سلام لطفا در خصوص موارد دوم و سوم حقیقت عبودیت از دیدگاه امام صادق (ع) در حدیث عنوان بصری توضیح دهید.
مخصوصا مورد دوم که میفرماید : بنده برای خودش تدبیر نکند.
آیا انسان که اشرف مخلوقات خداوند میباشد و با توجه به اینکه عقلانیت و تدبیر در امور و شئون مختلف زندگی از نشانه های بارز انسان میباشد و حتی در شناخت خداوند اولین و مهمترین عامل در توحید استدلالهای عقلی میباشد.
با توجه به موارد ذکر شده اینکه امام صادق میفرمایند که بنده برای خودش تدبیر نکند به چه معنایی میباشد.
با تشکر از زحمات شما عزیزان

پرسشگر محترم با سلام وتشكر از ارتبا طتان بااين مركز.
عبارت مورد نظر به شرح زیر است:
قلت : يا أبا عبد الله ما حقيقة العبودية ؟ قال : ثلاثة أشياء : أن لا يرى العبد لنفسه فيما خوله الله ملكا ، لان العبيد لا يكون لهم ملك يرون المال مال الله يضعونه حيث أمرهم الله به ، و لا يدبر العبد لنفسه تدبيرا ، و جملة اشتغاله فيما أمره تعالى به و نهاه عنه ، فإذا لم ير العبد لنفسه فيما خوله الله تعالى ملكا هان عليه الانفاق فيما أمره الله تعالى أن ينفق فيه ، و إذا فوض العبد تدبير نفسه على مدبره هان عليه مصائب الدنيا ، و إذا اشتغل العبد بما أمره الله تعالى و نهاه لا يتفرغ منهما إلى المراء و المباهاة مع الناس ، فإذا أكرم الله العبد بهذه الثلاثة هان عليه الدنيا ، و إبليس ، و الخلق ، و لا يطلب الدنيا تكاثرا و تفاخرا ، و لا يطلب ما عند الناس عزا و علوا ، و لا يدع أيامه باطلا ، فهذا أول درجة التقى ، قال الله تبارك و تعالى : تلك الدار الآخرة نجعله للذين لا يريدون علوا في الأرض و لا فسادا و العاقبة للمتقين ؛(1) (2)
عنوان گوید: به امام صادق عرض کردم: حقیقت بندگی چیست ؟ فرمود : سه چیز:
1. بنده خود را مالک آنچه خدا به وی داده ، نداند ،چون بندگان هیچ گاه مالک نمی شوند. خود و اموال شان را ملک
مالکشان (خدا) می دانند . وقتی کسی خود را مالک ندانسته و خدا را مالک بداند ، به راحتی مال را در راهی که خدا و مالک مال فرموده ، مصرف می کند .
2. برای رسیدن به مال و جایگاه دنیایی و ... ، برنامه ریزی نکند . زمام امور خود را به خدا بسپارد ،زیرا وقتی بنده برای دنیایش برنامه نریخته و تدبیر و تلاش نکرده و زمام امورش را به خدا سپرده باشد ، مصیبت هایی که به اراده خدا بر او فرود می آید ، برایش به آسانی قابل تحمل و سبک و آسان می نماید .
3. همه همت و تلاش خود را در اطاعت از امر و نهی خدا صرف کند، زیرا اگر بنده همه همتش را به اطاعت از امر و نهی خدا و جلب رضایت او نهاد ، دیگر وقت برای خودنمایی و تفاخر و گردن کشی و ... پیدا نمی کند .
هر گاه خدا بنده ای را به این سه خصلت گرامی بدارد ، دیگر دنیا و ابلیس و خلق در نظر او کوچک و بی اهمیت جلوه می کند . نه دنیا چنان جاذبه ای برای او دارد و نه شیطان نزد او قدرتی دارد و نه برای بودن در چشم خلق الله ، اهمیتی قائل می شود. برای جمع آوری و زیاده طلبی و فخرفروشی ، دنبال دنیا نمی رود . برای رسیدن به عزت به دست و مال مردم چشم نمی دوزد . روز و وقت و عمر خود را به باطل نمی گذراند و این اولین درجه تقوا است. خدای تبارک و تعالی فرموده : خانه آخرت را برای کسانی قرار دادیم که اهل برتری جویی و فساد نیستند و عاقبت آخرت از آن با تقوایان است.
در این رهنمود امام بندگان را به خدا و وظایف بندگی توجه داده و می گوید: همچنان که برده و بنده فقط به اطاعت از امر و نهی مولایش توجه دارد و فکر رسیدن به جاه و مال نیست و تدبیر امور زندگی اش را به مولایش سپرده که او را اداره کند و ...، شما هم بنده خدا هستید و خداوند "نعم المولی"(3) و " نعم الوکیل" (4) است ، پس در فکر رسیدن به مراتب دنیایی نباشید، بلکه در فکر جلب رضای خدا باشید . همه توان خود را صرف اطاعت از امر و نهی خدا کنید . اداره امور زندگی خود را به او بسپارید . به آنچه از پیروزی و شکست ، نایل شدن یا محروم گشتن و ... ، برای تان مقدر کرده ، راضی باشید که او بهترین را برای شما تقدیر می کند.
به بیان قرآن :
قُل لَنْ يُصيبَنا إِلاَّ ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ قُل هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ؛ (5)
بگو: هيچ حادثه‏اى براى ما رخ نمى‏دهد، مگر آنچه خداوند براى ما نوشته و مقرّر داشته است. او مولا (و سرپرست) ماست و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكّل كنند! بگو: آيا درباره ما، جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد؟
بنده یک وقت همه تلاشش رسیدن به آمال و آرزوهایش است و یک وقت همه تلاشش رضایت خدا و انجام وظایفی که خدا برایش مقدر کرده است. آن که تلاشش برای تدبیر خودش هست ، برای رضای خدا و امر و نهی خدا اهمیت قائل نیست . همه اش سعی دارد که به دست آورد و نگه دارد و ... ؛ از هر راه و به هر صورت و به هر قیمت ؛ اما بنده ای که به فکر رضای خداست ، برای آینده اش در چارچوب قانون خدا و مطابق امر و نهی خدا برنامه می ریزد چون خدا او را به برنامه ریزی فراخوانده و به کار و تلاش و ... امر کرده است.
اگر تدبیری می کند، نه برای خودش ،بلکه برای اجابت امر خدا و برای رسیدن به رضای او و از راهی است که خدا امر کرده و خواسته است.
پس این حدیث از تدبیر و اداره عقلانی زندگی نهی نمی کند، بلکه بدان دعوت می نماید، ولی جهت می دهد که هدف از تدبیر و عقلانیت و برنامه ریزی ، رسیدن به رضای خدا باشد، نه رسیدن به دنیا.
اگر بنده ای همتش اطاعت فرامین خدا و جلب رضای خدا با انجام وظایف شد ، چه به نتایج مورد انتظار برسد و چه نرسد ، پیروز است، زیرا وظیفه اش را انجام داده و رضای خدا را کسب کرده ؛ چون به رضای خدا رسیده ، دیگر برایش اهمیت ندارد که نزد دیگران عزت یافته یا نیافته ، به مال رسیده یا نرسیده و... .
پی نوشت ها:
1. قصص (28) آیه 83.
2. مجلسی ، بحار الانوار ،چ هشتم ، بیروت ، الوفا ، 1403 ق ، ج 1 ، ص 225 - 226.
3. انفال (8) آیه 40.
4. همان ، آیه 173.
5. توبه (9) آیه 51-52.