بكنيد، هر چند در جايي ديگر به ضرر شما حرف زده باشد.
اگر دخالت به ضرر شما بود، لازم نيست و نبايد به حرف او گوش بكنيد،‌ ولي لازم هم نيست كه به جنجال بكشانيد. سخن او را نشنيده بگيريد، اگر دخالت او خنثي بود، خودتان تصميم بگيريد. بنابراين هر كلامي كه ديگران در مورد شما مي گويند، دخالت نيست، مگر آن كه بر خلاف مصالح خانواده باشد. در این صورت، مي توانيد با زيركي و مهارت از كنار آن بگذريد، بدون اين كه به مخالفت كشيده شويد، به قول معروف بگوييد چَشم، ولي راه خودتان را برويد.
8. اگر غیبت کردن مادر شوهرتان و خانواده او و نیز رفتارهای غلط و ظاهر سازی هایی که دارند، در نظر شما بد و ناپسند است، نباید شما را وا دارد که به رفتارهای تقابلی روی بیاورید و رفتارهای غلط را انجام دهید که آنان انجام
می دهند و در مسیر گناه آلودی که آنان قدم گذاشته اند قدم بگذارید.یادتان باشد که هر کس در گرو عمل خویش است. نسبت به اعمالی که انجام می دهد، بازخواست می شود. اگر می توانید با رفتار و کردار و منطق تان آنان را امر به معروف و نهی از منکر کنید و از عواقب گناه برحذر دارید . اگر این توانایی را در خود نمی بینید، حداقل خود را به گناه آنان آلوده نسازید. در ضمن می توانید در رفت و آمدهای خانوادگی و یا در گفتگوها با زیرکی و با مطرح کردن مسائل و موضوعات دیگر، مدیریت جلسه را خود برعهده بگیرید .عملاً اجازه غیبت را به مادر شوهرتان و دیگران ندهید. سعی کنید همیشه موضوعات تازه و مورد علاقه آن ها در اختیار داشته باشید تا در فرصت مناسب آن ها را مطرح سازید .مسیر گفتگوها را به شایستگی هدایت کنید تا خود و آن ها دچار گناه نشوید.
9. از آن جا که عزت و بزرگی مسلمان در تقوا و میزان پرهیزکاری اوست، نباید در این راه اخم مادرشوهر و نظر بد اطرافیان اراده شما را در پیمودن راه پاکی سست کند و پای شما را بلغزاند. یقیناً اگر در این راه متحمل سختی هایی می شوید، از اجر و قرب و ثواب نامتناهی الهی برخوردار می گردید که در هر صورت به نفع شما خواهد بود.